تبلیغات
جای بنر های شما
پست شماره:
249
انسان در همة امور محتاج خداوند است و براي برآورده شدن حاجت نبايد متكي به وسايل و وسايط عادي و ظاهري باشد. هر چه هست از خداست، هر چند خداوند نعمتهاي خود را با واسطه به بندگان ميرساند. در حديث قدسي آمده است: خداوند به موسي فرمود: هر چه را كه احتياج داري از من بخواه حتي علف گوسفند و نمك طعامت را.[1] امّا بهتر است وقتي بندة محتاج در مقابل خداوندي بينياز ميايستد و از او درخواست ميكند، نعمتهاي بزرگ و ارزشمند بخواهد چرا كه براي خداوند، اعطاي نعمت هيچ زحمتي ندارد و كوچك و بزرگ آن نزد خداوند مساوي است.

در اينجا با توجه به روش معصومين ـ عليهم السّلام ـ به چند نمونه اشاره ميكنيم:
1. دعا براي والدين
پدر و مادر واسطة به وجود آمدن انسان هستند و همچنين بيشترين زحمات هر شخصي برعهدة والدين اوست، لذا در اسلام احترام و نيكي به آنها بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است، چنان كه در آيات مختلف قرآن،[2] بعد از امر به عبادت خدا و شريك قرار ندادن براي او، امر به احسان به والدين شده است. و از آنجا كه انسان هر چه به والدين خود خدمت كند، از عهدة سپاس از زحمات آنان بر نميآيد، يكي از راههاي جبران زحمات، دعاي خير در حق آنان است. چنان كه حضرت ابراهيم و نوح ـ عليهم السّلام ـ براي والدين خود طلب مغفرت ميكنند.[3] و امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در صحيفة سجاديه دعايي مخصوص در حق والدين دارد.[4]
2. طلب خير براي ديگران
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايند: وقتي دعا ميكنيد براي عموم مردم دعا كنيد كه باعث اجابت دعاست.[5] خداوند نه از برآوردن حاجات ناتوان است و نه در اعطاي آن بخل ميورزد: پس اگر كسي براي ديگران خير بخواهد، خداوند به خاطر خيرخواهي او براي ديگران، حاجت او را برآورده ميكند.
3. داشتن فرزند صالح
يكي از سعادتهاي هر پدر و مادري، داشتن فرزند صالح است كه باعث سربلندي آنان در دنيا و آخرت ميشود، به همين سبب ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ از خداوند درخواست فرزند صالح و مؤمن ميكردند. حضرت زكريا ـ عليه السّلام ـ از خداوند طلب فرزند پاك و طيب ميكند.[6] حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ بعد از حمد و ستايش خدا، براي داشتن فرزند، از خداوند ميخواهد فرزندانش را از نمازگزاران قرار دهد.[7]
4. سلامتي و ظهور امام زمان (عج)
بقیه در ادامه مطلب
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
251
همراه با سوز نوای جانفزای ابا عبدالله الحسین ( ع ) به سوی بندگی خدای حسین ( ع )


روز عرفه روز نیاز به درگاه بی نیاز

" اَللهُمَّ هذا عَرَفة یَومٌ شَرَّفتَهُ وَ کَرَّمتَهُ نَشَرتَ فیهِ رَحمَتَکَ "

«لیت شعری این استقرت بک النوی،بل ای ارض تقلک او ثری»



سلام
روز عرفه هم از راه رسید . شما رو نمیدونم ولی خودم آماده این روز نیستم ، الاخره هرچیزی لیاقت و معرفت میخواد که من ...
از اول ذی الحجه تا روز عاشورا چهل روزه . خیلی ها این چهل روز زیارت عاشورا میخونن تا برای محرم آماده بشن . منم میخواستم بخونم که نشد . ان شاء الله از فردا شروع میکنم و قضای این چند روز هم ادا میکنم .

برای دعای عرفه اگه قسمت شد رفتیم اینجا که هیچ ...

وگرنه میرم اینجا ...
"مهدیه با صفای تهران"
14.jpg)

15.jpg)

پنجشنبه مهدیه تهران
ساعت ۲ بعد از ظهر
دعای پرفیض عرفه
پایگاه مهدیه تهران ( کلیک کنید )

التماس دعا تنها التماس دعای من
یاعلی
+
| نوشته شده در: سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
244
سلام
برای اطلاع از تیپ شخصیتی خودتون از روی ۸ تصویر زیر یکی رو انتخاب کنید و بعد روی پیوند زیر عکس کلیک کنید تا نتیجه انتخابتون رو ببینید .
نکته مهم : سعی کنید تصویری رو انتخاب کنید که هم از لحاظ ترکیب رنگ و هم از لحاظ نقش بیشتر از دیگر تصاویر با روحیات شما سازگار باشه .

برای مشاهده نتیجه تست کلیک کنید .
+
| نوشته شده در: سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
247

نمی دانم ...
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند
دایم سکوت مرگبارم را ...

معلم شهید دکتر علی شریعتی
+
| نوشته شده در: یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
250
جهاد چيز خوبي است مخصوصا اگر از آن بتوانيد نه برای نابودی اشغالگران و متجاوزان به ملت بلکه براي سرکوب و نابود کردن رقیبان مالي و قومي و مذهبي استفاده نماييد چرا که مولوي هاي گرام و گرانقدر بيشتر اوقات ممکن است با کمبود بودجه که از عربستان ارسال مي شود مواجه شوند . حال لازم است نکاتي را در مورد جهاد برايتان نقل نمايم .
اگر بيکار هستيد ، اگر از مدرسه اخراجتان کرده اند ، اگر پدرتان شما را از خانه بيرون کرده اند ، اگر عاشق دختري شديد و آن دخترک با کسي ديگر ازدواج کرد و حالا مي خواهيد خودکشي کنيد ، اگر مي خواهيد کلاس بزاريد ، اگر مي خواهيد خانواده خود را پولدار نماييد به جهادگران انتحاري بپيونديد .
آدرس هاي ثبت نام :
عربستان ، مصر ، پاکستان ، اردن ، دفاتر مولوي هاي تازه از عربستان برگشته ، دفاتر مولوي هاي تندروي داخل روستاها و...
جهاد واقعي از زبان اسلام ناب :
امام علي (ع) در هنگام جنگ اينگونه به ياران خود مي فرمود که : هنگامي كه با آن ها به كارزار پرداختيد زخم خوردگان را از پاي درنياوريد، و هنگامي كه آن ها را متلاشي نموديد فراريان را تعقيب نكنيد، و كشف عورت ننماييد و كشته اي را مثله نكنيد، و چون به سراپرده و منزلگاه آن ها رسيديد پرده اي را برنداريد و به خانه اي وارد نشويد و از اموال آن ها چيزي برنداريد ، جوي هاي آب را خشک نکنيد ، کشت زارها را نابود نکنيد و...
جهاد از زبان مولوي هاي تندروي و وهابي ها و تکفيري ها :
کودکان و زنان را بکشيد ، کشتزارها را نابود و بسوزانيد ، پيرمردان را بکشيد ، از کارافتادگان در امان نباشند ، اسيران سر بریده شوند ، در مساجد و اماکن مقدس بمب منفجر کنید ، نمازگزارن را تيرباران کنید ، کارگران و بي گناهان را سر ببريد و ذبحشان کنید وووو....
نکات مهم برای عزيزان بمب گذار و مجاهدين وهابي و تکفيري ها :
1 . سعي کنيد از انواع بمب هاي قوي که از سوي برادران موساد و سيا ارسال مي شود استفاده نماييد .
2. بمب ها را تا مي توانيد بيشتر به خودتان ببنديد با اينکار شما مي توانيد انسان ها و مسلمانان بيشتري را قتل عام نماييد
3 . قبل از انفجار از خودتان فيلم بگيريد تا ديگران بدانند اسلام دين خوبي است تا مي توانيد اقوام و مذاهب ديگر را فحش باران نماييد و آن ها را به فرستاندن به سوی جهنم تهدید کنید با اینکار شما اسلام را به دیگران معرفی خواهید کرد و همه اسلام شناس خواهند شد و در مورد اسلام همه نظر های خوبی خواهند داد .
4 . اگر شما مولوي شديد و از عربستان حقوق هاي ميلياردي برايتان روانه شد خودتان برويد در روستاها جوانان را انتخاب کنيد وخرشان کنيد تا بيايند جهاد کنند لازم به ذکر است سعي کنيد جواناني که بي سواد هستند و يا بعضا بيکارند و دنبال شرند را انتخاب نماييد .
5 . به ازاي هر بمب گذار هزار دلار آمريکا از طريق بانکهاي سويس به حسابتان واريز خواهد شد پس تا مي توانيد بيشتر بمب گذار جذب کنيد راستي يادتان نرود از استاندارد گلدکوئست استفاده کنيد روش هايي که اين گلد کوئست ارائه داده است بهترين روش براي جذب بمب گذار است .
6 . آيه هاي قرآن يادتان نرود در هنگام فيلمبرداري خواندن آيه هاي منتخب واجب است در ضمن ذکر الله اکبر و لا اله الا الله به با حال شدن فيلم بسيار کمک مي کند .
7 . در هنگام فيلمبرداري تا مي توانيد شيعه را فحش باران کنيد البته سعي کنيد نگوييد شيعه چون کلمه زيبايي است بلکه بگوييد رافضي اينطوري بهتر است تا افکار مردم را بهتر بتوانيد در مورد آنها مشوش نماييد .
8 . يادتان باشد بنا بر گفته عبدالله بن جبرئين ، بن باز ، بن براک و الحوالی از علمای وهابی عربستان خطر شيعه از يهود و مسيحي بيشتر است پس سعي کنيد براي نقاط انفجار مناطق شيعيان را انتخاب کنید .
9 . براي اينکه به بهشت برين قرين شويد بهتر است شيعيان را قتل عام کنيد چرا که کشتن شيعه بيگناه از دشمن و يهودي و مسيحي مسلح و متجاوز و اشغالگر ثواب بيشتري دارد
10 . براي آن که آمار مقتولين و کشته شده ها بالا برود بهترين پيشنهاد اين است که مساجد ، حسينيه ها و بازارهاي خريد را انتخاب کنيد همانطوري مجاهدین وهابی زرقاوي در بازار حله و شهرک صدر فقط با يک بمب 150 زن و بچه را که در بازار مشغول خريد براي نهار خود بودند به هوا فرستاند .
11 . در ايام عزاداري شهادت نوه پيامبر (ص) امام حسين (ع) بدست يزيد (قابل توجه بچه هاي سپاه صحابه و لشگر جهنگوي و تازگي ها طالب هاي مقيم هرات ) بهترين فرصت براي شماست فقط يک عدد سلاح ارسالي از اسرائيل و آمريکا که هميشه در دستان شماست مي توانيد صدها نفر را به هوا بفرستيد .
12 . اگر هيچکدام از اينها را نتوانستيد انجام دهيد هيچ نگران نباشيد سيا و موساد روش هاي جديدي را ارائه کرده اند که مجاهدين وهابي به بهترين وجه آموزش اين دوره ها را گذرانده اند و آن اين است که در جادهها کمين کنيد وقتي اتوبوسي حامل 50 يا 70 نفر کارگر و زن و بچه را ديديد جلوي آنها را بگيريد و کارگران را به جرم کارگري براي اين دولت مزدور و زن ها و بچه ها را به جرم زندگي در اين کشور که دولت مزدور دارد را تيرباران و يا سرشان را ببريد .
13 . بريدن سر شيعه ثواب هفتاد حوري در بهشت دارد وقتي با يک شيعه مواجه شديد فورا سر او را ببريد و اگر ديديد فرد مذکور شيعه بودن خود را انکار مي کند از او به زور شکنجه اعتراف بگيريد و باز هم اگر معترف نشد بکشيدش چون يحتمل از روش تقيه استفاده مي کند .
14 . سعي کنيد از افکار سيد قطب استفاده نکنيد بلکه از روش هاي وهابي گري ابن تیمیه ای استفاده نماييد .
15 . از عمليات هاي خود فيلمبرداري نماييد سپس به آدرس عربستان يا اسرائيل پست کنيد تا کارهاي ميکس و مونتاژ روي آن انجام شود و به سايت هاي اينترنتي ارسال شود .
16 . بعد از هر عمليات فورا در سايت ها و وبلاگ ها اين خبر را منتشر کنيد اگر عمليات شما با کشته شدن 150 زن و کودک و کارگر بود حتما يادتان نرود آخر بيانيه جمله والله أكبر وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ را ذکر کنيد تا همه بفهمند شما به خاطر حفظ دين اسلام اين 150 بيگناه مسلمان را به قتل رسانده ايد .
17 . با توجه به گستردگي امکانات مالي و تجهيزاتي شما که از سوی اسرائیل و عربستان برایتان ارسال می گردد فيلم هاي خود را با فرمت MPG در سايت ها قرار دهيد.
خداوند نفت را در عربستان برکت دهد تا پول ها و سود های آن نه برای مردم فقیر و گرسنه بلکه به حساب بانک های سوئیس در وجه مفتی های وهابی و برادران مجاهد مسلمان کش ورایز گردد .
خداوند سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان و صلاح البندر سرمایه دار سعودی و ملک عبدالله ديکتاتور عربستان و ملک عبدالله ديکتاتور اردن و مبارک را نگهدارد تا مجاهدين وهابي بتوانند به راحتي فعاليت کنند .
خداوند سيا و موساد را حفظ کند تا اساس مجاهدين وهابي تکاني نخورد
خداوند بوش را نگهدارد که باعث شد مجاهدين وهابي خودي نشان دهند و به خوبي معروف شوند.

