عمه سادات بی قراره
غصه و غمهاش بی شماره
تموم غصه اش غم یاره

گلی گم کرده ام می جویم او را
به هر گل می رسم می بویم او را


عمه سادات بی قراره
غصه و غمهاش بی شماره
تموم غصه اش غم یاره

گلی گم کرده ام می جویم او را
به هر گل می رسم می بویم او را


پیام های اعتقادی عاشورا
پیام های اخلاقی عاشورا
پیام های عرفانی عاشورا
پیام های زندگی حقیقی
زمینه سازان قیام عاشورا (سفیران امام حسین علیه السلام)
سبکبالان دشت کربلا (معرفی اصحاب حضرت سیدالشهدا علیهالسلام)
زمزمه احساس
تحریفات عاشورا
در محضر اساتید (سخنرانی)
سوز دل (مرثیهسرایی)
مقتل خوانی حجة الاسلام والمسلمین جان نثاری( صوتی )
آسیب شناسی عزاداری سالار شهیدان علیه السلام
در كربلا چه گذشت؟
کتابخانه امام حسین علیه السلام
پخش مستقیم از حرم امام حسین علیه السلام
تصاویر ویژه
Screensaver
ویژه نامه محرم در سالهای گذشته سایت تبیان
یک ماه خون گرفته، هفتاد و دو ستاره

مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!


مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!
مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

امشب شهادت نامه عشاق امضا می شود
فردا این دشت از خون غوغا میشود
امشب اگر بر پا عمود این خیمه ثار اللهی
فردا به دست دشمنان بر کنده از جا میشود
امشب اگر صدای خواندن قران به گوش آید
فردا صدای العمان زین دشت بر پا می شود
امشب کنار مادرش لب تشنه اصغر خفته است
فردا خدایا بسترش اغوش صحرا میشوند
امشب که جمع کودکان در خواب ناز آسوده اند
فردا به زیر خارها گم گشته پیدا میشوند
امشب رقیه حلقه زرین اگر دارد به گوش
فردا دریغ این گوشواره از گوش او وا میشود
امشب به خیل تشنگان عباس باشد پاسبان
فردا کنار علقمه بی دست و بی جان می شود
امشب اگر بر پاست حسین فردا از مرکب
سر نگون این سرو رعنا میشود
امشب گرفته اصحاب ثارالله را در برفردا
عزیز فاطمه بی یارو تنها می شود.

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!


مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع! مکن ای صبح طلوع!

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع!
مکن ای صبح طلوع!
ظـــــهر فردا بدنش زیر سم اسبــــان است
مکن ای صبح طلوع!
مکن ای صبح طلوع!

مکن ای صبح طلوع!
"مهدی های جعلی"


باگذشت سال ها از انقلاب زيد، فرزند امام سجاد(ع) محمد، فرزند عبدالله كه به محمد بن عبدالله محض معروف گرديد، ديده به جهان گشود .او از نواده هاى حضرت مجتبى (ع) بود. به همين جهت فرصت طلبان و عناصر زورپرست، با استفاده از فرصت، او را مهدى موعود لقب دادند و روايت ساختگى "المهدى... واسم ابیه اسم ابی." را بر او تطبيق كردند با اين كه مى ديدند اين روايت با صدها روايت مسلم و قطعى مخالف است كه حضرت مهدى(ع)را، فرزند حضرت عسكرى(ع)و دوازدهمين جانشين پيامبر(ص) و نهمين امام از نسل حسين(ع)معرفى مى كند(1)
اما فرصت طلبان با وانهادن همه روايات پيامبر(ص) به اين روايت جعلى چنگ انداختند و آن را به محمد بن عبدالله محض تطبيق دادند و آن گاه او را نفس زكیه ناميدند و برخى از مردم نيز با او دست بيعت فشردند. پدر او نيز با پسرش به عنوان بيعت با مهدى نجات بخش دست بيعت داد. نيز ازكسانى كه با او دست بيعت فشرد منصور دوانيقى بود كه پس از تشكيل حكومت عباسى، بيعت خويش را نقض كرد و پايه هاى مهدويت محمد بن عبدالله نيز فرو ريخت (2)
1- براى اطلاع بيشتر رجوع شود به معجم احاديث الامام المهدى (ع) ج 1 ص 168
2- امام مهدى(ع)از ولاد ت تا ظهور، سيد محمد كاظم قزوینی ص570
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
از کوچیکی تا به حالا یه دوست خوبی داشتم ...
محرّم ماه عشق آمد

نسیمی جانفزا می آید
بوی کرب و بلا می آید
خداحافظ عزیز زهرا
که زینب می رود زین صحرا
( واویلا واویلا واویلا )

نسیمی جانفزا می آید
بوی کرب و بلا می آید
در پی ات فاطمه می خواند
ذبیح ذوالقفا یا حسین
( حسین جان حسین جان حسین جان )


