پست شماره:
379
|

قسمتي از وصيت نامه سردار شهيد حميد باکري

|
|
زماني فرا مي رسد که جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز به سه دسته تقسيم مي شوند:
۱.دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند.
۲.دسته اي راه بي تفاوت مي گزينند و در زندگي مادي خود غرق مي شوند و همه چيز را
فراموش مي کنند.
۳.دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي کنند که از شدت
مصائب و غصه ها ،دق خواهند کرد.
پس از خدا بخواهيد که با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد.


کجایید ای شهیدان خدایی؟! بلاجویان دشت کربالایی!
کجایید ای سبکروحان عاشق؟! پرنده تر ز مرغان هوایی!
کجایید ای شهیدان آسمانی؟! بدانسته فلک را درکشایی!
کجایید ای ز جان و جا رهیده؟! کسی مر عقل را گوید: ((کجایی))؟
کجایید ای در زندان شکسته!؟ بداده وامدارن را رهایی!
کجایید ای در مخزن گشاده؟! کجایید ای نوای بینوایی؟!
در آن بحرید کاین عالم کف اوست زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورتهای عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق که اصل اصل اصل هر ضیایی |

دریافت سرود " کجائید ای شهیدان خدایی "
+
| نوشته شده در: چهارشنبه ششم آبان 1388 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
355
کجائید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجائید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوائی
ای شهیدان ! مهمانی تان بر سر خوان کرم اباعبدالله الحسین ( ع ) گوارای وجودتان

راستی ما از شهید همت که طولانی ترین اتوبان پایتخت به نام اوست چه میدانیم ؟

ای قلمها ! بشکنید اگر ننویسید که بر بسیجیان این یاران خمینی چه گذشت

دانلود ۳۵ نوای جبهه ُ مارش عملیات ُ مداحی های جبهه ( کلیک کنید )
سایت جامع دفاع مقدس " ساجد "
+
| نوشته شده در: پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
314

سلام
متن نامه زیر نامه دردمندانه یكی از جانبازان جنگه كه برای یكی از دوستان وبلاگ نویس فرستاده . حتما" بخونید .
بسم الله الرحمن الرحیم
به قریب غریب : جناب آقای حاج حمید : محترمان و گرامیان عزیزنامه مرا بخوانید و مرا راهنمائی کنید شما را به آن خدائی که برایش نماز میخوانید کمکم کنید ظلم زیادی ناخواسته در حق من اعمال شده
از : . . . . . . . . . . جانباز از کار افتاده بسیجی 22/12/1386
کد جانبازی ! ! ! ! ! ! ! ! درصد جانبازی پانزده درصد
مدت حضور در جبهه های حق علیه باطل شش ماه در دو نوبت 1360 تا 1361
احتراما اینجانب در عملیات آزاد سازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به ران پای چپم دچار شکستگی باز استخوان ران پا شدم که تمام استخوان های رانم بیرون آمدند و خودم استخوان ها را میدیدم و هفت دفعه من را در مدت دو سال عمل جراحی کردند و دو دفعه از لگن من استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و چون بیست سال دنبال پرونده جانبازی خودم را نگرفتم حق مرا بسیار زیاد پایمال کرده اند چرا که در زمان سربازی در زمان جنگ به من پنجاه و پنج درصد جانبازی دادند و من را معاف دائم کردند چون در زمان جنگ آدم چلاق مادرزاد را معاف نمیکردند بلکه حداکثر معاف از رزم میشد یا اگر از چند جا شکستگی داشت معاف شش ماهه یا یک ساله میشد و حالا که از کار افتاده کامل شدم و نمیتوانم کار کنم در کمیسیون پزشکی به من پانزده درصد جانبازی داده اند .
طبق گفته آقای دکتر ایجادی رئیس کمیسیون پزشکی مرکز در تهران در سال هزار و سیصد و هشتاد و دو به من گفتند دکترهای کمیسیون پزشکی طبق دستور العمل در صد میدهند و شکستگی معمولی ران بین ده تا بیست درصد جانبازی دارد و شکستگی باز ران بین بیست تا سی درصد جانبازی دارد و آنها به اشتباه به تو شکستگی معمولی داده اند زیرا در پرونده پزشکی تو نوشته شکستگی باز ران پا و جدای از ران باید به لگن و زانو و ساق پای شما هم درصد جداگانه بدهند چون از لگن من دو دفعه استخوان برداشتند و به ران من پیوند زدند و پلاتین چهل سانتی را با پیچ و مهره از لگن وارد استخوان ران من کردند و زانوی پایم چون از ساق پای من میله رد کردند و هجده کیلو وزنه را آویزان کردند باعث شد مفصل های زانوی پای من با اینکه دو سال فیزیوتراپی رفتم خشک شود و زانوی پایم خم نشود و الان که دیگر اصلا خم نمیشود و همچنین آقای دکتر ایجادی به من گفتند تو به خاطر لکنت زبانت نمیتوانی در کمیسیون پزشکی حرف خودت را واضح بزنی آخه بر اثر اصابت گلوله کالیبر پنجاه به من که یک نوع ضد هوائی میباشد به من شوک دست داد و من وقتی عجله میکنم یا اعصابم خراب میشود دیگر زبانم قفل میشود و در کمیسیون پزشکی نمیتوانم حرف خودم را واضح بیان کنم و هر چه میکشم از این لکنت زبان من است .
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
216