به متن عربی داخل کاریکاتور دقت کنید قابل تامل است
نکاتي بود از روش ها و واقعیت های عملکرد وهابي ها و تکفيري ها که به صورت طنز آورده شد
به اميد نابودي همه متجاوزين ، اشغالگران و منافقين و خوارج زمانه در لینک زیر وهابي هاي درس خوانده در مدارس ديني عربستان و پاکستان حدود 35 جوان شيعه در کنار ديواري به رگبار می بندند در فيلم اگر توجه کنید سرودی ميکس شده است که به زبان عربی و لهجه عربستان (زبان عربي از نظر لهجه و تلفظ بعضی از لغات با هم اندکی متفاوتند) می باشد . پیشنهاد می کنم فيلم را ببينید تا به عمق جنايات اين به اصطلاح مجاهديني که در راستاي اهداف استراتژيک آمريکا و اسرائيل فعاليت می کنند پي ببريد .
منبع
+
| نوشته شده در: شنبه بیست و چهارم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
243

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
" می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد."
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست."
گنجشک گفت :
"لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:
"ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی."
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.خدا گفت:
" و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!"
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...
+
| نوشته شده در: جمعه بیست و سوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
242
طرح ختم صلوات ۸۶
به نيت سلامتي و تعجيل در ظهور امام مهدي عج الله
برای شرکت در این امر خیر روی تصویر زیر کلیک کنید


یه سایت خوب و جامع درباره پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی
پایگاه اندیشه قم

مجموعه مقالات مهدوی متعلق به پایگاه رسم انتظار

پایگاه مهدیه تهران
+
| نوشته شده در: جمعه بیست و سوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
238
.jpg)
دركتاب هاى مذهبى مقدسى كه در ميان هنديان به عنوان كتاب هاى آسمانی شناخته شده و آورندگان اين كتاب ها به عنوان پيامبر شناخته مى شوند، تصريحات بسيارى به وجود مقدس مهدى موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتى از آن ها را مى آوريم: دركتاب اوپانيشاد كه يكى ازكتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(ع) چنين آمده است:
اين مظهر ويشنو مظهر دهم در انقضاى كلى يا عصرآهن، سوار بر اسب سفيدى، در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مى شود و شريران را هلاک مى سازد . دركتاب باسك كه ازكتب مقدسه آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنين آمده است: دور دنيا تمام مى شود . پادشاه عادلى در آخرالزمان، كه پيشواى ملائكه و پريان و آدميان باشد و حق و راستى با او باشد و آن چه در دریا و زمين ها وكوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمين و آن چه باشد خبر مى دهد و از او بزرگ تر كسى به دنيا نيايد.
دركتاب پاتيكل نيزكه ازكتب مقدسه هندويان است، بشارت ظهور حضرت چنين آمده است:
چون مدت روز تمام شود، دنياى كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود؟ از فرزندان دو پيشواى بزرگ جهان كه يكى ناموس آخرالزمان و ديگرى صديق اكبر يعنى وصی بزرگتر وى كه پشن نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه راهنما است. به حق پادشاه شود و خليفه رام باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد...
در اين بشارت، مقصود از ناموس آخرالزمان پيامبر اسلام(ص) است. پشن نام هندى حضرت على (ع) است صاحب ملك تازه ، حضرت ولى عصر(ع) است و راهنما نام مبارك حضرت مهدى (ع) است وكله رام به لغت سانسكريتى، نام اقدس حضرت احدیت است .
دركتاب وشن جوك نيز بشارت به ظهور حضرت آمد ه است: آخر دنيا به كسى برمى گردد كه خدا را دوست مى دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد. دركتاب دید كه ازكتب مقدسه هنديان است آمده كه: پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواى خلايق باشد و نام منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد... دركتاب دادتگ نيزآمده است:
بعد از آن كه مسلمانى به هم رسد، در آخرالزمان، و اسلام در ميان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و .... برطرف شود و دنيا مملو از ظلم و ستم شود... دست حق به در آيد و جانشين آخر ممتاطا(1) ظهوركند و شرق و مغرب عالم را بگيرد . و دركتاب ريگ و دا آمده است كه: ويشنو در ميان مردم ظاهر مى گردد...
او از همه كس قوى تر است... در يك دست ويشنو نجات دهنده شمشيرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگرش انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى، خورشيد و ماه تاريك مى شوند و زمين خواهد لرزيد. دركتاب شاكمونى نيزكه ازكتب مقدسه هنديان است آمده: پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان گشن بزرگوار تمام شود، و اوكسى باشدكه بركوه هاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، كاركنان او باشند. دين خدا يك دين شود و زنده گردد و نام او ايستاده باشد و خداشناس باشد. گشن در لغت هندى نام پيامبر(ص) است و حضرت مهدى (ع) به نام ايستاده و خداشناس مى خوانند(2)
1- در زبان هندى به معنى محمد است.
2- اديان و مهدويت محمد بهشتى ص 6 1ظهور حضرت مهدى (ع) ازديدگا ه اسلام مذهب و ملل جهان، هاشمی شهيدى ص302.
منبع
+
| نوشته شده در: جمعه بیست و سوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
240
|

|
آنچه میخوانید, متن کامل نامه ای است که چارلی چاپلین, خطاب به دخترش, جرالدین, نگاشته است. بخشهایی از این نامه تابه حال در کتابها و نشریات گوناگون چاپ شده و از جنبه های خاصی مورد بحث قرار گرفته است,اما خواندن متن کامل آن ,شاید خالی از لطف نباشد.درد دلهای یک پدر سالخورده برای دخترش اغلب شنیدنی است ,چه رسد به درد دلهای هنرمند مهمی که تاریخ سینما به او مدیون است.
|
دخترم جرالدين, از تو دورم , ولي يك لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود.تو كجايي؟در پاريس ,روي صحنه تئاتر پرشكوه شانزه ليزه؟اين را ميدانم و چنان است كه گويي در اين سكوت شبانگاهي ,آهنگ قدمهايت را ميشنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشكوه, نقش آن دختر زيباي حاكمي است كه اسير خان تاتار شده است.

جرالدين, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي كه برايت فرستاده اند به تو فرصت هوشياري داد بنشين و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست كه صداي كف زدن هاي تماشاگران گاهي تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولي گاهي هم به روي زمين بيا و زندگي مردم را تماشا كن; زندگي آنان كه با شكم گرسنه در حالي كه پاهايشان از بينوايي مي لرزدو هنرنمايي مي كنند. من خود يكي از ايشان بوده ام.جرالدين دخترم ,تو مرا درست نمي شناسي در آن شب هاي بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه هاي خود را هرگز نگفتم آن هم داستاني شنيدني است.