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

"حضور پنجاه زن در بين ياران امام"
زنانى كه به محضر امام زمان( عج ) مى شتابند آنهايند كه در آن ايّام مىزيستهاند و همانند ديگر ياران امام عليه السلام به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام عليه السلام مىرسند. در اين باره دو روايت وجود دارد:
روايت اول: امّ سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود:
« يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس اليه كالطير الوارده المتفرقه حتى يجتمع اليه ثلاث مأة واربعة عشر رجلاً فيه نسوة فيظهر على كل جبار و ابن جبار... »
يعنى: در آن هنگام پناهندهاى به حرم امن الهى پناه مىآورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مىبرند به سوى او جمع مىشوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفر گرد آمده كه برخى از آنان زن مىباشند كه بر هر جبار و جبار زادهاى پيروز مىشود.
روايت دوم: جابربن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر عليه السلام در بيان برخى نشانههاى ظهور نقل كرده كه:
« و يجيىء والله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فيهم خمسون امراة يجتمعون بمكة على غير ميعاد قزعاً كقزع الحزيف يتبع بعضهم و هى الاية التى قال الله اينما تكونوا يأت بكم الله جميعاً ان الله على كل شىء قدير... »
به خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر مىآيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هر جا باشيد خداوند همه شما را حاضر مىكند. زيرا او بر هر كارى توانا است.
یا ام الحسین ایتها الفاطمه الزهرا ء( س )
یا فاطمه روز محشر ستاری کن
دلسوختگان را ز کرم یاری کن
ما همه گفتیم که با زهرائیم
تو نیز بیا و آبرو داری کن
۲۴ ذی الحجه سالروز مباهله میعاد فخر خاندان رسالت و امامت بر دلسوختگان آن همایان آسمان عصمت مبارک باد .
صحبتی با یک دوست بهائی و یا اسلام زده و یا مسلمان زده !
سلام ![]()
امشب که نظرات وبلاگم چک میکردم دیدم دوست محترمی در پست آمار واقعی بهائیان در ایران نظری به شرح زیر داده است :
"توسط: نیکا
نویسنده’ محترم بدان که کیفیت مهمتر از کمیت است.مسلمان دزد بهتر است یا بهایی معتقد؟"
البته حیف که این دوست عزیزمان هیچ آدرسی از خودش به جا نگذاشته که با هم بیشتر صحبت کنیم ، ولی به هر حال از این نظر کوتاه ایشان چند نکته استفاده میشه کرد که لازم دیدم نکاتی مختصر را ارائه کنم :
دوست گرامی جناب" نیکا ":
۱- از شما میخواستم بپرسم که آیا فرقه بهائیت از نظر شرع و عقل ، مشروعیّت و مقبولیّتی هم دارد که بخواهد کیفیت داشته باشد ؟ !
۲- آیا منظورتان از جمله اول اینست که :
فرقه بهائیت از لحاظ مفهوم و استدلال و محتوا آنچنان غنی و استوار است که با وجود قلّت جمعیّت ،از اسلام ( کاملترین دین ) و مذهب تشیع ( که دارای قویترین مستدلات فقهی می باشد ) که در ایران حائز اکثریت می باشند، برتر است ؟!
یا به عبارت دیگر اسلام و خاصه مذهب تشیع با وجود کثرت پیروانش آنچنان پوچ و تو خالی هستند که در برابر فرقه بهائیت با وجود تعداد اندک پیروانش و غنای محتوایش باید سر تعظیم فرود بیاورند و اظهار عجز و درماندگی کنند ؟!
حاشا و کلّا
۳- دوست عزیز !( با فرض اینکه شما بهائی باشید و اگر هم نیستید که شما را به دعوت به مطالعه بیشتر و رعایت انصاف میکنم: )
آیا همین فرقه بهائیت شما این اجازه را به شما داده که به همین راحتی کل را به گناه جزء متهم نموده ، به ایشان افترا زده و حکم صادر نمائید ؟ و به قول معروف یک طرفه به قاضی بروید ؟
اگر اینست دستور دین شما من ترجیح میدهم زندیق از این دنیا رخت بر بندم ، و اگر این گناه بزرگ فوران نفس سرکش شماست که خوب هیچ .. شما هم شده اید مثل یکی از همان مسلمانان دزد که از آنان بیزاری جسته اید . آیا بین دزد و کسی که به جمعی دانسته و آگاهانه بهتان می بندد فرقی هست ؟ من که فکر نمیکنم فرقی باشد .
برادرم و یا خواهرم آیا حرف من را قبول ندارید ؟ از روی کتاب و سنت هم که حرف نزدم ، همه اش مباحث عقلی و منطقی بود ، نبود ؟!
۴- امّا شما در جمله دوم فرموده اید :
"مسلمان دزد بهتر است یا بهایی معتقد؟"
پرسیده اید کدام بهترند ؟ خوب معلوم است :
هیچکدام
اول این شعر را بخوانید :
اسلام به ذات خود ندارد هیچ عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست
خوب مسلمان دزد که مسئله اش روشن است ، بحثی رویش نداریم ؛ امّا بهائی معتقد ! میدانید چیست ؟ این واژه برای من معنا ندارد و غیر قابل هضم است .چرا ؟
