تبلیغات
جای بنر های شما
پست شماره:
380

فیلم "کتاب قانون" و مسلمانی ما!
دغدغه کارگردان یا تهیه کننده عامل مهم ساخت یک فیلم است. فیلم هایی که دغدغه اجتماعی دارند معمولا در بین منتقدان و تماشاگران مطرح می شوند.
اگر به فیلم هایی که سینمای بدنه را می سازند دقت کنید، می بینید که زمان اثر گذاری یا توجه و التفات به این فیلم ها منحصر به زمان اکرانشان یا کمی بعد از اکران می باشد.
اما " کتاب قانون" دغدغه دارد و این دغدغه،اجتماعی است و موضوعی که ذهن کارگردانش را به خود مشغول کرده، موضوعی مقدس و قابل احترام است.

چندی پیش از یکی از دوستانم پیامکی دریافت کردم بدین شرح:
چرا دعایمان برآورده نمی شود؟ امام معصوم: 1- حق خدا را به جا نیاورده و از امرش سرپیچی می کنیم.2- قران را می خوانیم ولی بدان عمل نمی کنیم.3- به سنت پیامبر آگاهیم ولی بدان عمل نمی کنیم.4- شیطان را لعنت می کنیم ولی باز از او پیروی می کنیم.
پیام فیلم " کتاب قانون " اشاره به مواردی است که به آنها اشاره شد. دلیل عدم توفیق ما در مقاطعی از زندگی در این 4 مورد نهفته است. به واقع ما دارای بهترین کتاب قانون زندگی چه در دنیا و چه در آخرت، یعنی قرآن مجید هستیم. به علاوه کتب دینی که رمزگشا و راهنمای تفسیر این قانون اساسی زندگی اند، در دسترس ماست؛ اما دچار بیشترین بی قانونی هستیم.
تا آنجا که یک زن تازه مسلمان که ما را از بیرون خودمان نظاره گر است، درباره مسلمانی ما قضاوت می کند و شاهد است که رفتار ما فاصله زیادی با دستوراتی دارد که خود را مقید به انجام آنها می دانیم. و خدا می داند که جوامع دیگر در عمل به این دستورات چقدر از ما جلوتر هستند! همانطور که اشعار حافظ و مولوی را بهتر از ما می خوانند و انگار این مشاهیر و افتخارات از آن آنهاست نه ما! ( آخ قونیه کجائی ؟! )

مازیار میری پیش از این در فیلم "پاداش سکوت" با پرویز پرستویی کار کرده است. پس از تماشای بازی بازیگر نقش اول فیلم و به تبع آن دیگر بازیگران، لذت می برید. چاشنی طنز نیز در تماشای فیلم شما را همراهی می کند تا از بی قانونی های خودمان، در ذوقتان نخورد. زیرا " کتاب قانون" آیینه تمام نمای خودمان است؛ مسلمانی مان، کار کردنمان، خرید و فروشمان، کیفیت عباداتمان و غیبت کردن سر سفره حضرت ابالفضل مان!
شاید پشیمان شده اید و احساس می کنید با فیلمی کلیشه ای طرف هستید، اما طنزهای تلخ و شیرینی که در تار و پود فیلم گنجانده شده اند، به روان تر شدن و دلپذیرتر شدن تماشای آن کمک زیادی کرده اند.
توقع بی جایی است که فکر کنیم با اکران این فیلم جامعه ما مدینه فاضله ای خواهد شد که دین و آیینمان ترسیم می کند، زیرا بعضی یا بهتر بگوییم خیلی ها حوصله طی طریق اصلی آسفالته را نداشته و به هر عملی متوسل می شوند تا از میان بر رفته و زودتر برسند؛ حتی اگر متحمل خرج سنگین یک جلوبندی شوند!
کتاب قانون را ببینید و کلاه خود را قاضی کنید که تا چه حد پایبند به این کتاب هستید؟
صادق وفایی
منبع: سایت تابناک
خانم دارین خمسه بازیگر لبنانی فیلم کتاب قانون