داستان آن دلقك گرسنه كه در پست ترين صحنه هاي لندن آواز مي خواند و صدقه مي گيرد, داستان من است.من طعم گرسنگي را چشيده ام.من درد نابساماني را كشيده ام.و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقك دوره گرد را كه اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند و سكه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمي كند. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آنكه بميرند حرفي نبايد زد. به دنبال نام تو نام من است :"چاپلين"
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
241

+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
234

برای مشاهده تصاویر دیگر به ادامه مطلب بروید.
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
236

مقدمات عروسی :
از عقد امیرالمؤمنین علی و فاطمه علیهما السلام یک ماه گذشت. عقیل نزد علی آمد و گفت:« ما از ازدواج تو و فاطمه بسیار خوشحالیم. اکنون چرا از رسول خدا درخواست نمیکنی فاطمه را به خانه خود ببری؟» علی علیه السلام گفت:« به خدا قسم من هم مایلم، اما از رسول خدا حیا میکنم.» عقیل گفت:« برخیز نزد پیامبر برویم.»
در راه به ام ایمن برخوردند و ماجرا را به او گفتند. ام ایمن گفت:« بگذارید این کار را زن ها انجام دهند.» لذا برگشت و ام سلمه و زنان دیگر رسول خدا را خبر کرد؛ همگی دور وجود مبارک رسول خدا حلقه زدند و گفتند:« پدران و مادران ما به فدای تو باد، ای رسول خدا! ما برای امری نزد شما جمع شدهایم که اگر خدیجه بود، چشمش روشن میشد.» با شنیدن نام خدیجه، رسول خدا گریان شد و فرمود:« کجا همانند خدیجه پیدا میشود؟ او مرا تصدیق کرد در زمانی که همهی مردم تکذیبم میکردند؛ کمکم کرد و ثروتش را به من بخشید. من به امر خداوند، خدیجه را بشارت دادم به قصری از زمرد در بهشت: جایی که در آن نه اضطرابی است و نه رنج و تعبی.» ام سلمه گفت:« بهشت بر او گوارا باد و خداوند ما را هم همنشین او کند. ای رسول خدا! برادر و پسر عمت علی بن ابیطالب دوست دارد همسرش، فاطمه، را به خانهی خود ببرد. » رسول خدا فرمود:« چرا خودش به من نگفت؟» ام سلمه عرض کرد:« حیا کرد.» رسول خدا فرمود:« برو علی را بیاور.» ام سلمه علی علیه السلام را که منتظر جواب بود، نزد رسول خدا برد. زنها از اطاق خارج شدند. رسول خدا قرار شب زفاف را با علی علیه السلام گذاشت. سپس به زنان خود امر فرمود فاطمه علیهاسلام را زینت کنند.
عطر :
ام سلمه نزد فاطمه علیهاسلام رفت و گفت:« آیا عطری برای خود ذخیره کردهای؟» فرمود:« بله.» و شیشهای عطر آورد. ام سلمه کمی از آن را در کف دست خود زد و بویید. پرسید:« فاطمه جان این عطر از کجاست؟ مانندش را تا به حال نبوییدهام.» فاطمه علیهاسلام فرمود: « یک روز وقتی جبرئیل از نزد پدرم رسول خدا میرفت، چیزی از بالهای او میریخت. رسول خدا فرمود:« اینها را جمع کن، عنبر است که از بال های جبرئیل میریزد.»
لباس عروس:
جبرئیل علیه السلام برای فاطمه علیهاسلام لباسی بسیار مجلل، فاخر و زیبا آورد. همه زنهای قریش حیرت کردند و گفتند:« این لباس را از کجا آوردهای؟» حضرت فاطمه فرمود:« این از جانب پروردگار است.»
منابع: بحارالانوار، ج 43، ص 130 و 95 و 115.
جهیزیه فاطمه علیها سلام :
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از خواستگاری از فاطمه زهرا علیهاسلام و شنیدن پاسخ مثبت از بانوی اسلام، زره خود را فروخت و پولش را نزد رسول خدا برد. پیامبر هیچ سؤالی از مقدار پولها نفرمود. فقط مشتی از آن پول را برداشت و به بلال حبشی داد و فرمود:« برای فاطمه عطر بخر.» سپس با دو دست خود مشتی دیگر برداشت و به ابوبکر داد و فرمود:« برای فاطمه لباس و اثاث منزل تهیه کن.» و عمار یاسر و چند نفر دیگر را برای کمک به او روانه فرمود. صورت جهیزیه فاطمه علیهاسلام عبارت بود از:
*پیراهن به هفت درهم
روسری به چهار درهم
حوله خیبری
تختی از برگ خرما
دو فرش کرباس
چهار متکای پوستی
پرده پشمی
حصیر
آسیاب دستی
طشت مسی
مشک چرمی
قدح شیر
مشک کوچک
کوزه سفالی دهن گشاد
دو کوزه گلی
سفره چرمی.
وقتی جهیزیه را نزد رسول خدا آوردند، پیامبر نگاهی به آن کرد و اشک در چشمان مبارکش حلقه زد. آنگاه سر خود را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:« خداوندا به این قوم که بیشتر ظروفشان گِلی است، برکت عنایت فرما.»

ولیمه عروسی فاطمه علیهاسلام :
ولیمه عروسی علی و فاطمه علیهما السلام در ظهر روز قبل از زفاف بوده است. امام علی میفرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« ای علی، برای خانوادهات غذای بسیار نیکویی تهیه کن. ما گوشت و نان میدهیم و تو هم خرما و روغن بیاور.» من خرما و روغن خریدم و رسول خدا هم گوسفندی فربه سر برید و نان زیادی تهیه فرمود. سپس به من فرمود:« هر کس را که میخواهی دعوت کن.» من به مسجد رفتم و دیدم مسجد پر از اصحاب مسلمان است. خواستم بعضی را دعوت کنم و بعضی را نکنم، اما خجالت کشیدم. پس صدا زدم:« دعوت به ولیمه فاطمه را اجابت کنید. » مسلمانها دسته دسته آمدند و من در فکر زیادی جمعیت و کمی غذا بودم. اما رسول خدا ناراحتی مرا حس کرد و فرمود:« من از خداوند درخواست برکت کردهام.» آن روز بیش از چهار هزار نفر آمدند و غذا خوردند اما غذای ما کم نیامد.
منابع:
بحارالانوار، ج 43، ص 94، ح 5.
بحارالانوار، ج 43، ص 130.

منبع
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
235

فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و كمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد. و به عالیترین كمالات انسانی آراسته بود. شخصیت و عظمت پیامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا می رفت و قدرت و شوكت او زیادتر می شد به همین علت دختر عزیزش زهرا (علیها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاری می كردند اما پیامبر با خواستگاران طوری رفتار می كرد كه می پنداشتند مورد غضب پیامبر قرار گرفته اند.
رسول خدا فاطمه را برای علی (علیه السلام) نگاه داشته بود و مایل بود از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.
پیشنهاد به علی:
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پیغمبر اكرم تمایل دارد فاطمه (علیها السلام) را با علی پیوند ازدواج دهد، ولی از جانب علی پیشنهادی نمی شد. یك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهی دیگر كه پیامبر تقاضای ازدواج آنها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دری سخن می گفتند. در این بین سخن از فاطمه به میان آمد. ابوبكر گفت: مدتی است كه اعیان و اشراف عرب فاطمه علیهاالسلام را خواستگاری می نمایند اما پیغمبر اكرم پیشنهاد احدی را نپذیرفته و در جوابشان می فرماید: تعیین همسر فاطمه با خداست.برای همه روشن بود كه خدا وپیغمبر، فاطمه را برای علی علیه السلام نگاهداشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضرید به اتفاق هم نزد علی برویم و جریان را برایش تشریح كنیم و اگر به ازدواج مایل بود همراهیش كنیم؟! آنها از این پیشنهاد استقبال و او را در این كار تشویق كردند.
سلمان فارسی می گوید: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدین قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.علی (ع) فرمود: از كجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟ ابوبكر گفت: یا علی تو در تمام كمالات بر سایرین برتری داری، و از موقعیت خود و علاقه ایكه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهی. اشراف و بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیها السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی الله علیه وآله دست رد به سینه همه زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان می كنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو گذاشته اند. و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد.

× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
239
A little boy went into a drug store, reached for a soda carton and pulled it over to the telephone. He climbed onto the carton so that he could reach the buttons on the phone and proceeded to punch in seven digits.
The store-owner observed and listened to the conversation: The boy asked, "Lady, Can you give me the job of cutting your lawn? The woman replied, "I already have someone to cut my lawn."
"Lady, I will cut your lawn for half the price of the person who cuts your lawn now." replied boy. The woman responded that she was very satisfied with the person who was presently cutting her lawn.
The little boy found more perseverance and offered, "Lady, I'll even sweep your curb and your sidewalk, so on Sunday you will have the prettiest lawn in all of Palm beach, Florida." Again the woman answered in the negative.
With a smile on his face, the little boy replaced the receiver. The store-owner, who was listening to all, walked over to the boy and said,
"Son... I like your attitude; I like that positive spirit and would like to offer you a job."
The little boy replied, "No thanks, I was just checking my performance with the job I already have. I am the one who is working for that lady, I was talking to!"
چقدر شایسته ایم؟
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زنان پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".
منبع
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
228

سلام
چند روز پیش بود که بعد از کلاس از دانشگاه با دو تا از دوستام به سمت خونه راه افتادیم . یکی از این دوستام هم خدمتیم بود و تازه از دانشگاه شمال اومده تو دانشکده ما . حوالی خونشون که رسیدیم متوجّه حال خراب من شد و علتّش را از من پرسید. دلم نمیخواست با مشکلی که مدتهاست داغونم کرده و براش راه حالی پیدا نکردم ، رفیقم ببرم تو لک . چون می دونستم با نارحتی من ناراحت میشه .
از اون اصرار و از من انکار . کم کم زمینه گفتن آماده میکردم که به در خونشون رسیدیم . با اصرارش رفتم بالا و نشستیم و مشغول صحبت شدیم. بعدشم سرمون با دیدن کلیپهای موبایل گرم شد. خلاصه از هر چیز گفتیم و شنیدیم جز همون چیزی که به زور دوستم منو به خونشون برده بود . آخر هم چون برای شام نموندم از دستم ناراحت شد و به سردی از هم جدا شدیم و من به سمت خونه راه افتادم .
تو راه پیش خودم درباره این قضیه و مشکلم فکر می کردم . به خودم میگفتم :
« دیدی ! حتی دلسوزترین دوستانت تا آخر راه باهات نمیان یعنی نمیتونن بیان چون خودشون هم محدودن ، چون خودشون هم مشکل دارن . تنها خودشه که از خودت به تو نزدیکتر و دلسوزتره ، همون که همیشه تا آخر آخر باهات اومده ، دوست داره ، از ناراحتیت ناراحت میشه ، همیشه برات خیر میخواد . چرا ازش جدا شدی ؟ چرا این مشکل باعث شده اعتقادت بهش سست بشه . به هر حال این مشکلیه که خودت برای خودت ساختی و باید تحمّل کنی .
یادت باشه آدم بی درد وجود نداره . هر چی که بهت رسیده باید به خاطرش شکر کنی . اگه قدر نشناس باشی ممکنه خیلی از داشته هاتم از دست بدی . »

و خیلی از حرفها و فکرها که تو ذهنم مرور میکردم . هر چی فکر میکنم می بینم نباید آدم در برابر مشکلات هر چه قدر هم که بزرگ باشند از خودش ضعف نشون بده و ایمانشو از دست بده . باید توکّل کرد و در برابر سختیها مقاومت . البته این هم سخته و هم اجتناب ناپذیر ولی ممکنه ، با توکّل و کمک خواستن از خدا این مقاومت راحت تر هم میشه .

