پست شماره:
359
متن کامل خطبه ی شعبانیه
حضرت امام رضاع علیه السلام از پدر گرامی خود و او از پدران بزرگوارش، و آنان هم از امیرالمؤمنان امام علی علیه السلام نقل کرده اند که آن حضرت چنین فرمود: یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانه ی رمضان پیامبر خدا، خطاب به ما، خطبه ی مهمی خواند که مضمونش چنین است:

1- ای مردم، ماه خدا، همراه برکت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است.
2- ماهی است که از همه ماه¬ها ارزشمندتر و با فضیلت تر است.
3- روزهایش ارزشمندترین روزهاست.
4- و شبهایش با فضیلت ترین شب هاست.
5- و ساعت هایش از همه ی ساعت ها ارزشمند تر و ارجمندتر است.
6- ماهی است که شما به میهمانی خدا دعوت شده اید.
7- و خدا شما را در این ماه گرامی داشته است.
8- نفس های شما در ماه رمضان تسبیح است.
9- و خوابتان عبادت خداست.
10- و عمل شما مورد قبول درگاه خداست.
11- و دعایتان در این ماه عزیز مستجاب است.
12- با نیت های درست و دلهای پاک، خواسته هایتان را از خدا بخواهید.
13- و بخواهید که شما را در این ماه به گرفتن روزه توفیق دهد.
14- و نیز به تلاوت قرآن موفق سازد.
15- انسان شقی کسی است که در این ماه مورد بخشش و آمرزش خدا قرار نگیرد.
16- با گرسنگی و تشنگی این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت بفتید.
17- و به فقرا و محرومان صدقه بدهید.
18- در ماه رمضان به بزرگانتان احترام کنید.
19- و به کودکان و افراد کوچک تر، از هیچ محبتی دریغ نورزید.
20- در این ماه بیشتر صله ی رحم نمایید.
21- زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهدارید.
22- و از آنچه خدا بر شما حلال نکرده است، چشمانتان را ببندید.
23- و آن چه را که شنیدنش بر شما حلال نیست، گوش ننمایید.
24- و به یتیمان مهر و محبت کنید تا بر یتیمان شما مهرورزند.
25- و از گناهانتان توبه کنید.
26- به هنگام نماز، دو دست خود را به دعا به پیشگاه خدا بلند کنید.
27- چه آن که آن لحظه ها بهترین لحظه هاست.
28- خداوند در آن لحظات با مهر و لطف بر بندگان می نگرد.
29- و اگر از او درخواست کنند، جواب می دهد.
30- و وقتی او را بخوانند، لبیک می گوید.
31- و دعای آنان را اجابت می کند.
32- ای مردم! جانتان در گروه اعمال شماست، با طلب مغفرت از خدا، آزادش کنید.
33- و شانه های شما از وزر و وبال گناه و زشتی های سنگینی می کند، با سجده های طولانی، آن وزر و وبال را سبک کنید.
34- بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کننده گان را عذاب نکند.
35- ای مردم! هر کسی از شما روزه دار مؤمنی را افطار دهد، چنان است که گویا بنده ای را آزاد کرده، و خداوند از لغزش های گذشته اش می گذرد.
36- یکی عرض کرد! ای رسول خدا، همه ی ما قدرت افطاردادن و سیرکردن شکم افراد را نداریم.
37- پیامبر فرمود: با پاره¬ی خرما، و مقداری آب، آتش را از خود دور کنید.
38- ای مردم! اگر کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود.
39- و آن کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان می گیرد.
40- و کسی که در این ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قیامت غضب خود را از او باز می دارد.
41- و کسی که یتیمی را نوازش نماید، در قیامت مورد نوازش خداوند خواهد بود.
42- و کسی که صله¬ی رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت بر او فرو¬می¬فرستد.
43- و کسی که قطع رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت از او دور دارد.
44- و کسی که یک نماز مستحبی به قصد اطاعت و بندگی به جا آورد، خداوند برآت آزادی از آتش جهنم را برای او صادر می کند.
45- و کسی که یک واجب را انجام دهد ثواب هفتاد واجب به او داده می شود.
46- و کسی که در این ماه بر من زیاد درود فرستد، خداوند کفه ی میزان عمل نیک او را در قیامت سنگین می کند.
47- و کسی که یک آیه در این ماه از قرآن تلاوت کند، پاداش یک ختم قرآن را خواهد داشت.