نظر خانم خمسه در مورد فیلم :
سناريوي فيلم كتاب قانون را خوانده و جذب آن شدم، چرا كه موضوع ايرادهاي اديان و درگيري ميان اديان در جوامع مختلف را بررسي كرده است.
من در اين فيلم در كنار هنرپيشهاي ايراني به نام پرويز پرستويي بازي ميكنم كه براي ايرانيان بسيار مهم است و مانند عمر الشريف يا عادل امام (كمدين معروف مصري) براي ما اعراب است.
در واقع من نقش دختري لبناني ـ فرانسوي و مسيحي را ايفا ميكنم كه مشغول تحصيل در رشته ادبيات فارسي هستم و هنگام ازدواج با يك فرد ايراني به اسلام گرويده و نام خود را از جوليت به امينه تغيير ميدهم. امينه در اين فيلم به ايران رفته و در اين كشور زندگي ميكند.
فيلم كتاب قانون يك فيلم كمدي درام است كه مشكل ازدواج با بيگانگان را مطرح ميكند. از آنجايي كه من خارجي هستم و تازه مسلمان شدهام قرآن را در دست گرفته و قدم به قدم سعي در اجراي كامل قوانين آن دارم.
فرض بر اين است كه چنين فيلمي چهره اسلام را در جهان بهبود بخشد ولي نميدانم چرا دولت ايران مدتي مانع از اكران اين فيلم شده بود. شايد به اين دليل كه در طرح جزئيات بسيار حساس عمل شده است و هنرپيشگان با تكيه بر قرآن سعي دارند بسياري از ايرادهاي مسلمانان در اجراي قوانين اسلام را نشان دهند، حتي اگر اين امر به شكل كمدي باشد.
در صحنهاي از اين فيلم امينه براي خريد سيب به بازار ميرود و به فروشنده بابت تقلب در وزن كردن سيبها تذكر ميدهد. امينه در اين فيلم سعي در اجراي كامل قوانين قرآن دارد تا جايي كه در نهايت با شوهرش به مشكل برخورده و از يكديگر جدا ميشوند.
تمامي فيلم به زبان فارسي است و من براي مدت يك ماه به شكل فشرده اقدام به يادگيري زبان فارسي كردم.
دستاندركاران فيلم ابتدا قرار بود هنرپيشهاي فرانسوي را براي اين نقش انتخاب كنند ولي هنرپيشهاي كه انتخاب شده بود در صحبت كردن به زبان فارسي مشكل داشت و به اين ترتيب آنها به لبنان آمده و به دنبال چهرهاي اروپايي ميگشتند كه بتواند متن عربي قرآن را خوانده و به زبان فارسي هم اندكي صحبت كند.
در ابتدا شرايط بسيار دشوار بود ولي من خوشبختانه توانستم لبنان را سربلند كنم. من براي ايفاي نقش در اين فيلم نامزد جايزه بهترين بازيگر زن نيز در ايران شدم.
همه دوستان عزیزم رو به دیدن این فیلم تاثیر گذار دعوت میکنم . البته شنبه ها و سه شنبه ها برید سینما که نیم بها باشه ...
+
| نوشته شده در: یکشنبه دهم آبان 1388 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
378
خواستن توانستن است.
من بايد موفق بشوم.
من بايد درستكار باشم.
من بايد تصميم اساسي براي موفق شدن بگيرم.
من بايد خوب درس بخوانم.
من بايد با معدل خوب قبول شوم.
من بايد تلاش كنم.
من بايد موانع موفقيت را بردارم.
من بايد، بايد، بايد...