چون بهائیتی که نسبتش به اسلام و تشیع همچون نسبت عدم به وجود و یا تاریکی به نور است آیا خود محلّی از اعراب دارد که بخواهد در ذهن و باور یک انسان که پاره ای از خداست جای گیرد و به باور و اعتقاد لاینفک وجود آن انسان تبدیل گردد؟
آیا می شود کسی بگوید من به نیستی اعتقاد دارم ؟ چطور میشود به نیستی معتقد بود امّا هست و وجود را قبول نداشت ؟ آیا اینطور نیست که با قبول وجود به وجود عدم پی می بریم ؟
بیائیم همگی به ریسمان محکم الهی چنگ بزنیم و با برادری و برابری راه سعادت و تکامل بشری خویش را پی گیریم .
دوست عزیزم ! امیدوارم از من رنجیده خاطر نشده باشید و همگی از نظیر این گفتگوهای دوستانه و برادرانه و سازنده نهایت بهره را ببریم .
مشتاقانه منتظر حضور گرم شما در این کلبه حقیر هستم .
در پناه یزدان پاک موفق و پیروز و کامیاب باشید ![]()
ما در سر پرستی و رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و شما را فراموش نمی کنیم و اگر اینگونه نبود ، هرآینه تنگی و نابسامانی زندگی و سختی معیشت بر شما نازل می شد و دشمنان شما را از پا در می آوردند.
.jpg)
تشبیه وجود اقدس امام زمان(عج)به آفتاب پنهان در ابر به اموری چند است:
اول_اینکه نور هستی و علم هدایت به توسط آنحضرت به خلق خدا می رسد.زیرا با اخبار مستفیضه ثابت شده که ذوات مقدسه(ائمه اطهار)علت غائی ایجاد مخلوق عالمند
و اگر آنها نبودند نور عالم به غیر آنها نمی رسید و ثابت شده که به برکت و وساطت و توسل به آنها،علوم و معارف حقه برای مردم اشکار می گردد،و گرفتاریها از آنها بر طرف می شود.
واگر آنها نبودند مردم به وسیله اعمال زشت مستحق انواع عذاب الهی بودند چنانکه خداوند فرموده است:
" و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم"
مادام که تو(پیغمبر)در میان آنها هستی، خدا آنها را عذاب نمی کند.۱
دوم_همانطور که آقتاب پوشیده در ابر با همه انتفاعی که مردم از آن می برند،در هر ان انتظار دارند،ابر بر طرف گردد و قرص آن پیدا شود تا بیشتر از آن منتفع گردند
،همینطور در ایام غیبت امام زمان(عج)نیز شیعیان با اخلاص در همه اوقات انتظار آمدن و ظهور اورا دارند، و از این نظر مایوس نمی گردند.
سوم_اینکه کسانیکه وجود آن حضرت را با همه آثار و علائمی که دارد،انکار می کنند، مثل انکار کنندگان وجود خورشیدبه وقت ناپدید شدن در ابرها،میباشند.
چهارم_اینکه گاهی پنهان گشتن خورشید در میان ابرها، از آشکار بودنش برای بندگان خداوندروی مصالحی بهتر است،همچنین غیبت امام زمان(عج) برای مردم در طول غیبت، نظر به مصالحی بهتر است و به همین جهت هم از نظرها غائب گردید.
پنجم_اینکه هر کسی به خورشید می نگرد، قادر نیست آنرا بیرون از ابرها ببیند بلکه گاهی ممکن است بواسطه ضعف قوه دید،اگردر قرص افتاب نگاه کند،بینایی خود را که نمی تواند خورشید را احاطه کند هم از دست بدهد
.همینطور افتاب وجود مقدس امام زمان(عج)نیز،بسا هست که اگر همه او را ببیند، زیانبخش به حال مردم باشدو موجب کوری دل انها از دیدن افتاب حقیقت گردد.در صورتیکه در غیبت آن حضرت چشم بصیرتشان قادر است متحمل ایمان به او گردد چنانکه انسان می تواند ار لابه لای ابر نگاه به خورشید کند و ضرری هم نبیند.
ششم_اینکه گاهی آفتاب از میان ابرها بیرون میاید،یکی به آن می نگرد و دیگری توجه ندارد همینطور ممکن است آن حضرت در ایام غیبت برای عده ای آشکار شود ولی دیگران نبینند.
هفتم_اینکه اصولا ائمه اطهار از لحاظ نفعی که برای عالم وجو دارند، همانندخورشید می باشند،وتنها آنها که کور دلند نمی توانند از اشعه جمال انها بهره مند گردند چنانکه در اخبار ایه شریفه:
" من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره و اعمی و اضل سبیلا "۲
که تفسیر به این معنی شده است.
هشتم_اینکه همانطور که شعاع خورشید به میزان روزنه ها و شبکه های خانه ها وارد آن می شود و بقدر ارتفاع موانع خانه ها،در آن می تابد،
همچنین مردم نیز به اندازه موانع حواس و مشاعرشان که عبارتست از شهوات انسانی و علائق جسمانی و خود شبکه های دلهای آنهاست،و هم بقدری که پرده های کثیف هیولانی راازدلهای خود به کنار می زنند از انوار هدایت و راهنمایی ائمه اطهار علهم السلام استفاده می کنند.
(وقتی پرده های هواپرستی و موانع رااز پیش خود بردارد مانند کسی میشود که در زیر آسمان قرار گرفته و نور افتاب بدون مانع از هر سواو را احاطه کرده است.)
اللهم عجل لفرج مولنا صاحب العصروالزمان...........
۱-سوره انفال آیه۳۳
۲ـسوره طه آیه۱۲۳

