پست شماره:
271
روضه دکتر شریعتی در روز عاشورا
شب عاشورا بود ، عاشورای سال 49
گفتم بروم به مجلس روضه ای ، از همین روضه ها که همه جا هست و صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. دیدم، ایمان وتعصب من به عظمت حسین و کار حسین بیش از آن است که بتوانم آن همه تحقیر ها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم.
اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد، چه می توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم ،اما چگونه می توانمستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟
نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم میکرد و رنج به نالیدنم وا می داشت، به پناه او می رفتم - برگرفتم ، گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم ، آنچه را در نامه ی او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحیح کردم تا تصویر غربت و رنج حسین گرد.
... پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.
در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:
صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

می ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است. به پاهایش می نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را به پاداشته است
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه هشتم اسفند 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
280
نوحه عربی فارسی «أنا مظلوم حسین»
اجرای این نوحه در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا توسط «نزار القطری» بوده است که شبکه سوم سیما بعد از اخبار شبانگاهی 24 دی ماه، برای اولین بار آن را پخش کرد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.

ای ز صولت لا فتی الا علی در شأن تو {خطاب به حضرت زینب کبری است سلام الله علیها و روحی فداها}
می برد شمر از سرت معجر، فکیف تصبحون؟ {معجر=روسری، فکیف تصبحون= شما را چه پیش خواهد آمد}
آل بو سفیان به عزت، فی بیوت آمنین {= در خانه هایشان در امنیت به سر می برند}
آل ما دور از وطن، یا لیت قومی یعلمون {= کاش این قوم می دانستند}
انعم الله علینا برسول مدنی {خداوند به واسطه رسولی مدنی بر ما نعمت روا داشته}
هو جدی، و ابی و واسط الکون علی {که ان پیغمبر جد من است. و علی پدر من واسطه عالم است}
خیرة الله من الخلق أبی {پدرم علی بهترین خلق خداوند....}
بعد جدی، فأنا ابن الخیرتین {... پس از پیغمبر است. و من فرزند دو برگزیده}
فضة قد خلصت من ذهب {من نقره ای هستم که از طلا بیرون آمده است}
فأنا الفضه و ابن الذهبین {پس من نقره ام و فزند دو طلا- حضرت رسول(ص) و امام علی(ص)}
ذهب ٌمن ذهب ٍفی ذهب ٍ{طلایی از طلا و در طلا}
و لجینٌ فی لجین ٍفی لجین ٍ{و نقره ای در نقره اندر نقره}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟}
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}
لیس والله سوانا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست}
فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده }
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر
چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر
و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر
چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر
همه در ریختن خون من آن بی کس و یاورشده
آماده و بگرفته به کف نیزه و خنجر
و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟}
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}
لیس والله سوأنا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست}
فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده }
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
من له جد کجدی فی الوری {چه کسی در عالم پدر بزرگی مانند پدر بزرگ من دارد؟}
او کشیخی؟ فأنا ابن العلمین {یا پدری چون پدر من دارد؟ پس من فرزند دو زعیم و سالار هستم}
فاطم الزهرا امی، و ابی {فاطمه زهرا مادرم هست و پدرم کسی است که...}
قاصم الکفر ببدر و حنین {... کمر کفر را در بدر و حنین شکست}
عبدالله غلاما یافعا {و پدرم- علی- در حالیکه نو جوانی بود خداوند را پرستش می کرد}
و قریش یعبدون الوثنین {در حالیکه قریشیان آن دو بت را می پرستیدند}
یعبدون اللات و العزی معا {آنها لات و عزی را با هم می پرستیدند}
و علی کان صلی القبلتین {در حالیکه پدرم - علی- بر هر دو قبله -مکه و قدس- نماز گذارده بود}
فأبی شمس، امی قمر {پس پدر من خورشید است و مادرم ماه}
فأنا الکوکب و ابن القمرین {و من ستاره و فرزند دو ماه و خورشید}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی؟
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی
أنا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی {عطش مرا فرا گرفته و کلام و زبانم آتش گرفته}
أنا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی {تشنه هستم و قلب و سینه ام سوخته است}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار
تو ای ملحد مکار
تو ای کافر غدار
اگر من نشناسی، بگویم بشناسی:
حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم {من حسینم و نور خورشید و ماه هستم و کششده و دو رگ گردن بریده}
امام الحرمینم أنا الفضه وابن الذهبینم {پیشوای حرمین مکه و مدینه ام، منم نقره و فرزند دو طلا- علی و فاطمه سلام الله علیهما-}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
منم شهپر جبریل منم آیه ی تقدیر (یا تطهیر)منم نخله خوبان منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
از اینجادانلود کنید (با حجم 2.71Mb)
التماس دعا
منبع
+
| نوشته شده در: دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
275
مناجات خونين حسين بن علی ( ع ) در روز عاشورا