+
| نوشته شده در: سه شنبه بیستم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
233

طبق متون بهائی، عبدالبهاء در فلسطین خود را مسلمان جا زده و در نماز جمعه مسلمانان شرکت می کرده و خود را مقید به احکام اسلامی می نمایانده است تا راحت زندگی کند...
کارشناسان تاکید نموده اند در طول دهه های گذشته هماره تشکیلات بهائی اصرار داشته است درآمار بهائیان بزرگ نمائی کندو تعداد آنها را بیشتر از آنچه هست نشان بدهد.
بهائیان به این منظور، در سر شماری ها دستور تشکیلاتی داده اند که در ستون دین یا کلمه «بهائی» را بنویسند یا «سایر» را انتخاب کنند.
با همه این تفاصیل و اصرارها، می بینیم نتایج به دست آمده از سر شماری عمومی سال های 1375 و 1385نشان می دهد آمار ادعائی آنها به هیچوجه صحت ندارد.
مطابق آنچه در سایت رسمی مرکز آمار ایران آمده است، ستون «سایر» و «اظهار نشده» در سال 1375 تعداد 147295 نفر از 60055488 جمعیت کل کشور(یعنی بیست و پنج صدم درصد در برابر نود و نه درصد و پنجاه و شش صدم درصد مسلمان) و در سال 1385 تعداد 263199 نفر از 70472846 جمعیت کل کشور (یعنی سی و هفت صدم در صد در برابر نود و نه درصد و چهل و سه صدم درصدمسلمان) بوده است!
ضمن آنکه این آمار هم شامل کلیه کسانی است که به هر دلیلی نخواسته اند دینشان را اظهار کنند که شامل همه دگر اندیشان اعم از کمونیست ها و توده ای ها و شیطان پرست ها و بودائی ها و سیک ها و بهائی ها و...می تواند باشد.
اگر سهم بهائی ها از ستون «سایر و اظهار نشده»، پانزده در صد هم باشد، شاید بتوان گفت آمار بهائیان ایران در سال 1375 و 1385 حدود 25 تا 40 هزار نفر تخمین زده می شود، نه سیصد هزار نفر چنان که بیت العدل در اسرائیل ادعا کرده است.
یک احتمال هم می تواند این باشد که بهائیان بر خلاف نظر بیت العدل، خود را مسلمان اظهار کرده باشند؛ زیرا در طول این دهه ها دیده اند به خاطر این اصرار بیت العدل در بهائی نشان دادن خود، متحمل رنج ها و محرومیت های شغلی و تحصیلی و اجتماعی شده اند و خود و خانواده شان را به زحمت بی نتیجه انداخته اند و لذا تصمیم گرفته اند علی رغم نظر تشکیلات، خود را در سرشماری ها مسلمان اظهار کنند و راحت زندگی کنند.
این امر البته در بهائیت سابقه هم دارد و طبق متون بهائی، عبدالبهاء در فلسطین خود را مسلمان جا زده و در نماز جمعه مسلمانان شرکت می کرده و خود را مقید به احکام اسلامی می نمایانده است تا راحت زندگی کند...
این احتمال بعید هم نیست زیرا بهائیان ایران، خیری از این سری دستورات مشکل آفرین بیت العدل ندیده و ترجیح داده اند تظاهر به بهائیت نداشته باشند تا همچون مسلمانان از مواهب اجتماعی بهره مندباشند و ابزار برنامه های تفرقه انگیز و مشکل زای بیت العدل نگردند.
منبع
+
| نوشته شده در: سه شنبه بیستم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
237

«تعدادي اخلالگر كه با استفاده از كارت جعلي دانشجويي به قصد برگزاري تجمع غيرقانوني در مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران وارد داشگاه شده بودند، با هوشياري ماموران سازمان اطلاعات استان تهران شناسايي و دستگير شدند».
روابط عمومي وزارت اطلاعات در نمابري، با اعلام اين خبر افزود: «افراد دستگيرشده توسط گروهي از معاندين نظام و جريانات سياسي انحرافي از شهرهاي مختلف فراخوانده شده بودند تا ضمن راهاندازي اجتماع غيرقانوني، درگيري ايجاد [كنند] و فضاي علمي - فرهنگي دانشگاه را به آشوب و اغتشاش بكشانند».

بر اساس اين گزارش، «آشوبگران از قبل اقدام به تهيه تير و كمان، جمعآوري سنگ و ساخت نارنجكهاي صوتي قوي كرده بودند و از دستگيرشدگان مقادير قابل توجهي نشريات موهن، كتب ضاله، اعلاميه حاوي توهين به مقدسات و مشروبات الكلي كشف و ضبط شده است».
منبع
+
| نوشته شده در: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
227

سلام
میخوام یه حقیقتی که بهش رسیدم بهتون بگم . چیزی که با تمام وجود و در تمام ابعادش درک کردم و باورش دارم . راجع به دستگاهی صحبت میکنم که اکثرا" کم و بیش مزه نوکری تو اونو چشیدن . آره دستگاه پر عظمت و پر جاذبه اهل بیت ( ع ) مخصوصا" امام حسین ( ع ) را میگم .
حتما" شنیدید که از قدیم گفتن که تو دستگاه امام حسین ( ع ) چیزی لنگ نمیمونه و همه چیز خودش جور میشه . به خدا همینطوره . بارها و بارها تو این 25 سال عمری که از خدا گرفتم درستی این قضیه برام اثبات شده. دیگه یاد گرفتم تو هیئتها و ایستگاههای صلواتی که به مناسبتهای مختلف با بچه محلها بر پا میکنیم ، غصه پول و دیگر چیزهای مادّی رو نخورم . به عنوان مثال یادمه شب ولادتامام حسین ( ع ) امسال ماه شعبان تو محلّمون ایستگاه صلواتی بر پا کرده بودیم . قرارمون این بود که شربت پرتقال و شیرینی و شکلات پخش کنیم . تابستون بود و برای شربت باید یخ میگرفتیم . کارها کمی عقب افتاد ، وقتی برای گرفتن یخ رفتیم دیدیم تموم شده ، به هر جا که سر زدیم نتونستیم یخ پیدا کنیم .
مونده بودیم حیرون و نگرون که چیکار باید بکنیم . به پیشنهاد یکی از بچه ها برای جمع کردن یخ به در خونه همسایه ها رفتیم . ولی آنقدر یخ کم جمع شد که همون 10 دقیقه اول همش آب میشد . خلاصه دیدیم چاره ای نیست ، دل زدیم به دریا و توکّل کردیم به خدا و توسّل به خود ارباب .
باور کنید هنوز هم یادم می افته منقلب میشم و اشک شوقم جاری میشه .مراسم شروع کردیم . مشغول پخش شیرینی و شربت و شکلات بودیم که دیدیم خانمی یه زنبیل پر از یخ آورد و دادش به ما .تا آخر مراسم چند نفر دیگه هم برامون یخ آوردن . از شوقمون گاهی می خندیدم و گاهی هم گریه میکردیم .
باور کردنی نبود ، مراسمی که امیدی به برگزاریش نداشتیم ، بیشتر از سه ساعت با حضور حجم انبوه عاشقان و مهمانان آقا ابا عبدللّه ( ع ) و با شکوه هر چه تمامتر برگزار شد .
اونشب انقدر یخ جمع شد که مجبور شدیم تموم کلمن های آب رو از یخ پر کنیم و برای استفاده مردم تا ساعتها بزاریم روی پیشخون ایستگاه بمونه و مقداری هم بزاریم پای درختان .
کوتاه کنم ، همیشه به دوستام میگم تو این دستگاه اصلا" حرص نبود پول و وسایل نخورید ، حتما" همه چیز خود به خود جور میشه فقط ما باید حرکت کنیم .
یاعلی
+
| نوشته شده در: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
232

پایگاه اطلاع رسانی بازار پسته ایران
عدم شفافيت و وجود مدارك معتبر درخصوص پسته موجب شايعهپراكني و شبههافكني بسيار شده است.
تاسيس شركت ملي پستهء ايرانيان در شهريور 85 از جمله عواملي بود كه موجب انتشار برخي گزارشات پيرامون عملكرد خريداران پسته شد.
در سالهاي بعد از انقلاب، شركت تعاوني پستهء رفسنجان مهمترين تشكل خريدار و صادركنندهء پستهء ايران بود و طي دو سال اخير با حمايت ويژهء دولت نهم، شركت ملي پستهء ايرانيان تاسيس شد تا رقيبي براي تعاوني باشد.اين گزارش نگاهي كوتاه به نحوهء فعاليت اين دو شركت دارد.
تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجان
هدف از تاسيس تعاوني پستهء رفسنجان خاتمه دادن به وضعيت نابسامان توليد، بازار و صادرات پسته در 35 سال پيش بود. تا سال 1360 يعني پس از 14 سال فعاليت، كمتر تغييري در اين وضعيت ايجاد و شركت تعاوني در حالي كه داراييهايش كمتر از 820 ميليون ريال برآورد شده بود و بيش از 830 ميليون ريال به بانك ملي ايران و اشخاص ديگر بدهكار بود و از عهدهء پرداخت و تسويهء آن برنميآمد، ايجاد شده بود و در آستانهء ورشكستگي بود تا اينكه با حمايت نمايندهء وقت رفسنجان در مجلس و تجديد ساختار، تعاوني روندي روبه رشد به خود گرفت و توانست به تنهايي در عرصهء پسته يكهتازي كند. در اين سالها اعضاي تعاوني به بيش از 70 هزار نفر و تا سال 1383 ارزش داراييهاي شركت به بيش از 1000 ميليارد ريال رسيد.
تعاوني پستهء رفسنجان در ابتداي هر فصل اقدام به تعيين قيمت خريد پسته ميكند. اين قيمت همواره فراتر از قيمت رايج در بازارهاي محلي است و سپس پستهء كشاورزان را تحويل و مبلغ پسته را در اقساط ميپردازد. شيوهء عمل هماينگونه بود، كه با توجه به حمايتهايي كه وجود داشته، اين شركت در ابتداي فصل از تسهيلات بانكي برخوردار ميشد و پس از صادرات محصول و دريافت مبالغ آن به راحتي ميتوانست اقساط خود را بپردازد.
متاسفانه تعاوني در سالهاي فعاليت به شدت خود را وابسته به حمايتهاي مالي دولتي، مجوزهاي اعطايي واردات و درآمدهاي ناشي از اختلاف نرخ ارز كرده بود و در سالهاي اوج فعاليتش هيچگاه برنامهاي براي جمعآوري منابع مالي پايدار و مستقل نداشت و با اولين ضربه يا حذف حمايتها فعاليتش دچار تزلزل ميشد; به صورتي كه با اجراي سياستهاي تثبيت نرخ ارز از سوي دولت موجب كاهش سهم تعاوني در خريد محصول پسته و انباشته شدن بدهيهاي شركت به باغداران شد.
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
226

سلام
تا حالا شده برای شما مواقعی پیش بیاد که مشکلی یا درد دلی داشته باشین که از دیگران کاری ساخته نباشه ولی فقط خواسته باشید تا کسی به حرفها و درد دلهاتون گوش بده یا به قول دیگه اون آدم بشه سنگ صبورتون ؟
واقعا" یه همچین کسی تو مواقع سختی برای آدم نعمته اونهم یه نعمت بزرگ !
دیدید آدم بعد از اینکه با یکی درد دل میکنه چقدر راحت میشه حتی اگه مشکلش سر جاش باشه .
پس بیاییم با همدیگه یه قرار بزاریم ؛ بیایم از این به بعد حواسمون بیشتر به اطرافیانمون باشه تا اگر کسی بود که دنبال یه مونس و همدم باشه ما براش سرتا پا گوش باشیم حتی اگه نتونیم گره ای از کارش باز کنیم . یادمون باشه که خیلی از وقتها ما آدمها دوست داریم کسی فقط به حرفهامون گوش بده و انتظار کمک از کسی نداریم.
+
| نوشته شده در: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
230
سلام
سالروز شهادت جهانسوز نهمین نور منیر آسمان امامت و هدایت ، ابن الرّضا ، حضرت امام محمّد تقی جوادالائمّه ( ع ) را برتمامی شیفتگان و پیروان آن امام همام تسلیت عرض می نمایم .