ریاست محترم سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای مهندس ضرغامی
سلام علیکم:
احتراماٌ باستحضار می رساند:
در تاریخ 18/2/86 نقد خود را در خصوص فیلم تخیلی اخراجی ها در روزنامه جمهوری اسلامی بعرض رسانده ام .
متاسفانه اخباری منتشر گردیده است که آن سازمان در نظر دارد فیلم تخیلی و سراسر اهانت آمیز اخراجی ها را در سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش کند ! از آنجایی که نویسنده و کارگردان محترم فیلم اخراجی ها مدعی است که در فیلمش سعی کرده است ارزشها را به بهترین نحو ممکن نمایش دهد ،بالاجبار لازم دانستم تا نکاتی را بعرض حضرتعالی برسانم:
1- حضور روحانیت در جبهه ها بدلیل شرایط آموزشی و رزمی ، با لباس متداول بسیجی ها (خاکی ) یکسان بود . و تنها عمامه بر سر می گذاشتند و همگام با سایر نیروها در تمامی آموزش ها و عملیات ها ی رزمی شرکت می کردند . و در اصل هیچ فرقی بین روحانی و غیر روحانی در تمامی عرصه های رزم وجود نداشت.
در حالی که در فیلم اخراجی ها ، تنها یک روحانی آن هم با عبا و قبا مشاهده می شود! نه در لباس رزم !
آیا این امر چه چیزی را به مخاطب القاء می نماید ؟!
بغیر از این است که روحانیت معظم که نقش محوری در تمامی عرصه های جنگ داشته اند ، تنها در پشت جبهه و نهایت خط دوم جنگ به ارشادات مولوی وار بسنده می کردند؟!
البته نادیده گرفتن این امر در لباس رزمی روحانیت ، ناشی از غفلت نویسنده و کارگردان محترم فیلم اخراجی ها بوده است . و مطمئن هستم ایشان نخواسته اند همگام با رسانه های معاند اینگونه القاء کنند که حضور روحانیت در جبهه ها تنها به مراسم مذهبی پشت خط خلاصه می شده است !
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: یکشنبه یازدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
63
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. آن زمانی که خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مردم مجبور شدند به سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود. رزمندگانمان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير تانكهاي شيطان تكه تكه شد .
با آغاز عمليات بيتالمقدس، راديوي رژيم بعثي، ميكوشيد با تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر کسترده اعلام کند تا با این ترفند باعث تضعیف روحیه رزمندگان اسلام شود، ولي از آنجا كه "فتح و پيروزي جز در سايه اتكا به خداوند متعال و طلب ياري او ميسر نميشود با همت و رشادت رزمندگان اسلام و امدادهاي غيبي، خرمشهر آزاد شد و نيروهاي دلاور ايران توانستند پس از 48 ساعت از شروع محاصره تا فتح كامل شهر، اذان ظهر سوم خرداد 61 را در مسجد جامع خرمشهر سر دهند و اینگونه بود که با به شهادت رسیدن پاکترین انسانها شهر خرمشهر (خونین شهر) آزاد شدویاد وخاطره آن شهیدان ودلاوریهای آنها تا ابد جاودانه ماند.
رمز عملیات : یا علی بن ابیطالب (ع)
هدف عملیات : آزاد سازی خرمشهر ، پادگان حمید ، هویزه، جفیر وحسینیه
منطقه عملیاتی : غرب کارون ، جنوب غربی اهواز وشمال خرمشهر
تاریخ شروع : ساعت 30 دقیقه بامداد 10/2/61
مدت عملیات : 25 روز طی 3 مرحله
وسعت منطقه عملیاتی : 6000 کیلومتر مربع
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: جمعه چهارم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
62
حماسه ماندگار
خرمشهر یك نقطه عطف است؛ نه تنها در جنگ تحمیلی بلكه در تاریخ ایران . بعد از قرنها، این اظهار وجود ملّی با اتّكای صِرف به قدرت مردمی آن هم در برابر متجاوزی كه تقریباً همه قدرتهای مطرح در جهان حامی وی بودند، به معنای پایانی بر یك دوره طولانیِ خالی از حماسه و استقلال در تاریخ ایران است و این تنها و تنها از بركت ایثار و ایستادگی بزرگمردانی است كه حماسه جاودانه مقاومت خرمشهر را آفریدند.