الهی سنگرم آماده کن جنگيدنش با من
تو توفيق شهادت را بده باليدنش با من
بهای خون من باشد شفاعت از گنه کاران
عنايت کن تو اين منصب به خون غلتيدنش با من
جوانان را به ميدان شهادت رهبری بايد
تو اکبر را مهيا کن کفن پوشيدنش با من
دو گل ار مجتبی باقيست ای خلاق بی همتا
پذيرا شو تو از او زحمت گل چیدنش با من
علم کردم قد مردی که قد قامت علم باشد
علم را دست عباسم بده کوبيد نش با من
به شوق ديدن شش ماهه ای شش ماهه می گويد
که ای تير سه شعبه گريه کن خندید نش با من
خمار باده ی عشقم در ميخانه را بگشا
لبالب کن ز می پيمانه را نوشيدنش با من
چو زينب اين سخن ها را شنيد از پور زهرا گفت:
اگر خنجر ببرد حنجرت بوسيد نش با من
سر تو بر فراز نی تماشائی بود زيرا
زتو قرآن تلاوت کردن وبشنيدنش با من
به روی دامن طفلی سه ساله راس پر خونت
نشيند همچو گل در نيمه ی شب ديدنش با من
من « ژوليده » می گويم حسين بن علی گفتا
الهی سنگرم آماده کن جنگيدنش با من
ژوليده نيشابوري
+
| نوشته شده در: دوشنبه هشتم بهمن 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
262
هر دم به گوشم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
از کوچیکی تا به حالا یه دوست خوبی داشتم ...
محرّم ماه عشق آمد

نسیمی جانفزا می آید
بوی کرب و بلا می آید
خداحافظ عزیز زهرا
که زینب می رود زین صحرا
( واویلا واویلا واویلا )

نسیمی جانفزا می آید
بوی کرب و بلا می آید
در پی ات فاطمه می خواند
ذبیح ذوالقفا یا حسین
( حسین جان حسین جان حسین جان )


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
66
سلام
از خوندن و شنیدن شعر زیر از محرّم تا حالا دارم حال میکنم . یه جورایی حرف دل آدم رو میزنه . هر وقت دلم از همه چی میگیره موبایلمو روشن میکنم این شعر رو گوش میکنم . دوست دارم شما هم داشته باشینش.
اگه حالی بهتون دست داد برای منهم بخواید...
یا علی
**************************************************
بسم ربّ الحسین الشّهید
وقتی به دنیا اومدم پدر بزرگ خوبم
خونده اقامه و اذان ، ذکر حسین تو گوشم
کام منو با کمی از تربت او وا کرده اند
منو از اون روز نخست عاشق مولا کرده اند
حسین مهربونه یار بی کسونه
خودش خوب میدونه دلم پیش اونه
تو آغوش مادر بودم تو روضه هاش حاضر بودم
از کودکی مانوس با مجلسهای عزاش بودم
گریه میکرد شیرم می داد عاشقی رو یادم می داد
عشق حسین رو مادرم همراه شیر به من می داد
حسین مهربونه یار بی کسونه
خودش خوب میدونه دلم پیش اونه
کمی بزرگتر که شدم دستمو بابام میگرفت
می برد منو به هیئت و برام یه زنجیر می گرفت
همراه اون تو هیئتها سینه و زنجیر میزدم
برا رضای مادرش حسین و فریاد میزدم
حسین مهربونه یار بی کسونه
خودش خوب میدونه دلم پیش اونه
یادش بخیر محرّمها با بچّه های کوچمون
با کمک پارچه سیا ه، چادرهای مادرامون
یه گوشه ای از کوچه رو حسینیّه کرده بودیم
برا عزای آقامون سیاه به تن کرده بودیم
حسین مهربونه یار بی کسونه
خودش خوب میدونه دلم پیش اونه
حالا که اومدم سر خاک عزیزان شهید
عزادارهای مولامون جمله رفیقان شهید
حاجتی دارم از خداون عزیز و مهربون
دیدن روی مهدی فاطمه صاحب الزّمون
می خوام باشم خاک کف پای سلاله حسین
سربازی از لشگر اون منتقم خون حسین
حسین مهربونه یار بی کسونه
خودش خوب میدونه دلم پیش اونه
+
| نوشته شده در: پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|