قال امام محمد تقى (ع):
«تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ أَعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ وَ خالِفِ الْهَوى وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.»
:صبر را بالش كن، و فقر را در آغوش گير، و شهوات را ترك كن، و با هواى نفس مخالفت كن و بدان كه از ديده خدا پنهان نيستى، پس بنگر كه چگونه اى.
ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمد و در سال 220 هـ.ق در بغداد وفات يافت. مرقد آن حضرت در كاظمين كنار مرقد امام موسي كاظم (ع) قرار دارد.
۩ دوران امامت
امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. امام جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.
۩ امام در بغداد
پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.
۩ سفر حج
امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.
امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.
۩ نياز مؤمن به سه چيز:«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.
استوار كن، آشكار كن!«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.
قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى «لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.
تأخير در توبه«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» .»:(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»
۩ نامه امام جواد به دوستش«كَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.» :امام جواد (عليه السلام) به يكى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر كه خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا كه باشد با اوست و دنياى ديگر سراى جاودان است.
۩ مسئوليت گوش دادن«مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.» :هر كه گوش به گوينده اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.
۩ پسنديدن، در حكمِ پذيرفتن«مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ.» :كسى كه در كارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند كسى است كه غايب بوده، و هر كه در كارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند كسى است كه خود در آن بوده است.
۩ نوشته امام جواد (عليه السلام) «إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ.» :حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه مىبريم.
۩ دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا «أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُكَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُكَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُكَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُكَ بى، وَ لكِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.» :خداوند به يكى از انبيا وحى كرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو كردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى كردى؟
منبع
+
| نوشته شده در: یکشنبه هجدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
229
در روزگاران حضرت موسی (ع) فردی متمکنی بود که اهل معصیت و گناه بود .
مردم از فرط معاصی و . . . آن مرد شکایت به موسی (ع) بردند . حضرت موسی (ع) بر حسب وظیفه نبوتش نزد آن مرد رفت و او را نصیحت کرد که دست از کارهات بردار و . . .
اما اون مرد اصلا توجهی به حرفای حضرت موسی (ع) نکرد . موسی (ع) شکایت نزد پروردگار برد . خدا در جواب به موسی گفت : موسی ! برو به اون بنده من بگو اگه دست از کارهاش بر نداره عذابش می کنم .
موسی نزد آن مرد رفت و فرموده خدا را به او گفت . اما باز آن فرد عاصی بی توجه از کنارحرفای موسی (ع) گذشت.
روز ها می گذشت و او همچنان کارهای گذشته اش را انجام و روز به روز سر حال تر و بر ثروتش افزوده تر میشد . روزی موسی را در بین جماعت دید و با تمسخر به او گفت : موسی ! پس کو اون عذابی که پروردگارت وعده داده بود، من که روز به روز وضعم بهتر و بر ثروتم افزوده تر میشه . پس چرا عذابی بر من نازل نشد ؟
موسی (ع) با دلی شکسته مجددا نزد خدا رفت و گفت : خدایا تو وعده عذاب داده بودی . اما عذاب که بر این مرد عاصی نازل نشد هیچ ، روز به روز متمکن تر و . . . شد .
پروردگار در جواب فرمود : موسی برو به اون بنده من بگو چه عذابی درد ناک تر از این که نمی تونی اسم منو (خدا) ببری . همین عذاب برات بسه .
فکر نکنم عذابی درد ناک تر از این باشه که عاشقی نتونه با معشوقشو حرف بزنه و با اون خلوت کنه .
به نظرتون عذابی درد ناک تر این عذاب هم هست ؟
هرگز نگویمت ز کرم دست من بگیر
عمریست گرفته ای تو، مبادا رها کنی
منبع
+
| نوشته شده در: یکشنبه هجدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
214
هزاره گرايى ( millennialism ) ميراث قديم اديان است كه امروزه در جوامع مسيحى رواج يافته و در آينده نزديك، شاهد آثار و نتايج آن خواهيم بود.
اين آرمان در يهوديت بسيار اوج گرفت و در مسيحيت - به ويژه در حدود سال 1000 ميلادى - به نهايت اوج خود رسيد.
اكنون هزاره گرايى در جهان مسيحيت بيداد مى كند و شور و التهاب اين آرمان در آن جوامع بدان پايه است كه پژوهشگران علوم اجتماعى و رسانه هاى جمعى گاهى از آن به عنوان سندرم 2000 و جنون هزاره اى ياد مى كنند. اين آرمان خاص مسيحيت نيست و نشانه هايى از آن در اسلام و اديان ديگر وجود دارد.
دائرة المعارف بين المللى علوم اجتماعى در مدخل (millennialism ) مى نويسد : واژه لاتينى millennialism ، و معادل يونانى آن chilias در لغت به معناى يك دوره هزار ساله است. سنت هزاره بر ادبيات مكاشفه اى يهود وكتاب مكاشفه يوحنا استوار است.
بر اساس آن سنت، مسيح پس از اينكه بار ديگر به شكل يك جنگاور آشكار مى شود، بر ابليس پيروز خواهد گرديد و او را در بند خواهد كرد . آنگاه ملكوت خدا را پديد خواهد آورد و شخصاً به مدت 1000 سال حكم خواهد راند. قديسانى كه در ايمان ثابت مانده و جان بر سرآن نهاده اند، از خاك برمى خيزند و در پادشاهى او به كهانت مى پردازند.
در پايان اين دوره، شيطان تا چندى آزاد خواهد ماند و سرانجام كشته خواهد شد . آنگاه رستاخيز همه مردگان، واپسين داورى و آخرين رستگارى فرا خواهد رسيد.
هزاره گرايى تا اندازه اى به پيشگويى هاى مربوط به آينده جهان ارتباط دارد و در جستجوى پاسخى براى سرنوشت انسان و جهان است .
واما هزاره مسيحي : كتاب مكاشفه يوحنا از اعداد و ارقام سخن گفته است و دو عدد بسيار معروف در آن يافت مى شود: 1000 و،666.
به گفته آن كتاب، حضرت عيسى (ع) شيطان را دربند مى كند و مدت هزار سال با قديسان خود و شهيدان آغاز مسيحيت كه تعدادشان بسيار است، سلطنت مى نمايد. آن گاه شيطان اندكى آزاد مى شود شيطان براى جنگ با نيكان و تسخير شهر قدس لشكرگرانى را فراهم مى كند، ولى وى و سپاهش به اراده خدا نابود مى شوند .
اين مسأله روشن بعدا تفسيرهاى مختلفى گرفت. مثلأ گروهى گفتند سلطنت هزار ساله حضرت عيسى مسيح (ع)، به بهشت مربوط مى شود زيرا شيطان به آن جا راهى ندارد. درباره تقدم و تأخر اين رويدادها نيزگرايش هاى گوناگونى پديد آمد كه مكتب هاى پيش هزاره پس هزاره و نفى هزاره از آن جمله است.
هزاره گرايى همراه انتظار موعود، از يهوديت به مسيحيت سرايت كرد و به علت ناتمام ماندن رسالت حضرت عيسى مسيح (ع) در مسيحيت ادامه يافت. (1)
1. نشريه موعود ش 19 ص 14
منبع
+
| نوشته شده در: جمعه شانزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
225

از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها كني
I asked God to take away my habit
God said, no
It is not for me to take away, but for you to give it up
از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم كه موقت است
I asked God to make my handicapped child whole
God said, no
His spirit is whole, his body is only temporary
از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست، آموختني است
I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned
گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: «نعمت از من، خوشبخت شدن از تو »
I asked God to give me happiness
God said, no
I give you blessings; happiness is up to you
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت ميكند
I asked God to spare me pain
God said, no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me
از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود : نه، تو خودت بايد رشد كني
من فقط شاخ و برگ اضافيات را هرس ميكنم تا بارور شوي
I asked God to make my spirit grow
God said, no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful
از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو «زندگي» داده ام
I asked God for all things that I might enjoy life
God said, no.
I will give you life. So that you may enjoy all things
+
| نوشته شده در: جمعه شانزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
224
سلام
مطلب زیر مطلب جالب و خوبیه حتما" بخونید . ضمنا" یک نوای یک دقیقه ای از حاج منصور که چند سال پیش تو مدینه خونده بود .آدم هوایی میشه . همون قطعه معروف که به " مدینه شهر پیغمبر " معروفه .
برای دریافت مداحی روی تصویر کلیک کنید .

این روزها شهر مدینه حال و هوای دیگری به خود گرفته و با ورود حجاج از سرتاسر دنیا به مدینه ، رفته رفته از آرامش روز های گذشته این شهر می کاهد و آنچه در این میان غریب تر می نماید تلاش زائران بخصوص شیعیان برای زیارت قبر مخفی بی بی دو عالم فاطمه زهرا(س) می باشد .طبق وصیت فاطمه زهرا(س) تشییع و تدفین او در شب انجام گرفت. زیرا فاطمه زهرا (س) از اینکه ظالمان و کسانی که به او ظلم کرده اند در تشییع جنازه او شرکت کرده و بر آن نماز خوانده و به هنگام به خاک سپردنش حاضر باشند راضی نبود و حتی از اینکه محل قبر ایشان را بدانند ناخشنود بودند بلکه باید قبر این عزیزه و حبیبه پیامبر از روز وفات تا روز فصل و قیامت که میقات است مخفی بماند تا اینکه حجاج و زائران قبر رسول خدا(س) در مدینه منوره و آنان که قبر ائمه بقیع(ع) را زیارت می کنند به این معنی همواره توجه داشته باشند که: چرا باید قبر دخت پیامبر(ص) مخفی و پنهان باشد که هر چه از هرکس نشان قبر او پرسند از آن اثر و خبری نیابند.
لذا سرویس دین و اندیشه خبرگزاری انتخاب به بهانه این ایام در این مجال قصد دارد تا به تشریح جغرافیای مدینه منوره بپردازد تا علاقمندانی که در روزهای آتی به قصد مدینه بعد و یا بعد از ایام حج تمتع به قصد حج مفرده عازم این شهر می شوند بتوانند با جغرافیای آن به خوبی آشنا گردند.