خرمشهر، دو حماسه را در خود جای داده است: حماسه مقاومت خرمشهر و حماسه آزادی خرمشهر. آزادی خرمشهر یك حماسه بزرگ است؛ زیرا به ملتی آموختكه میتوانند شكست را مقدمه یك پیروزیِ فراموش ناشدنی قراردهند و باز هم، عزت، استقلال و آزادیِ تعیین سرنوشت را تجربه كنند.اما در مقایسه، اولی عظیمتر، مهمتر و تعیین كنندهتر است. اصولا ًوقوع حماسه دوم مرهون وقوع حماسه ی اول است. اگر خرمشهر بدون مقاومت اشغال میشد، سرنوشتی دیگر برای جنگ تحمیلی رقم میخورد و نوبت به عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر نمیرسید. اگر بررسی كنیم كه چرا جنگ تحمیلی در روندی بر خلاف آن چه طراحانش رقم زده بودند جلو رفت، مقاومت خرمشهر مهمترین عاملی است كه از همان وهله اول، این بررسی را شكل میدهد مقاومت سی و پنج روزه خرمشهر، اراده جنگ را در نظامیان بیمحابای عراقی متزلزل كرد و به آنها كه ابتدا تصور برخورد با یكوضعیت ساده و متلاشی شده را داشتند فهماند كه اشغال آسان نخواهد بود و در هر قدم باید متحمل خسارات عدیدهای شوند.
آری ، خرمشهر شناسنامه یك حماسه است ، حماسه ای ماندگار.
منبع
**************************************************
منهم این فصل سرفرازی رو به همه ملت غیور ایران تبریک عرض میکنم .
راستی امروز سالگرد درگذشت محمدرضا آغاسی شاعر بسیجی و شیفته کشورمون بود .برای شادی روح بزرگش و امام و همه شهدای جنگ و انقلاب اسلامی صلوات و فاتحه