در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم:
دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صلحا مى گوید:
"لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست" (1)
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستاست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:
... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند ... كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد،
با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند(2)

جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد:
پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3)
در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ- خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد:
نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيد كه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند .سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4)
لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5)
1- بشارت عهدین ص237
2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
3- لمعات النور ج 1 ص 23- 25. 4
- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور ص 08 1 و 121 و 122.
5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.

ديدگاه تفكيك: هر گونه ارتباط را بين دين و سياست نفي نموده و دخالت هر يك از آنها را در امور ديگري موجب اضمحلال هر دوي آنها مي پندارد.
ديدگاه تداخل: رابطه دين و سياست را مسلم انگاشته و تلاش مي كند بر مبناي آن اهداف و ساختار حكومت و نقش فرد و جامعه را مشخص نمايد. مفروض بودن وجود ارتباط بين دين و سياست در اين ديدگاه ، اجماع نظر بر كيفيت ارتباط را معني نمي دهد ؛ بلكه بر عكس نحوه و چگونگي رابطه مزبور محل اختلاف بوده و موجب مي گردد حاميان ديدگاه تداخل در گروههاي جداگانه قرار گيرند.
تا سال 1371 ه.ش بطور عمومي، بازرگان در طيف ديدگاه دوم قرار داده مي شد. اما پس از ايراد سخنراني « خدا و آخرت هدف بعثت انبياء » (1) در سالگرد جشن مبعث همان سال توسط وي، روال قبلي خدشه دار شده و در اين باره اختلاف نظر حاصل گرديد.
بعضي از خوانندگان آثار وي ، در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامي ، از گفته هايش در سخنراني مزبور استنباط كردند كه « او گمان مي برد كه دين براي دنياست و همينكه دانست كه چنين نيست بر آن انديشه رقم بطلان زد ». (2) بعبارت ديگر وي معتقد شد كه دين رابطه معنوي بين انسان و خداست و براي آباد كردن آخرت آمده و ارتباطي به دنيا ندارد و بدين ترتيب آنچه را در قبل گفته بود، اشتباه پنداشت.
عده اي كه از حكومت اسلامي رويگردان بوده و در صف مخالفان ريشه اي جمهوري اسلامي ايران قرار داشتند ، استنباط مزبور را كه حاكي از بازگشت بازرگان به طيف ديدگاه تفكيك دين از سياست بود ، مستمسك قرار داده و تلاش كردند اصل حكومت اسلامي را غيرممكن نشان داده و جدايي دين از سياست را با پيشنهاد حكومتي غيرديني ( لائيك ) تحقق بخشند . بعلاوه چرخش فكري بازرگان را دليلي بر بيهودگي تلاش هاي مسلمانان جهت تحقق احكام الهي با تشكيل حكومتي اسلامي در عصر غيبت پنداشته و بكلي چنين اقدامي را مردود دانستند .
دوستان و معاشران بازرگان ، كه علاوه بر آگاهي از آثار وي ، روابطي نزديك با خود او داشتند ، با رد ادعاي فوق ، مدعي ثبات سير فكري بازرگان شده و اظهار داشتند كه هيچ تغييري در ديدگاه اوليه وي راجع به ارتباط دين و سياست روي نداده است . اين گروه همچنين به استناد روابط نزديك خود با وي و آثارش ، بيان داشتند كه : « اظهارنظر اخير وي دال بر پرهيز از قرار دادن هدف كسب قدرت سياسي به عنوان هدف دين است و نه پرهيز از دخالت دين در حوزه سياست ». (3)




عید سعید غدیر خم
روز اکمال دین و اتمام نعمت
بر تمام شیفتگان ولایت علوی مبارکباد .





فضایل امیرالمومنین در کلام پیامبر اکرم
ویژگی های حکومت امام علی علیه السلام
اصول سیاست و آیین کشورداری در کلام امیرمومنان
برخورد شدید حضرت علی علیه السلام با انحرافات عقیدتی
فضائل امیرالمومنین نزد اهل سنت
علامه امینی و الغدیر؛ برگی زرین در اثبات حقانیت امیرالمومنین
متن عربی و ترجمه فارسی خطبه غدیر (صوتی)

بقیه مطالب ارزشمند در مورد عید بزرگ غدیر خم را در اینجا ببینید .