قبرستان بقیع:
بقیع گورستان مدینه منوره است که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیاری از صحابه و پس از رحلت ایشان چهار تن از ائمه معصومین علیهم السلام و نیز تعدادی از بزرگان تابعین و سادات اهل بیت عصمت و طهارت در آن به خاک سپرده شده اند، از آن زمان تاکنون نیز هزاران نفر از دانشمندان ، زاهدان و صلحا، که در مدینه از دنیا رفته اند، در همین گورستان مدفون شده اند پیامبر صلی الله علیه و آله برای آرمیدگان در این قبرستان احترام خاصی قائل بود این گورستان که در قسمت شرقی مسجد النبی صلی الله علیه و آله قرار دارد، در دوره جاهلیت اهمیت چندانی نداشته است. بقیع تا یکصد سال قبل حصاری نداشته ، اما اکنون محصور گشته ، و از گذشته تاکنون مسلمانان هر فرقه و مذهب ، پس از زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله به بقیع آمده ، اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگر آرمیدگان در این گورستان را زیارت می کنند .
مدفون شدگان در بقیع :
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
223
شش هزار ليتر سهميه بنزين امروز بين بازيكنان پرسپولیس تيم تقسيم شد تا مشكل رفت و آمد بازیکنان براي حضور در تمرينات مرتفع شود. افزایش سهمیه این تیم ورزشی در حالی صورت گرفته است که هنوز بسیاری از مشاغل خاص بدون هیچگونه توجه موثری با مشکلات بسیار مواجه هستند.

به نقل از وبسایت رسمی باشگاه فوتبال پرسپولیس با رايزنيهاي صورت گرفته از سوي این باشگاه با شركت ملي توزيع پخش و پالايش نفت، براي حل مشكل سرخپوشان، شش هزار ليتر سهميه بنزين دريافت و امروز بين بازيكنان تيم تقسيم شد تا مشكل رفت و آمد براي حضور در تمرينات مرتفع شود.
افزایش سهمیه بنزین بازیکنان یک تیم ورزشی در حالی صورت گرفته است که هنوز بسیاری از مشاغل خاص بدون هیچگونه توجه موثری با مشکلات بسیار مواجه هستند.

منبع
امان و صد امان از این رابطه بازیها !!
+
| نوشته شده در: پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
222
سلام
دانشجویانی که تا حالا برای حج عمره دانشجویی ثبت نام نکردن عجله کنن که چهارشنبه ۲۱ آذر ماه آخرین مهلتشه . ۲۴ همین ماه هم تو مجتمع آموزشی جنب بیمارستان بوعلی تو ابتدای خیابان دماوند ساعت دو بعدازظهر مراسم قرعه کشی انجام میشه .
برای ثبت نام روی تصویر کلیک کنید.

قسمت هر کی شد ما هم التماس دعا داریم .
+
| نوشته شده در: پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
218


ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه میگیرد. ضمیر ناخود آگاه نمیتواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم میتواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشهی زیبا و مثبت میتواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشهی منفی و یأسآور میتواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسانها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.
موفقترین انسانها کسانی هستند که توانستهاند در ذهن خود اندیشههای مثبت داشته باشند؛ آنان که میپندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبتنگری را کنار گذاشته و در جنبههای منفی وقایع تمرکز کردهاند.
خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا میدانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانوادههایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
تعریف تفکر مثبت:
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
221
حضرت علی (ع) در خطبه 90 نهج البلاغه به بیاناتی زیبا و تعابیری دقیق ، داستان زمین و آنچه بر آن گذشته را چنین بیان می فرماید :
خداوند زمين را در امواج شديد و با صولت و در درياهاى پر آب فرو برد، در حالى كه موجهاى عظيم آن درياها به هم مى خوردند، و امواج بلند آن كه در حال تدافع يكديگر بودند به هم مى كوفتند و همانند شتران نر در موقع هيجان و مستى كف بهوجود مى آوردند. پس سركشى آب به خاطر سنگينى زمين حالت فروتنى گرفت، و چون زمين به سينه خود به روى آب قرار گرفت اضطراب و هيجان آب فرو نشست و چون با شانه خود مانند حيوانى كه در خاك بغلتد بر روى آب درغلتيد آب آرام گرفت. آب پس از هيجان و اضطراب امواجش آرام و مغلوب شد، و در دهنه خوارى مطيع و اسير گشت. زمينِ گسترده شده در ميان آن آب پرموج ساكن شد، و آب را از نخوت و كبر و از باد دماغ و سركشى و تجاوز بازداشت، و دهان آن را كه پر موج بود بست، و آب از آن همه هيجان و هيبت و جست و خيز به جاى خود نشست.
پس از آنكه هيجان آب از زير اطراف زمين ساكن شد، و كوههاى بلندسركشيده را كه بر دوش زمين قرار داشت بر روى خود حمل نمود، خداوند آبهاى چشمه ها را از بالاى بينى هاى زمين (قله كوهها) به جريان انداخت، و در پهن دشت ها و رودخانه ها سرازير ساخت، و حركات زمين را با كوههاى لنگر انداخته، و به وسيله صخره هاى بزرگ سر به فلك برداشته تعديل نمود. زمين به علّت نفوذ كوهها در پهنه آن، و به خاطر فرو رفتن ريشه كوهها در اعماق آن، و سوار شدن آن صخره هاى بزرگ بر گردن و طبقات زيـرين آن آرامش و استقرار يافت.
خداوند ميان زمين و جوّ را فراخ نمود، و هوا را براى تنفس ساكنان آن مهيّا فرمود، و تمام نيازمنديهاى اهل زمين را از دل زمين بيرون آورد. سپس بلنديهاى زمين را كه بى گياه بود و آب چشمه ها به آن نمى رسيد، و جويبارها وسيله اى براى رساندن خود به آن زمين هاى مرتفع نمى يافتند رها نساخت، بلكه ابرهايى آفريد تا عرصه هاى مرده آن بلنديها را احيا كنند، و گياهش را برويانند. ابرها را پس از پراكندگى قطعاتش و جدايى پاره هايش به هم الفت و التيام داد، تا چون آب درون ابر به جنبشى سخت برآمد، و در حواشى آن برق بدرخشيد، و درخشش برق در ميان قطعات ابر سپيد و انبوه خاموش نشد، خداوند آن ابر پرباران را در حالى كه قطعاتش به هم پيوسته بود فروفرستاد، در حالى كه به زمين نزديك شدند، و بادها بارانهاى آن را پى در پى همچون دوشيدن شير از سينه حيوانات دوشيدند و به شدت به زمين ريختند. زمانى كه ابرها سينه خود را به زمين ساييدند، و آنچه از باران داشتند بر زمين پاشيدند، خداوند در زمين هاى خشك گياه، و در دامن كوهها سبزه روياند، در اين وقت زمين با آرايش مرغزارهاى خود به شادى نشست، و از پرده لطيفى از شكوفه هاى خوشبو و زيبا كه بر خود پوشيده بود، و از نظم دقيق شكوفه ها و بوته هاى باطراوت كه چهره آن را مى آراست به نشاط و بهجت برخاست، و خداوند آن نباتات و گلها را توشه آدميان و روزى چهارپايان قرار داد. و نيز راههاى فراخ در اطراف زمين باز كرد، و براى روندگان نشانه هايى نهاد تا به هر جا كه بخواهند آمد و شد كنند.
هنگامى كه زمين را براى زندگى آماده كرد، و فرمان خود را جارى ساخت، آدم(ع( را از ميان مخلوق خود اختياركرد، و او را اولين نوع از آفرينش انسان قرارداد.
پايگاه استاد حسين انصاريان
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
220
|
بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود . |
|
|
پایگاه شیخ حسین انصاریان " عرفان "
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
217
خنده یک عکس العمل طبیعی و در واقع موهبت الهی است که از بدو
تولد در نهاد آدمی به ودیعه گذاشته شده و در حالت تخلیه احساسهای
شادی و نشاط ٬ غم ٬ عصبانیت یا خستگی های جسمی و روحی
بروز می نماید !

خنده و خوشروئی نشانه آرامش و اعتماد به نفس است ! آیا میدانید :
که انسان تنها موجودی است که می خندد ؟ ! هیچیک از حیوانات و
گیاهان قادر به خندیدن نمی باشند ؟!
خنده باعث میشود که مغز آرام شده ٬ و راحت تر به فعالیت بپردازد و
همراه است با کاهش انواع فشارهای روانی و اضطراب بر جسم وروح
یک فرد خندان !
تجربه نشان میدهد افرادی که بیشتر می خندند طول عمر بیشتری
دارند و کمتر مریض میشوند ! نتیجه می گیریم که خنده درمان خوبی
برای مقابله با انواع بیماریهاست ! و تجربه نشان داده که خندیدن طول
درمان بیماری را کاهش میدهد !
دانشمندان میگویند : یک دقیقه خندیدن برابر است با چهل بار تنفس
عمیق و پانزده دقیقه خنده برابر است با پانزده دقیقه دویدن ٬بر روی یک
نقاله متحرک ! بعبارت دیگر خنده باعث تنفس صحیح و دریافت اکسیژن
بیشتری توسط مغز میشود !

همچنین اطباء معتقدند ٬ هنگام خنده هورمون ها ترشح میشود این
هورمون ها مسکن های طبیعی بدن هستند ! وقتی کسی قهقهه
می زند ٬ قبل از هر چیز عروقش باز میشود ٬ فشار خونش تنظیم می
شود و بدن حالت طبیعی و سالمی پیدا خواهد کرد ٬ و خواص مثبت
خنده بر انسان عارض خواهد شد !
مهمترین نکته ای که میتوان عنوان کرد این است که : حتی اگر خنده
تصنعی و غیر واقعی هم باشد ! باز بصورت هوشمند اثر خواص خنده
را بر بدن خواهد گذاشت !
پس از امروز بیائید همه در مقابل مشکلات و نا ملایمات زندگی از عمق
جان و دلمان بخندیم و شاد باشیم !
امروز خواهم خندید ٬ زیرا چشمانم از گریستن خسته شده اند .