شاید این جمعه بیاید شاید ...
+
| نوشته شده در: جمعه چهارم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
20
يك جانباز دوران دفاع مقدس با تاكيد بر اين كه " تاكنون هيچ چيزي را براي خود نخواسته است" دربارهي مشكلات و وضعيت جانبازان در كشور گفت: اگر گلايهاي هست در ارتباط با خودم نيست بلكه در ارتباط با جانبازان ديگري است كه فراموش شدهاند. فاصله بين جانبازان و مسوولان خيلي زياد شده است.
سيدرضا حسيني در گفتوگويي با ساجد درباره تفاوت ميان فضاي معنوي حاكم بر جبههها و شرايط روز جامعه اظهار داشت: قابل قياس نيست. امروزه ضعفهاي زيادي بر روابط حاكم است و عمده اين ضعفها نيز مربوط به تعدادي از مسوولان است. بدون خط و ربط سياسي ميگويم. امروز فرهنگ شهيد و جانباز در جامعه و ميان مردم بسيار كمرنگ شده است. گلايه من درباره خودم نيست. من سنگ جانبازاني مثل سعيد سعادتي را به سينه ميزنم كه جانباز اعصاب و روان حاد است. من حرف ناصر افشاري را ميزنم كه به خاطر 30هزار دلار از آلمان برگشت. او 12سال دائم بستري است. وي در بيان خاطرهاي آورد: زمان جنگ با شهيد مالكي از جبهه آمده بوديم. در همين شهر تهران سوار مينيبوس بوديم و به منزل ميرفيتم.
شب عيد بود. پيرمردي به احترام لباس جبهه كه ما به تن داشتيم از جايش بلند شد كه ما بنشينيم. چند نفر ديگر هم همزمان ميخواستند جايشان را به ما بدهند. آن موقع احترام به جنگ و دفاع مقدس اينگونه بود. مردم براي آن لباس مقدس بسيج احترام قائل بودند. فكر ميكنم اگر فرهنگ شهيد و شهادتطلبي و عاشورا را در جامعه زنده نگه داريم ميتوانيم موفق باشيم. اكنون چندين شبكه ماهوارهاي وجود دارد كه دبيرستانيها و دانشگاهيان كشور را با برنامههاي بيمحتواي خود هدف قرار دادهاند.
ما نيز ميتوانيم در اين خصوص فعاليت فرهنگي داشته باشيم. بايد چندين شبكه در خصوص مسائل فرهنگي دفاع مقدس در صدا و سيماي كشور فعال شوند. ما واقعا چقدر در زمينه مقابله با تهاجم فرهنگي كار كردهايم و چه كارهايي بايد بكنيم؟ الحمدلله دولت با برنامه و شعارهاي خوبي سر كار آمده است و نبايد به تبليغات دشمن توجه زيادي بكنيم. در رابطه با رفع فساد نيز بايد اقدام جديتري صورت گيرد. تا چند سال قبل قبول نميكردند كه فرزندان جانبازان شيميايي در اثر مشكلات والدينشان مشكلات جسمي پيدا ميكنند. دو فرزند من دچار بيماري كمخوني و مشكلات عصبياند كه دكترها تشخيص دادهاند اثرات مواد شيميايي از من به آنها منتقل شده است. اخيرا اقرار كردهاند كه اين تاثيرات وجود دارد. و اين هم يكي ديگر از مشكلات و معضلات خانوادههاي جانبازان است. بايد درد را شناخت و براي درمانش چارهانديشي كرد. وقتي درد را پنهان كنيم در شناخت و درمان آن نيز ناتوان خواهيم بود.
اين جانباز دوران دفاع مقدس دربارهي راههاي مقابله با آسيبهايي كه جانبازان و افراد خانوادهاشان به آن مبتلا هستند در گفتگويي با ساجد، گفت: مسوولان ذيربط بايد در درجه اول توجه خود را به اين قشر بيشتر كنند. متاسفانه آنها نخواستهاند يا نتوانستهاند براي جانبازان و خانواده آنها آنچنان كه بايد كار كنند. بايد اين قشر را جدي گرفت و سرسري از مقابل آنها نگذشت. الان از جانبازان براي هر آسيبي كه در دوران جبهه ديدهاند مدرك ميخواهند. در حاليكه آنها كه جبهه رفتهها را ميشناسند ميدانند كه رزمندگان و بسيجيان دنبال جمع كردن اين مدارك نبودند. مداركي كه الان در دست من است اتفاقي و شانسي بوده است. رسيدگي به امور جانبازان صحيح نيست و از ابتداي مسير كج بوده است. وقتي هفتهنامهاي به خودش اجازه ميدهد بنويسد فساد جامعه ناشي از همسران شهيدان و جانبازان است ديگر چه توقعي بايد داشت. متاسفانه آنطور كه بايد و شايد سعي نكردهايم فرهنگ شهيد و جانبازي را به جامعه بشناسانيم. از كتاب و فيلم و ديگر رسانهها براي اين منظور استفاده نكردهايم. وي ادامه داد: در درجه دوم بايد درمان جانباز را جدي گرفت. من به نحوه درمان جانبازان انتقاد دارم. در برخي از بيمارستانهاي تهران كه جانبازان در آنها بستري هستند يا بستري ميشوند از راههاي نادرست براي تسكين درد جانبازان اعصاب و روان و شيميايي كمك گرفته ميشود. اين شيوهها ممكن است دردها را براي مدتي تسكين كند. اما عوارض و آثار آن بر اين جانبازان به مراتب خطرناكتر است. بايد مراقب بود در كنار درمان، جانبازان معتاد نشوند. متاسفانه جانباززدايي در حال تبديل شدن به يك هدف است. بايد جلوي آن را گرفت. نكته ديگر مربوط به اوقات فراغت جانبازان و خانواده آنهاست. خانواده جانبازان نياز به تفريح دارند. عدم رسيدگي و نظارت به اين جنبه از نيازهاي خانوادههاي جانبازان نيز ظلم بزرگي است. خود شخص جانباز به دليل بيماري قادر به پاسخگويي به بسياري از نيازهاي خانوادهاش نيست. چه كسي متولي و مسوول اين كار بزرگ است. آيا براي حل اين مشكل گروههاي مددكاري ايجاد كردهايم؟
حسيني به ساجدگفت: مورد ديگر مسكن جانباز است. براي من ماشين و خانه نيز آوردهاند كه قبول نكردهام چون احتياجي ندارم. خيلي از جانبازان واقعا مسكن و وسيله مناسب ندارند اما مسوولان بايد داراي ويلا و ماشين آخرين مدل باشند. جانبازاني را ميشناسم كه براي تهيه داروي خود در ماندهاند. اين انسانها براي كيان اين مرز و بوم جنگيدهاند و جان بر كف دست گرفتهاند. آيا بايد آنها را در اين روزگار به دور انداخت و تنها گذاشت؟اين كارهايي است كه بايد به طور طبيعي براي جانبازان انجام شود. وظيفه است نه اينكه كسي بخواهد شقالقمر كند. مشكلات را بايد جدي گرفت. جانبازان خيلي از مشكلاتي كه دارند نميگويند چون صدايشان به جايي نميرسد وگرنه خيلي انتقاد دارند.
+
| نوشته شده در: دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 توسط: Mahdi
|