48- ای مردم، درهای بهشت در این ماه باز است، از خدا درخواست کنید که ان را بر روی شما نبندد.
49- و درهای جهم بر روی شما بسته است، از خداوند بخواهید که آن را بر روی شما نگشاید.
50- و شیطان در این ماه درغل و زنجیر است، از خداوند بخواهید که آن را بر شما مسلط نکند.
51- امیرالمؤمنین گفت: از جا برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا، کدام عمل در این ماه ارزشمند تر است؟
فرمود: ای ابالحسن، ارجمندترین عمل در رمضان آن است که انسان از آن چه خدا حرام کرده است، دوری جوید.
آن گاه گریه کرد. عرض کردم: چه چیزی باعث گریه ی شما شد؟
فرمود: علی جان، گریه ی من برای این است که در این ماه در حالی که به نماز ایستاده ای فرق سرت به دست شقی ترین انسان شکافته می شود، و محاسن شریف تو خضاب می گردد.
امیرالمؤمنین عرض کرد: ای رسول خدا، آیا دین من سالم است؟
رسول خدا فرمود: آری، در سلامت کامل دینی قرار داری.
52- سپس فرمود: یا علی، قاتل تو، قاتل من است، و کسی که بر تو غضب کند بر من غضب کرده است.
53- و کسی که به تو دشنام دهد به من دشنام داده است، تو برای من به منزله ی جان من هستی، روح تو از روح من است و طینت تو از طینت من است.
54- خدای تبارک و تعالی، من و تو را آفرید و انتخاب کرد.
55- مرا برای نبوت و پیامبری، و تو را برای امامت امت اسلامی اختیار کرد، و هر کسی امامت تو را انکار کند، در حقیقت منکر نبوت من شده است.

منبع: بحار/ ج96/ص157 و 358؛ عیون أخبار الرضا/ ج1/ص295
منبع
متن عربی خطبه شعبانیه در ادامه مطلب ...
+
| نوشته شده در: یکشنبه چهاردهم مهر 1387 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
248
دين و سياست از ديرباز دو مقوله مهم در زندگي بشر بوده و به جهت اهميت آنها در شكل دهي حيات بشر ، همواره ذهن آدمي را به خود مشغول داشته اند. در خصوص رابطه دين و سياست بطور كلي دو نظريه اصلي وجود دارد: نظريه تفكيك و نظريه تداخل .

ديدگاه تفكيك: هر گونه ارتباط را بين دين و سياست نفي نموده و دخالت هر يك از آنها را در امور ديگري موجب اضمحلال هر دوي آنها مي پندارد.
ديدگاه تداخل: رابطه دين و سياست را مسلم انگاشته و تلاش مي كند بر مبناي آن اهداف و ساختار حكومت و نقش فرد و جامعه را مشخص نمايد. مفروض بودن وجود ارتباط بين دين و سياست در اين ديدگاه ، اجماع نظر بر كيفيت ارتباط را معني نمي دهد ؛ بلكه بر عكس نحوه و چگونگي رابطه مزبور محل اختلاف بوده و موجب مي گردد حاميان ديدگاه تداخل در گروههاي جداگانه قرار گيرند.
تا سال 1371 ه.ش بطور عمومي، بازرگان در طيف ديدگاه دوم قرار داده مي شد. اما پس از ايراد سخنراني « خدا و آخرت هدف بعثت انبياء » (1) در سالگرد جشن مبعث همان سال توسط وي، روال قبلي خدشه دار شده و در اين باره اختلاف نظر حاصل گرديد.
بعضي از خوانندگان آثار وي ، در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامي ، از گفته هايش در سخنراني مزبور استنباط كردند كه « او گمان مي برد كه دين براي دنياست و همينكه دانست كه چنين نيست بر آن انديشه رقم بطلان زد ». (2) بعبارت ديگر وي معتقد شد كه دين رابطه معنوي بين انسان و خداست و براي آباد كردن آخرت آمده و ارتباطي به دنيا ندارد و بدين ترتيب آنچه را در قبل گفته بود، اشتباه پنداشت.