منبع
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
219

سلام
نسخه فارسی برنامه مرورگر فایر فاکس هم به دست چند تا از بچه های ایرانی ساخته شد .
راهنمای اجرای برنامه :
ابتدا آخرين نسخه فايرفاكس را دريافت كنيد و سپس مراحل زير را پي بگيريد:
1. برنامه تغيير زبان را دريافت كنيد.
2. پكيج زبان فارسي را دريافت كنيد.
3 . در منوي tools به برنامه تغيير زبان مراجعه كنيد زبان فارسي را انتخاب كنيد.
فايرفاكس از نو راه اندازي و اينبار با زبان فارسي فعال مي شود.
نكته: در صورتي كه پكيج فارسي از طريق Download Managerدريافت شد. بعد از پايان دريافت آن به منوي فايل مراجعه كرده از طريق open file آن را باز كنيد. پيام نصب نمايش داده مي شود سپس پكيج را نصب كنيد.
صفحه اصلی سایت , کلیک کنید .

برنامه تغيير زبان
پکیج فارسی
+
| نوشته شده در: دوشنبه دوازدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
216

ریاست محترم سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای مهندس ضرغامی
سلام علیکم:
احتراماٌ باستحضار می رساند:
در تاریخ 18/2/86 نقد خود را در خصوص فیلم تخیلی اخراجی ها در روزنامه جمهوری اسلامی بعرض رسانده ام .
متاسفانه اخباری منتشر گردیده است که آن سازمان در نظر دارد فیلم تخیلی و سراسر اهانت آمیز اخراجی ها را در سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش کند ! از آنجایی که نویسنده و کارگردان محترم فیلم اخراجی ها مدعی است که در فیلمش سعی کرده است ارزشها را به بهترین نحو ممکن نمایش دهد ،بالاجبار لازم دانستم تا نکاتی را بعرض حضرتعالی برسانم:
1- حضور روحانیت در جبهه ها بدلیل شرایط آموزشی و رزمی ، با لباس متداول بسیجی ها (خاکی ) یکسان بود . و تنها عمامه بر سر می گذاشتند و همگام با سایر نیروها در تمامی آموزش ها و عملیات ها ی رزمی شرکت می کردند . و در اصل هیچ فرقی بین روحانی و غیر روحانی در تمامی عرصه های رزم وجود نداشت.
در حالی که در فیلم اخراجی ها ، تنها یک روحانی آن هم با عبا و قبا مشاهده می شود! نه در لباس رزم !
آیا این امر چه چیزی را به مخاطب القاء می نماید ؟!
بغیر از این است که روحانیت معظم که نقش محوری در تمامی عرصه های جنگ داشته اند ، تنها در پشت جبهه و نهایت خط دوم جنگ به ارشادات مولوی وار بسنده می کردند؟!
البته نادیده گرفتن این امر در لباس رزمی روحانیت ، ناشی از غفلت نویسنده و کارگردان محترم فیلم اخراجی ها بوده است . و مطمئن هستم ایشان نخواسته اند همگام با رسانه های معاند اینگونه القاء کنند که حضور روحانیت در جبهه ها تنها به مراسم مذهبی پشت خط خلاصه می شده است !
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: یکشنبه یازدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
215
صبر کن صبر کن، کجا با این عجله ؟ وایسا بینم می خوام دو کلام باهات حرف بزنم. نصف شب کجا داری میری ؟
• جون من امشبیو بی خیال ما شو خیلی عجله دارم . با برو بچ قرار دارم اگه دیربرسم جون تو ضایع ست .
ای بابا تو که همش عجله داری ، پس کی می خوای به حرفام گوش بدی ؟ خیلی وقته میخوام باهات حرف بزنم، اما اینقدر خودتو مشغول این و اون کردی که اصلا فرصتی برای شنیدن حرفای من نداری
• خب بابا ، بیا من الان اینجام ، خوبه ؟ حالا حرفتو بزن ببینم چی می خوای بگی . فقط زود و تند بگو که دیرم شده
آره خوبه ، اما نه فقط جسمت،می خوام همه وجودت اینجا باشه ، قلبت ، گوشت ، چشمت ، همه و همه اینجا باشه.قبول؟
•باشه بابا قبول ، حالا بگو چی می خوای بگی؟
حالا شد ....
اون دوست قدیمیت خیلی سلام بهت رسوند و یه پیغامم داد که بهت بگم.
• دوست قدیمیم ؟ دوستم کیه؟
همونی که مدتهاست یادی ازش نمی کنی و بلکل فراموشش کردی؟؟
• من؟ من از دوستم غافل شدم ؟ امکان نداره . همه دوستام میدونن که من END رفاقت و معرفتم . امکان نداره از دوستام غافلشم .حالا کدوم دوستمو میگی ؟ اصلا اسمش چیه ؟ واضح حرف بزن ببینم چی میگی.. حالا پیغامش چی هست ؟
گفت که بهت بگم مدتیه بی معرفت شدی ؟ اینقدر غرق دوستات شدی که کمتر دیگه بهم توجه می کنی؟ دیگه با من نیستی، مگه بدی از من دیدی که منو ول کردی ؟ بابا بیا بهم سر بزن دلم خیلی برات تنگ شده
• ببینم همه این حرفها رو اون گفت ؟؟؟
آره ، همشو خودش گفت .
• د... بابا اسمشو که هنوز بهم نگفتی . زود اسمشو بگو ببینم این کیه که اینجوری دلش از ما گرفته
واقعا هنوز نشناختیش ؟ هنوز بجا نیاوردیش ؟ بابا تو دیگه کی هستی ؟؟؟
• نه جون تو ، هنوز بجا نیاوردمش . اما حرفاش یه جورایی برام آشناست . جون من حالا اسمشو بگو ...
آره . خیلی با معرفته . و خیلی هم مهربونه . هر چی ازش بگم کم گفتم. خیلی چیزا گفت که بهت بگم .
اما همین یه جمله ازش بهت میگم :
« اگر آنهائیکه به من پشت کرده اند میدانستند چه اندازه انتظار آنها را میکشم و چه مقدار مشتاق توبه و بازگشت آنها هستم هر آینه ازشدت شوق و شور نسبت بمن جان میدادند و تمام بند بند اعضایشان بخاطر عشق من از هم جدا می شد » (1)
حالا شناختیش ؟؟؟؟
با تو م .... میگم شناختیش؟
چیه ؟؟ چرا ساکتی ؟ چرا چیزی نمیگی ؟ چیه ؟ چرا رفتی توی لک ؟ اعععع این اشکها چیه؟
• آره یه چیزایی داره یادم میاد ، اره شناختمش ، خوب هم شناختمش . این اشکهای دلتنگیم ، دلم براش تنگ شده ، خیلی ،
موبایلت داره زنگ می خوره ، گوشی و بردار فکر کنم دوستاتن ، مگه باهاشون قرار نداشتی ؟ پاشو برو دیگه ... چیه ، چرا بلند نمی شی دیرت میشه ها ! ! ! دیر برسی پیش بچه ها ضایع میشی ها
• دوستام ؟ کدوم دوستا ؟ من دوستمو تازه پیدا کردم . دوست مهربون
ی که خیلی مدیونشم. دوستی که آخره رفاقته ، دوستی که . . .
چیه ؟ چی شده ؟ چرا اینجوری گریه می کنی ؟ یواش ، بابا نصفه شبه یواشتر الان همه بیدار میشنا ! ! !
چیکار می کنی ؟
• می خوام برم پیش دوست عزیزم و امشب و با اون خلوت کنم . خیلی حرفها برا گفتن باهاش دارم
• راستی ،،، عطر و سجاده ی منو ندیدی ؟؟؟
---------------------
1 - حدیث قدسی
منبع
+
| نوشته شده در: یکشنبه یازدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
213
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران نشانه هاى اعتقاد به حضرت مهدى منتظر ( ع ) در ميان ملل جهان اسلام وحتى غير اسلامي يعنى پرسش از او وسخن گفتن پيرامون او ومطالعه و تأليف در باره او به اوج خود رسيد .
تا جائيكه اين لطيفه شايع شده كه وزارت اطلاعات آمريكا پرونده اى از تمام اطلاعات لازم در باره امام مهدى ( ع ) تهيه وتنظيم نموده كه تنها نقص آن تصوير آن حضرت است . وشايد بزرگ ترين رويداد سياسى مربوط به اعتقاد به آن حضرت در اين دوره ، انقلابى باشد كه در آغاز سال 1400 هجرى به رهبرى " محمد عبدالله قرشى " در حرم مكه مكرمه اتفاق افتاد . به گونه اى كه ياران او به حرم مسلط شدند ومعاون وى " جهيمان " از داخل حرم اعلاميه اى پخش نموده و مسلمانان را به بيعت با قرشى دعوت كرد ، به اعتبار اين كه او همان مهدى منتظر است كه پيامبر صلى الله عليه وآله ظهورش را بشارت داده است .
اشغال حرم توسط آنها ومقاومت نيرومندانه آنان چندين روز به طول انجاميد كه حكومت سعودى به پيروزى بر آنان دست نيافت مگر بعد از در خواست گروه ويژه كماندويى از فرانسه ! و هم چنين بزرگترين فعاليت تبليغاتى كه مستقيما مربوط به اعتقاد به ظهور حضرت مهدى ( ع ) توسط دشمنان ما در اين فاصله انجام گرفته ، فيلم " نوسترا داموس " است كه چهار سال قبل بمدت سه ماه متوالى در شبكه هاى تلويزيونى آمريكا به نمايش گذاشته شد .
اين فيلم سرگذشت زندگى ستاره شناس و پزشك فرانسوى بنام " ميشيل نوسترا داموس Nostra damus " است كه نزديك به 500 سال قبل مى زيست . وى پيشگويى هاى خود را در باره آينده به رشته تحرير در آورده ، كه مهمترين آنها پيشگويى او در باره ظهور نواده پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه مكرمه ، و وحدت بخشيدن به مسلمانان ، و به زير پرچم خود آوردن آنها و پيروزى بر اروپائيان وويران كردن شهر و يا شهرهاى بزرگ سرزمين جديد ( امريكا ) است و بنظر مى رسد " لوبى " صهيونيست واطلاعات آمريكا در ساختن اين فيلم دست داشته باشند و هدف آنان از تهيه اين فيلم بسيج نمودن ملتهاى آمريكا و اورپا عليه ايران و مسلمانان است ، زيرا آن را خطرى مى پندارند كه غرب وتمدن آن را تهديد مى كند ، بويژه وقتى كه آنچه را برپيشگوئى " نوسترا داموس " اضافه نموده اند مورد توجه قرار دهيم و آن اين كه آمريكا بعد از شكست اورپا به دست حضرت مهدى ( ع ) و نابودى موشكهاى غول پيكر واشنگتن وديگر شهرهاى آن ، جهت رويارويى با آن حضرت به بستن يك پيمان همكارى با روسيه اقدام نموده و سر انجام بروى پيروز مى گردند !
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: یکشنبه یازدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
212
گفتوگو با دکترحسن بلخارى
اين گفتوگو با عنوان فرعى «فيلمسازان آمريكايى، مهدويت را نشانه گرفتهاند» به چاپ رسيده است . جهان امروز جهان تصوير است و مساله آيندهنگرى (فيوچريسم) در دهههاى گذشته براى غرب بسيار مطرح بوده است. آيندهنگرى در غرب، ريشه در روش علم تجربى، نگرشهاى سياسى و انديشههاى مذهبى دارد . آمريكا با نشان دادن آينده تاريك و خونين بشر در فيلمهاى خود، سعى دارد خود را منجى آينده بشريت معرفى كند . مساله مهدويتبراى غرب پس از انقلاب اسلامى ايران مطرح شد .
جهان امروز، جهان تصوير است و عمدهترين مصداق اين تصوير، سينماست . پستمن در كتاب زندگى در عيش، مردن در خوشى سه دوره يا سه سپهر را براى انتقال معلومات ذكر مىكند: دوره انتقال معلومات به وسيله زبان، دوره مكتوب و بالاخره دوره تصوير (سينمايى و تلويزيونى) .
امروز نه تنها قدرتها از عنصر تصوير بالاترين استفاده را مىكنند، بلكه ذهنيت مخاطبها هم چنين قدرت و جايگاه پذيرشى را دارد . ما در شبانهروز بين 78 تا 79 درصد اطلاعات دريافتى را از چشممان به دست مىآوريم . طبق تحقيقاتى كه طى 10 تا 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نيمكره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مىكند و اين اطلاعات، بزرگترين و عميقترين تاثيرات را روى شخصيت انسان مىگذارد . بنابراين، تصوير، كارآمدترين عامل نه تنها براى انتقال معلومات، بلكه براى تاثيرگذارى روى شخصيت و روان افراد است .
تنها تمدنى كه منجى و موعودش يك موجود زنده عينى است، شيعه است . تمدنهاى ديگر، منجىشان را قاب كردهاند، زدهاند به سينه آسمان.
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: جمعه نهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
211