ایران در یاهو

موتور جستجوی یاهو در روزهای پایانی سال 2007 فهرست 10 واژه ای را منتشر کرده که بیشترین تعداد جستجوی خبر را در یک سال اخیر داشته اند؛ نکته قابل توجه قرار گرفتن واژه "ایران" در جایگاه دوم این رده بندی است.
به گزارش مهر، در طبقه بندی سال 2007 یاهو، دومین موتور جستجوی دنیا، واژه "ایران" رتبه دوم در جستجوهای خبری به خود اختصاص داده است.
در رتبه اول طبقه بندی لیست 10 سوژه خبرساز و پر مخاطب یاهو، صدام حسین توانست رتبه اول را به دست آورد.
در حقیقت در نخستین روزهای ماه ژانویه 2007، فیلم و تصاویر آخرین لحظات زندگی صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق به سرعت در وب و روی تلفنهای همراه گسترده شد. یکسال قبل و در آخرین روزهای سال 2006 صدام حسین به دار مجازات آویخته شد و به این ترتیب در روزهای اول سال 2007 به یکی از خبرسازترین موضوعات خبری تبدیل شد.
براساس گزارش یاهوسرچ، هرچند جنگ در عراق و افغانستان همچنان در یکسال گذشته از موضوعات خبرساز و پرمخاطب موتورهای جستجو بوده اند اما در این طبقه بندی واژه "ایران" توانست در رتبه دوم 10 واژه برتر جستجوی خبر یاهو قرار گیرد.
در واقع مسئله برنامه هسته ای ایران، اظهارات محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و همچنین شدت شایعات و احتمال درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، "ایران" را مورد توجه کاربران یاهو در جستجوی خبر قرار داده است.
این درحالی است که واژه های "عراق" و "جورج بوش"، رئیس جمهور آمریکا به ترتیب در این طبقه بندی در رتبه های سوم و چهارم ایستادند.
در ادامه فهرست کامل این طبقه بندی آمده است:
1- صدام حسین (دیکتاتور سایق عراق)
2- ایران
3- عراق
4- جورج بوش (رئیس جمهور آمریکا)
5- قیمت نفت و گاز
6- باراک اوباما (نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا)
7- هیلاری روهام کلینتون (نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا)
8- آتش سوزی جنگلهای ساندیگو در کالیفرنیا
9- افغانستان
10- تیراندازی در دانشگاه ویرجینیاتک
السّلام علیک یا علی بن محمّد ایّها الهادی ( ع )



ای روی تو خورشید هدایت هادی(ع)
گلواژۀ دفتر ولایت هادی ( ع)
هستی تو دهم امام و ما را باشد
از لطف تو امید عنایت هادی(ع)

خجسته سالروز ولادت با سعادت هادی امّت رسول اللّه ، دهمین نور منیر طریق خداجویی
، باب الحوائج حضرت امام هادی (ع) بر تمام شیفتگان خاندان وحی و رسالت
مبارکباد .





![]()
![]()
مسیحیان عیدتان مبارک ![]()
![]()
![]()



زادروز خجسته چهارمین پیامبر اولوالعزم یاور مهدی صاحب الزمان ( عج ) پیام آور صلح و مهربانی حضرت عیسی مسیح (ع) بر تمام جهانیان مخصوصا" هموطنان مسیحی عزیزم تبریک عرض مینمایم .



![]()

مسیحیان عزیز !
یه هدیه ناقابل براتون دارم :

با اجرای دستورالعمل در تصویر زیر تصویری روحانی از یک سیمای یک مرد را خواهید دید . نمی خواهم برای حضرت مسیح چهره ای ترسیم کنم ولی تصویر آنقدر زیبا و معنوی هست که برای لحظاتی دلها رو هوایی کنه و همه از دیدنش لذت ببریم . اگه اینطور شد برای من هم دعا
کنید .



چند تا عکس قشنگ هم هست که بی زحمت تو ادامه مطلب ببینید .
باخت بودار پرسپولیس !

پرسپولیس از جام حذفی حذف شد !
سلام
نه به خاطر اینکه پرسپولیسی هستم و بخوام برای باخت مفتضحانه امروز پرسپولیس از پاس همدان بهونه بیارم و آسمون و ریسمون به هم ببافم ولی جریان بازی مخصوصا" نیمه دوم اون به نظرم عادی نبود . اگه بازی رو دیده باشید شاید حرف منو تایید کنید . تو صحنه گل سوم پاس تمام مدافعین و دروازه بان پرسپولیس عین مجسمه واستاده بودن و برای گل زدن به جعفر زاده ( زننده هر سه گل پاس ) بفرما زدن ! بعدشم نه از حمله خبری بود نه از بازی درست و حسابی .

این موضوع همه میدونن که اشکال اصلی پرسپولیس دفاع اونه ولی این مشکل به حدی نبود که تو این بازی اینطوری آبرو و حیثیت پرسپولیسی ها رو به باد بده .
خلاصه کنم ، باخت پرسپولیس طبیعی نبود !
شاید قهرمانی پرسپولیس توی هر دو جام لیگ و حذفی برای بعضی ها خوشایند نبود . همونطور که دوست دارن همیشه همه بازیهای پرسپولیس - استقلال مساوی بشه .
اول قورباغه ی زشت را بخور!