عده اي كه از حكومت اسلامي رويگردان بوده و در صف مخالفان ريشه اي جمهوري اسلامي ايران قرار داشتند ، استنباط مزبور را كه حاكي از بازگشت بازرگان به طيف ديدگاه تفكيك دين از سياست بود ، مستمسك قرار داده و تلاش كردند اصل حكومت اسلامي را غيرممكن نشان داده و جدايي دين از سياست را با پيشنهاد حكومتي غيرديني ( لائيك ) تحقق بخشند . بعلاوه چرخش فكري بازرگان را دليلي بر بيهودگي تلاش هاي مسلمانان جهت تحقق احكام الهي با تشكيل حكومتي اسلامي در عصر غيبت پنداشته و بكلي چنين اقدامي را مردود دانستند .
دوستان و معاشران بازرگان ، كه علاوه بر آگاهي از آثار وي ، روابطي نزديك با خود او داشتند ، با رد ادعاي فوق ، مدعي ثبات سير فكري بازرگان شده و اظهار داشتند كه هيچ تغييري در ديدگاه اوليه وي راجع به ارتباط دين و سياست روي نداده است . اين گروه همچنين به استناد روابط نزديك خود با وي و آثارش ، بيان داشتند كه : « اظهارنظر اخير وي دال بر پرهيز از قرار دادن هدف كسب قدرت سياسي به عنوان هدف دين است و نه پرهيز از دخالت دين در حوزه سياست ». (3)
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه دوازدهم دی 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
249
انسان در همة امور محتاج خداوند است و براي برآورده شدن حاجت نبايد متكي به وسايل و وسايط عادي و ظاهري باشد. هر چه هست از خداست، هر چند خداوند نعمتهاي خود را با واسطه به بندگان ميرساند. در حديث قدسي آمده است: خداوند به موسي فرمود: هر چه را كه احتياج داري از من بخواه حتي علف گوسفند و نمك طعامت را.[1] امّا بهتر است وقتي بندة محتاج در مقابل خداوندي بينياز ميايستد و از او درخواست ميكند، نعمتهاي بزرگ و ارزشمند بخواهد چرا كه براي خداوند، اعطاي نعمت هيچ زحمتي ندارد و كوچك و بزرگ آن نزد خداوند مساوي است.

در اينجا با توجه به روش معصومين ـ عليهم السّلام ـ به چند نمونه اشاره ميكنيم:
1. دعا براي والدين
پدر و مادر واسطة به وجود آمدن انسان هستند و همچنين بيشترين زحمات هر شخصي برعهدة والدين اوست، لذا در اسلام احترام و نيكي به آنها بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است، چنان كه در آيات مختلف قرآن،[2] بعد از امر به عبادت خدا و شريك قرار ندادن براي او، امر به احسان به والدين شده است. و از آنجا كه انسان هر چه به والدين خود خدمت كند، از عهدة سپاس از زحمات آنان بر نميآيد، يكي از راههاي جبران زحمات، دعاي خير در حق آنان است. چنان كه حضرت ابراهيم و نوح ـ عليهم السّلام ـ براي والدين خود طلب مغفرت ميكنند.[3] و امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در صحيفة سجاديه دعايي مخصوص در حق والدين دارد.[4]
2. طلب خير براي ديگران
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايند: وقتي دعا ميكنيد براي عموم مردم دعا كنيد كه باعث اجابت دعاست.[5] خداوند نه از برآوردن حاجات ناتوان است و نه در اعطاي آن بخل ميورزد: پس اگر كسي براي ديگران خير بخواهد، خداوند به خاطر خيرخواهي او براي ديگران، حاجت او را برآورده ميكند.
3. داشتن فرزند صالح
يكي از سعادتهاي هر پدر و مادري، داشتن فرزند صالح است كه باعث سربلندي آنان در دنيا و آخرت ميشود، به همين سبب ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ از خداوند درخواست فرزند صالح و مؤمن ميكردند. حضرت زكريا ـ عليه السّلام ـ از خداوند طلب فرزند پاك و طيب ميكند.[6] حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ بعد از حمد و ستايش خدا، براي داشتن فرزند، از خداوند ميخواهد فرزندانش را از نمازگزاران قرار دهد.[7]
4. سلامتي و ظهور امام زمان (عج)
بقیه در ادامه مطلب
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
198

هنگامى كه حضرت سجّاد صلوات الله عليه از حج خانه خدا ( كعبه معظمّه ) مراجعت كردند شخصى بنام شبلى آن حضرت را استقبال نمود ، حضرت فرمود : اى شبلى آيا حج بجا آوردي؟ عرض كرد : آرى ، فرمود : آيا به ميقات وارد شدى و از لباس دوخته ى خود برهنه شدى و غسل كردى ؟ گفت : آرى اينها را انجام دادم فرمود : پس وقتيكه وارد ميقات شدى قصد داشتى كه خود را از جامه ى معصيّت بيرون آورى و لباس طاعت و بندگى را بپوشى ؟ گفت : نه .