شبهه:
چگونه مهدى منتظر در آخر الزمان مى تواند مردگان را زنده كند، و مؤمنين را عزيز بدارد و فاسقين را عذاب نمايد؟ و اصولا آيا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حاليكه جزء اعتقادات مسلمين نمى باشد، چرا كه عقلا ممكن نيست و دليل بر آن نداريم.
جواب اجمالى:
زنده كردن مردگان، در حقيقت كار خداوند است، كه گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عيسى عليه السلام و امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف اين اذن را مى دهد بعضى از انسانها را بتوانند زنده كنند و اين زنده كردن فقط با اذن الهى امكان پذير است.
و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنيا، در موقع ظهور امام زمان عج ، از روايات و بعضى آيات استفاده مى شود، و طبق سخنان پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اين امر در امت اسلامى نيز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پيوست.
مساله رجعت ارتباطى با زنده كردن مردگان توسط امام زمان عج ندارد و شيعيان زنده كردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان( عج )
جواب تفصيلى:
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: جمعه نهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
210
سلام
چند تا نشونی باحال براتون اوردم :
1. اگه میخواید بدونید چندمین نفر ثروتمند دنیا هستید و تو چه ردیف سطح درآمدی اینجا رو کلیک کنید .
۲.یه نشونی خوب برای لغتنامه پارسی
3. تاریخ نگار ایران و جهان
با وارد کردن تاریخ مورد نظر به میلادی و یا شمسی ، از رویدادهای تاریخی اون روز مطلع بشید .
4. درباره اینم چیزی نمیگم فقط ببینیدش .
+
| نوشته شده در: چهارشنبه هفتم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
209

سلام
امروز تو دانشگاه اتفاقی متوجه شدم که یکی از همکلاسیهام بچه شهیده. اونطور که یکی از دوستام میگفت پدرش اول اسیر میشه و بعد از منتقل شدن به عراق تحت فشار قرار میگیره که دوشادوش با سربازان عراقی با هموطناش بجنگه . اون شیرمرد هم که انگار از لابلای انگشتان اربابش امام حسین ( ع ) جایگاه خودش تو بهشت دیده بود تن به اینکار نمیده و نهایتا" به دست جلادان عراقی اعدام میشه و به مقام رفیع شهادت میرسه . البته اجر اسارت هم به جای خودش ُ خوشا به حالش .
بعد از شنیدن این موضوع در وجودم احترام و ارادت زیادی نسبت به این شهید والامقام و همینطور پسر گلش بوجود اومد که سعی میکنم همیشه حفظش کنم .
خدا همشون رو رحمت کنه و بر سر خوان ارباب سر جدا مهمان !ان شاء اللّه .
یا علی
+
| نوشته شده در: سه شنبه ششم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
208
سلام
خوندم که سوریه هم قصد داره در کنفرانس صلح آناپولیس شرکت کنه و درباره بلندیهای جولان با اسرائیل مذاکره کنه .
من نمیدونم اگه واقعا" خود اعراب ( فلسطینی و غیر فلسطینی ) راضین سر رو بالش اسرائیلی ها بذارند و بشن دو تا ! و با هم زندگی کنند چرا ایران کاسه داغتر از آش میشه واز هفته ها جلوتر این کنفرانس شکست خورده حساب میکنه و گروههای فلسطینی رو به محکومیت اون تحریک میکنه ؟
نه اینکه این قضیه فلسطین تا حالا خیلی باعث پیشرفت و اقتدار ایران شده مسئولان ما هم این مایه عزت رو سفت چسبیدن و حالا حالا ها ول کن نیستن .
صد حیف از این همه تاوانی که به پای این اعراب قدر نشناس میدیم .
+
| نوشته شده در: سه شنبه ششم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
207
سلام
دیرور یکشنبه رکورد تجاوز جنگنده های آمریکایی به حریم هوایی ایران به خصوص بر روی بندر مرزی و استراتژیک خرمشهر از 30 بار بیشتر شد .
آقایان چشمتان روشن !
جریان چیه ؟ جرات اعتراض ندارید یا اینو هم جزوی از گفتگوی تمدنها و یا گفتگوی ادیان بر اساس تعالیم انبیا میدونید ؟
آیا گزارش این تجاوزات رو به سازمان ملل دادید ؟
ظاهرا" از سنگ صدا درمیاد اما از مسئولان ما نه ...!!
+
| نوشته شده در: دوشنبه پنجم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
206
سلام
این خبر چند روز پیش خوندم و اعصابم خورد شد ولی امروز خبری مربوط بهش خوندم و اون این بود که نخست وزیر نیوزلند از طریق دیپلماتیک به صدور این حکم اعتراض کرده . نکته جالب اینجاست که این بابا نه شیعه است و نه مثل بعضی ها به دنبال کشف موارد نقض حقوق بشر تو آمریکاست ولی از این حکم رذیلانه منفعل شده و اعتراض کرده حالا چرا دولت مهر ورزمون در برابر این مسئله راه همیشگی رو پی گرفته جای بحث و تامّله .
متن خبر :
دادگاهی در عربستان یک زن 19 ساله را که مورد تجاوز گروهی شش مرد قرار گرفته به 200 ضربه شلاق و تحمل شش ماه زندان محکوم کرد!
به گزارش شیعه نیوز به نقل از عصر ایران، این زن که از اقلیت شیعه عربستان است، حدود یک سال و نیم قبل در شهر القطیف در شرق عربستان مورد تجاوز دسته جمعی شش مرد سنی قرار گرفت.
با این حال دادگاه اولیه این زن را به اتهام «حضور داشتن در خودرو یک مرد نامحرم در زمان تجاوز» به 90 ضربه شلاق محکوم کرد.
زمانی که قربانی نسبت به رای اولیه دادگاه فرجام خواهی کرد از سوی قضات به «سوء استفاده از رسانه ها برای تأثیرگذاری بر جریان دادرسی» متهم شد و از این رو در جلسه اخیر دادگاه استیناف مجازات وی به 200 ضربه شلاق افزایش یافت و شش ماه زندان نیز به مجازاتش افزوده شد.
این زن 19 ساله به دلیل حضور داشتن در خودرو یک مرد نامحرم در زمان تجاوز متهم شناخته شده است. این امر مغایر با قوانین جاری عربستان در خصوص جدایی زنان و مردان نامحرم از یکدیگر است.
دادگاه استیناف همچنین مجازات شش فرد متجاوز را به دو تا 9 سال زندان افزایش داد. این افراد پیشتر به یک تا پنج سال زندان محکوم شده بودند.
این در حالی است که مجازات تعیین شده برای این افراد همچنان کمتر از حد معمول ارزیابی می شود چرا که تصور می شد آنها با مجازات اعدام روبرو شوند.
به گزارش روزنامه انگلیسی زبان عرب نیوز، در همین حال «عبدالرحمن اللاهم» موکل این زن سعودی رأی صادره را مغایر با قوانین اسلامی دانست و به بی بی سی گفت: موکل من قربانی این جنایت نفرت انگیز است. معتقدم که محکومیت وی مغایر با قوانین شریعت اسلامی و ناقض کنوانسیون های بین المللی مربوطه است.
وی افزود: سازمان های قضایی باید با این دختر به عنوان یک قربانی رفتار کنند نه یک مجرم.
گفتنی است دادگاه «اللاهم» را به دلیل گفت و گو با رسانه ها از ادامه کار بر روی این پرونده منع کرده است.
منبع
+
| نوشته شده در: دوشنبه پنجم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
205

تازه ترين ركورد دايي از سوي فيفا اعلام شد:
بهترين گل زن تاريخ مراحل مقدماتي جام هاي جهاني
در آستانه برگزاري مراسم قرعه كشي مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 فيفا بهترين هاي تاريخ اين مسابقات را معرفي كرد.
به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران بر اساس آمار اعلام شده از سايت فدراسيون جهاني فوتبال علي دايي آقاي گل تاريخ فوتبال جهان با به ثمر رساندن 30 گل براي تيم ملي ايران بهترين گل زن تاريخ در تمامي ادوار مقدماتي جام هاي جهاني از 1930 تا 2006 به شمار مي رود.
دايي كه پيش از اين ركورد بهترين گل زن ملي تاريخ فوتبال جهان را به دست آورده بود از نگاه فيفا برترين گل زن ادوار مقدماتي رقابت هاي جام جهاني است.
كاپيتان و ستاره سابق تيم ملي ايران سابقه حضور در مرحله مقدماتي چهار دوره از رقابت هاي مقدماتي جام جهاني را داشته است.
نكته جالب توجه اين است كه دايي در اين رقابت ها مجموعا 36 گل به ثمر رسانده و فيفا وي را با 30 گل زده بهترين گل زن تاريخ اين مسابقات دانسته است.
دایی ایوللّه!!
+
| نوشته شده در: جمعه دوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
204

سلام
هفته بسیج بر تمامی بسیجیان اصیل و مخلص تبریک عرض میکنم .
+
| نوشته شده در: جمعه دوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
آخرين مطالب