قدیمىها گفتهاند: اگر اولین كارى كه باید هر روز صبح انجام بدهى، این باشد كه قورباغه ی زندهاى را قورت بدهى، در بقیه ی روز خیالت راحت است كه سختترین كار خود را انجام دادهاى .
قورباغه ی شما در واقع بزرگترین و مهمترین كارى است كه باید انجام دهید. همان كارى كه اگر الآن فكرى برایش نكنید، به احتمال زیاد همین طور براى انجام آن تنبلى خواهید كرد. ضمناً كار مورد نظر همان كارى است كه انجام آن در حال حاضر مىتواند بیشترین تأثیر مثبت را در زندگى شما بگذارد.
قدیمىها همچنین گفتهاند: اگر قرار است دو تا قورباغه را بخورى، اول آن یكى را كه زشتتر است، بخور.
جملاتى را كه خواندید، معرفى كوتاهى است از برایان تریسى، نویسنده ی كتاب «قورباغه را قورت بده» ، كه امروزه آوازهاى جهانى دارد و از تئوریسینهاى معروف موفقیت در جهان به شمار مىآید، خود حكایتى عجیب دارد.
از ترك تحصیل در دوران نوجوانى گرفته، تا كارهاى سخت یدى و كارگرى یك كشتى باربرى و فروشندگى دورهگرد اجناس مختلف.
او در سیر زندگى عادى به یك مكاشفه ی شگفتآور بر مىخورد كه زندگى و حیات او را به شدت تحت تأثیر قرار مىدهد. مكاشفهاى كه خود از آن این گونه یاد مىكند:
به خاطر تجربیات ناموفقى كه در زندگى داشتم ، یك نوع احساس ضعف و عدم كارآیى در من شكل گرفته بود. در این مخمصه ی ذهنى گرفتار شده بودم كه فكر مىكردم كسانى كه بهتر از من عمل مىكنند ، واقعاً بهتر از من هستند. آن چه یاد گرفته بودم این بود كه این فكر ضرورتاً درست نیست. آنها فقط كارها را با روش بهترى انجام مىدادند و از نظر منطقى آن چه را كه یاد گرفته بودند ، من نیز مىتوانستم یاد بگیرم.
این براى من در حكم یك مكاشفه بود و من از این كشف هم مبهوت بودم و هم هیجان زده. هنوز هم هستم .
دریافتم كه مىتوانم زندگى خود را تغییر دهم و مىتوانم تقریباً به هر هدفى كه براى خودم تعیین مىكنم، برسم.
همین گونه نیز شد. او ظرف چند سال تبدیل به یك فروشنده ی طراز اول شد. آن گاه چندین شركت را تأسیس و راه اندازى كرد و از دانشگاه معتبرى در رشته ی مدیریت بازرگانى مدرك گرفت.
سپس توانست زبانهاى فرانسه، آلمانى و انگلیسى را یاد بگیرد و آن گاه به عنوان سخنران، مربى یا مشاور با بیش از 500 كمپانى همكارى كند.

جالب است بدانید او در حال حاضر سالانه براى بیش از سیصد هزار نفر سخنرانى مىكند و سمینارهایى برگزار مىكند كه بیش از بیست هزار نفر شركت كننده دارند.
او دستیابى به این موفقیتها را مرهون عواملى مىداند كه در این مقاله به معرفى آنها پرداخته است :
کجاست سردار قادسیه ؟!
سلام
این روزها اولین سالگرد صدام حسین دیکتاتور پیشین عراقه . شخصی که در این دنیا ظلم و جنایات زیادی کرد و الآن مطمئنا" داره در قعر جهنم آب خنک میخوره پیش اجدادش .
کجا رفت آن همه ابهّت و شکوه ؟

چه شد آن همه تعریف و تمجید ؟

به راستی که شایسته این تحقیر ها بود

آیا یک بار اعدام برایش کم نبود ؟

و این هم پایان کار !