حضرت فرمودند : پس در وقتيكه از لباسهاى دوخته برهنه شدى قصد و نيت داشتى كه از ريا و نفاق و داخل نشدن در شبهات بيرون آئى ؟ گفت : نه حضرت فرمودند : وقتيكه غسل كردى قصد و نيت كردى كه خود را از گناهان و خطاها بشوئى ؟ گفت : نه حضرت فرمودند : پس نه به ميقات وارد شدى و نه از لباسهاى دوخته بيرون آمدى و نه غسل كردى بعد فرمودند آيا نظافت كردى و احرام و عقد حج را بستي؟ گفت : آرى انجام دادم ، حضرت فرمودند : هنگاميكه نظافت كردى و مُحرم شدى و عقد حج را بستى نيّت و قصور نمودى اينكه به نور توبه ى خالص براى خداى خود را از گناهان شستشو دهى ، عرض كرد : نه حضرت فرمودند : وقتيكه احرام بستى قصد و نيت كردى اينكه حرام كنى بر خودت آنچه را كه خداوند بر تو حرام كرده ؟ گفت : نه
فرمودند : پس وقتيكه عقد حج بستى قصد كردى هر عقد و بندى كه براى غير خدا بود باز كنى ؟ گفت : نه ، حضرت فرمودند : نه از گناه در حقيقت شستشو نمودى و نه احرام و عقد حج بستى آيا داخل و وارد ميقات شدى و دو ركعت نماز احرام را بجا آوردى و تلبيه ى حج گفتي؟ عرض كرد : آرى حضرت فرمودند : هنگاميكه داخل ميقات شدى قصد كردى اينكه نزديك به خدا مى شوى به بهترين اعمال از نماز و بزرگترين حسنات ؟ گفت : نه فرمودند : پس هنگاميكه تلبيّه ى حج را گفتى قصد كردى اينكه به زبان اقرار كنى براى خداوند سبحان به بهترين طاعتها و از هر گناه ساكت باشي؟ عرض كرد: نه، حضرت فرمودند: نه در حقيقت داخل ميقات شدى و نه نماز خواندى و نه تلبيّه گفتى بعد فرمودند : آيا داخل حرم شدى و كعبه معظّمه را ديدى و نماز خواندى در برابر كعبه ى مكرّمه گفت : آرى پس فرمودند وقتيكه داخل حرم شدى قصد كردى اينكه حرام كنى بر خودت هرچه را از مسلمين غيبت مى كردى ؟ گفت : نه.
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
196

حكیم فرزانه، فقیه بزرگوار و معلم اخلاق حضرت آیت الله العظمى حاج آقا رحیم ارباب از علماى بزرگ اصفهان و استادى مسلم در تمام علوم اسلامى متداول از جمله حكمت، ادبیات، تفسیر، كلام، هیئت، ریاضى و فقه و اصول بود. آن بزرگوار علاوه بر دانش سرشار، فردى عارف، پركار، مؤدب، متواضع و در مجموع الگو و نمونهاى از یك انسان كامل بوده، همواره رفتار و برخوردهاى ایشان با مردم زبانزد خاص و عام است.
سال یكهزار و سیصد و سى و دو شمسى بود، من و عده اى از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلى دارد كه ما نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم كه نماز را به فارسى بخوانیم و همینكار را هم كردیم. والدین، كمكم از این موضوع آگاهى یافتند و به فكر چاره افتادند. آنها هم پس از تبادل نظر با یكدیگر تصمیم گرفتند كه اول خودشان با نصیحت كردن ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگرى برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزى ما را به نزد یكى از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مىخوانیم به طرز اهانت آمیزى، ما را كافر و نجس خواند. و این عمل او ما را در كارمان راسختر و مصرتر ساخت. عاقبت یكى از پدران، آنها را یعنى والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت و روزى آنها نزد حضرت ایشان مىروند و موضوع را با ایشان درمیان مىگذارند و ایشان دستور مىدهند كه در وقت معینى ما را به خدمت آقاى ارباب راهنمائى كنند.
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 توسط: Mahdi
|