حتما" شنیده اید که جنازه صدام هم سالم نموند . حدود یک ماه بعد از اعدام ، اقوام داماد صدام ( همانکه به اردن پناه برد و بعد از بازگشت به عراق به دستور صدام سلاخی شد . ) برای انتقام شبانه به آرامگاه صدام هجوم بردند و جنازه متعفنش رو از خاک بیرون کشیدند و بعد از بول کردن به اون ، جنازه رو جلوی سگهای ولگرد بیابون انداختند.
کجایند آنها که روی دیوارهای خرمشهر نوشته بودند :
آمده ایم که بمانیم !!
"جزيي ترين روايت از اعدام صدام"
روزنامه انگليسي ساندي تايمز در شماره 31 دسامبر در گزارشي به بررسي جزپيات اعدام صدام پرداخت.
به گزارش رجانيوز، «ماري کالوين» گزارشگر ساندي تايمز در اين باره به گفتگو با موفق الربيعي، مشاور امنيت ملي دولت عراق و قاضي منير حداد پرداخته است.
در اين گزارش به جزيي ترين مسائل اعدام صدام حسين، ديكتاتور عراق پرداخته شده است.
« درست قبل از ساعت شش صبح، در زدند. جلادان صدام، نقاب سياه روي صورت هايشان کشيده بودند. صدام، روز گذشته، آخرين دقايق زندگي اش را در مقر اطلاعات نظامي عراق گذراند که روزي محل شکنجه و کشتار هايي بود که به دستورخودش صورت مي گرفت.
وقتي اذان صبح در شهر طنين انداخت، صدام را با پا بند آهني به پاي چوبه دار بردند تا تقاص جناياتي را که بر مردم عراق روا داشته بود، بدهد.
موفق الربيعي، مشاور امنيتي دولت ملي عراق، که شاهد مرگ صدام بود، مي گويد: «ما او را به اتاق چوبه دار برديم و به نظر مي رسيد که صدام از اتفاقي که در شرف وقوع بود، شگفت زده شده است. او به چوبه دار نگاه مي کرد و آنچه را که مي ديد، باور نداشت».
درحالي که جهان با واکنش هاي دوگانه اي بين شادماني و محکوم کردن اعدام صدام نشان داد، الربيعي گفت که ديکتاتور مخلوع، موقع رفتن به پاي چوبه دار، زير لب حرف مي زد: «نترسيد؛ اين جايي است که همه ما مي رويم».
الربيعي يکي از 15 نفري است که در اتاق تاريکي حضور داشت که آخرين جايي روي زمين بود که صدام مي ديد. الرباعي در گفتگوي تلفني از بغداد گفت که ديکتاتور سابق عراق، ابراز پشيماني نکرد.
الرباعي مي گويد: «به او، چه قبل و چه بعد از اعدام، احترام گذاشته شد. ما تمام استاندارد هاي اسلامي و بين المللي را در نظر گرفتيم.»
بعد از جنجال جمعه شب که مقامات عراقي اعلام کردند که مرگ صدام قريب الوقوع است و وکلايش سعي داشتند که از يک دادگاه آمريکايي استيناف بکنند، اما حکم اعدام وي صبح ديروز اجرا شد.
نوري المالکي، نخست وزير عراق، قبل از شرکت در مراسم ازدواج پسرش، حکم اعدام را امضا کرد و شوراي رياست جمهوري هم آن را تاييد کرد.
به زندانبان هاي آمريکايي که مسئول نگهداري از صدام بودند، دستور داده شد تا او را به دولت عراق تحويل بدهند. آنها به او قرص آرام بخش دادند، اما صدام قبول نکرد. الربيعي مي گويد:« ما حدود ساعت 5 ونيم صبح، صدام را از نيروهاي متحد تحويل گرفتيم و او مال ما شد».
درحالي که نيروهاي آمريکايي بيرون در نگهباني مي دادند، صدام به اتاقي سرد و متروک مقر اطلاعات نظامي عراق، برده شد. حتما يادش نرفته بود که نيروهاي امنيتي خودش، تعداد زيادي از مردم را در آن ساختمان ترسناک، شکنجه کرده و کشته بودند. صدام را نيم ساعتي تنها گذاشتند تا با افکار خودش خلوت کند. طبق قانون عراق، محکومان به اعدام حق دارند قبل از اعدام سيگاري بکشند و غدا بخورند.
الربيعي مي گويد: «به دست هايش دستبند زده بوديم و او را نشانديم. آنجا يک قاضي، معاونش، معاون وزارت دادگستري، معاون وزارت کشور، خودم و يک دکتر حضور داشتيم. بعد مشغول انجام تشريفات مربوط به پرونده قطور مدارک و جزئيات دادگاهش براي جناياتي که عليه بشريت انجام داده بود، شديم. قاضي حکمش را خواند. او همچنان در سکوت بود تا اينکه چشمش به يک دوربين فيلم برداري افتاد و شروع کرد به شعار دادن: الله اکبر، مرگ بر فارس ها(!)، مرگ بر اين و آن. دستبندش تنگ بود و آزارش مي داد، به نگهبان ها گفتم دستبند را کمي شل کنند.
مراحل تشريفاتي به پايان رسيد و چهار جلاد نقاب دار جلو آمدند. قد کوتاه و فربه بودند و کت چرم به تن داشتند، بيشتر شبيه قاتلان القاعده در فيلم هاي تروريستي آماتوري بودند تا کساني که ماموريت داشتند حکم رئيس سابق دولت عراق را اجرا کنند. صدام که نسبت به روزهاي پر جلال اش، چروکيده شده بود از آنها بلند قد تر بود.
لباس مرگش را خياط شخصي اش که از اهالي ترکيه است، دوخته بود؛ شلوار سياه، کفش هاي سياه واکس زده، بلوز سفيد، پلوور سياه و اورکت پشمي سياه که او را در مقابل سوز سرما در آخرين دقايق قبل از اعدامش حفظ مي کرد، پوشيده بود. موهايش به سياهي هميشه بود، اما زير چشمانش پف کرده بود.
در محل چوبه دار، جلاد ها دستبندش را باز کردند و دست هايش را از پشت بستند. وقتي به چوبه دار نزديک تر شد، دستمال سياهي به دور گردنش بستند تا از سوختگي طناب، محافظتش کند. وقتي مي خواستند پارچه سياه روي سرش بکشند، زير لب گفت:«اين کار لازم نيست». طناب را از روي سرش رد کردند.
او با حالتي گيج ايستاده بود و يکي از جلاد ها، گره طناب را سمت چپ گردنش، محکم کرد. صدام، حتي در آستانه مرگ هم دوربين هاي ويدئو را فراموش نکرد. قبل از اينکه پايش را به محل چوبه داربگذارد که با نرده هاي قرمز محصور شده بود، او کلماتي قبل از مرگ به زبان مي آورد، با صداي بلند گفت:« الله اکبر» و «فلسطين عربي است».
الربيعي مي گويد: «او درحالي که طناب به دور گردنش پيچيده شده بود، ايستاده بود. جلاد، شروع به خواندن قرآن کرد:" هيچ خدايي بجز الله نيست و محمد رسول خداست" اين جمله دو بار تکرار شد و صدام در يک چشم بر هم زدن، سقوط کرد. جلاد اهرم را کشيده بود و صدام در فاصله سه پايي چوبه دار، در سکوت آويزان مانده بود. ساعت شش و ده دقيقه صبح بود». مرگ صدام سريع بود. خيلي، خيلي سريع و کاملا بدون درد بود و بعد از سقوط بي حرکت بود».
سامي العسکري، نماينده نخست وزير در مراسم اعدام گفت که صداي شکستن گردن صدام را شنيده است.
صدام به مدت ده دقيقه از طناب آويزان بود و 15 نفري که آنجا بودند، شاهد اين صحنه بودند. دکتر ايست قلبي اش را اعلام کرد و بعد، يکي از جلاد ها او پايين آورد و در کيسه سفيدي قرارش داد و از اين صحنه عکس گرفت تا به وفاداران جان سختش اثبات کند که صدام مرده است. تلويزيون عراق، آخرين عکس او را که اززاويه عجيبي گرفته بود و گردنش از کيسه سفيد بيرون افتاده بود، نشان داد.
منير حداد، قاضي دادگاه استيناف هم شاهد مراسم اعدام بود. او گفت: «يکي از حاضران از صدام پرسيده است که آيا از مرگ مي ترسد؟ و صدام در جواب گفته است: چرا بايد بترسم؟ من تمام زندگي ام را در جنگ با کفار و متجاوزين گذرانده ام(!)».
کس ديگري پرسيد:«چرا عراق و ما را نابود کردي؟ تو ما را به قحطي کشاندي و کاري کردي که آمريکا عراق را اشغال کند». جواب صدام اين بود:«من متجاوزين و دشمنان عراق را نابود کردم، و من عراق را از فقر به ثروت رساندم».
منير حداد مي گويد: «صدام حالت عادي داشت و به خودش مسلط بود.» او گفت: «اين پايان کار من است. من زندگي ام را بعنوان يک سياستمدار نظامي با جنگ، آغاز کردم. پس مرگ مرا نمي ترساند. ما به بهشت مي رويم و دشمنان ما به قعر جهنم».
وقتي او را به پاي چوبه دار مي بردند، سربازگارد سعي کرد پارجه سياه روي سرش بگذارد، اما او مخالفت کرد. بعد آيه هايي از قرآن خواند که سربازها مسخره اش کردند. يکي از سربازهاي گارد، اسم مقتدي الصدر، روحاني معروف شيعه، را فرياد زد و صدام با پوزخند گفت:«مقتدي کيست؟»
حداد گفت: «روحاني که آنجا بود از صدام خواست که کلمات قرآن را بخواند و صدام هم همين کار را کرد، اما با استهزا. اين آخرين کلماتش بود و طناب بر گردنش فشرده شد و او به سوي مرگ، سقوط کرد».
لینک مربوط به فیلم کامل اعدام صدام:

عید تسلیم شوندگان اوامر الهی مبارکباد . ![]()






خورشید، دختر یلدا![]()
یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره
یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود
با اولین شب پاییز آمده بود
و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید
تا آدمها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند
یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت
و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد
گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد
یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت
آتش که می دانی، همان عشق است
یدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد
آتش در وجود یلدا بارور شد
فرشته ها به هم گفتند:
یلدا آبستن است. آبستن خورشید
و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد
و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند
فرشته ها گفتند:
فردا که خورشید به دنیا بیاید یلدا خواهد مرد
یلدا آفرینش را تکرار می کند
راستی فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست.
و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت.





در باب مهدويت، عقيده مذهب شيعه اين است كه مهدويت خاصه صحيح ومقبول است و
به تعبير ديگرآن چه مورد پذيرش است مهدويت شخصيه است، نه مهدويت نوعيه.
لكن بعضى از صوفيه و عرفا قائل به مهدويت نوعيه بوده يا هستند. به اين معنا كه عقيده دارند در هر عصرى و دوره اى بايد يك مهدى وجود داشته باشد كه ويژگى ها و خواص مهدويت و هادويت را داشته باشد و مى گويند هيچ عصرى خالى از يك مهدى هادى نيست و ضرورتى هم ندارد كه مشخص شود از نسل چه كسى است و چه خصائصى را داراست.
اين عقيده بعضى صوفيه و عرفا است كه البته از نظر ما نامفهوم بلكه مردود است.
عقيده مبرهن و مستدل مذهب شيعه آن است كه مهدويت، مهدويت شخصيه است. يعنى يك فرد است كه مهدى اين امت است و موعود امت ها و ملت ها است و ابعاد و ويژگى هاى او مشخص است.

خانواده اش، پدر و مادرش، محل ولادت و غائب شدن و نشانه هاى ظهورش و حتى خصوصيات جسمى او و دريك كلام همه ابعاد مربوط به او اعلام شده است و با اين مشخصات و ويژگى هاى ذكر شده، ما فقط يك مهدى را قبول داريم . آرى يك فرد به عنوان مهدى است كه واجد و جامع تمامى اين خصائص و ويژگى ها و نشانه ها است. (1)
1. نشريه موعود شمار 100 و 110 ص 48.