راستي راه رسيدن به موفقيت چيست؟
از اساسيترين و اصليترين شرايط موفقيت يك انسان در زندگي فردي و اجتماعي داشتن قدرت «مديريت خود» است. انسان موفق، ريشه همه موفقيتها را در درون خود جستوجو ميكند.
منشأ تمام پيروزيها در وجود ماست. انساني كه نگاه مثبت و فعال در زندگي دارد خواهان كار، كوشش و تلاش است و براي خود برنامه دارد.
انسان موفق، زمام زمان را به دست داشته و بهترين بهره را از آن ميبرد. انسان موفق شكستها و عقب افتادنهاي خود را با بهانههاي پوچ توجيه نميكند.
كشيدن پا روي زمين، حركت بدون انرژي، چشمهاي خسته و بيحال و گاهي خوابآلود، غرغر كردن و بد و بيراه گفتن به زمين و زمان، پوشيدن لباسهايي كه همواره اعتراض به دنبال دارد و ظاهري كه نشان از بي نشاطي است، تأخير در كارها، اعتراضات و... نشان دهنده نداشتن مديريت خود و زمان است. مديريت به معناي اداره كردن، برنامهريزي و حركت در چارچوب آن برنامه به سوي هدف است.
استفاده مناسب از امكانات تحت اختيار براي پيشرفت، و هر چيز را در حيطه نفوذ و تحت تأثير خود، در جاي و محل شايسته
و بايسته خود نهادن است. مديريت زمان به معناي برنامهريزي كردن، جاي دادن هر چيز به جاي خود در حوزه زمان و تلاش در جهت رسيدن به هدف است. برنامهريزي يعني در هر ساعت و هر دقيقه از روز چه كاري را بايد انجام داد تا حركت ما به سوي هدف شتاب داشته باشد. كسي كه برنامه دارد هستي خويش را معني بخشيده است. ميداند كه ضعفها و قوتهايش چيست، براي رفع موانع و كمبودها و نداشتنهاي خود برنامه دارد. همينطور براي تقويت داشتنها و تواناييها تلاش ميكند. برنامهريزي تلاش هدفمند و دقيقي براي تكامل خود است. مديريت زندگي خود در گرو مديريت زمان است.

بايد تشخيص داد كه در حال حاضر چگونه زندگي ميكنم، يعني ليست كارها و زمان آنها را آن طوري كه بايد تهيه كنم. يك هفته تمام كارهاي روزمره را يادداشت ميكنم.
يادداشتها را بررسي ميكنم و كارهايي كه از روي بيهدفي بوده و ضرورتي براي زندگي من ندارد را مشخص مينمايم، خصوصاً اموري كه براي تلف كردن وقت است.
براي هفته دوم با توجه به شرايط زندگي و برنامههاي از پيش تعيين شده و مفيد، تعيين ميكنم كه ميخواهم چه تغييراتي را در زندگي خويش ايجاد كنم و هدفم از اين تغييرات بايد بهبود وضعيت قبلي و يا كيفيت بهتر باشد.
در مرحله بعد پيشبيني ميكنم كه بايد چه تغييراتي را ايجاد كنم آنها را ليست ميكنم، به عبارتي با توجه به هدفم خواستههايم را از خودم مشخص ميكنم، مثلاً ميخواهم پايه درس رياضيام بهتر شود و يا تغيير مثبتي در اخلاقم ايجاد شود، تمام خواستهها را مشخص و ميزان آن را معلوم ميكنم.
در اين مرحله براي هفته سوم بر اساس خواستههايم براي خود برنامهريزي ميكنم، و قبل از آن خواستهها را تعديل ميكنم، با زبان سادهتر از كم شروع ميكنم و كمكم سعي ميكنم به خواستههاي حقيقي خود برسم. اكثر كساني كه نميتوانند به برنامه خود عمل كنند كساني هستند كه از همان ابتدا برنامه سنگيني براي خود تدارك ميبينند و چون در عمل احساس ناتواني ميكنند از برنامه داشتن منصرف ميشوند و تا دو هفته اين برنامه را ادامه ميدهم. در اين مرحله زمان را مشخص نميكنم و فقط كارهاي خوب و پيشبينيهاي خود را بين روزهاي هفته تقسيم ميكنم، مثلاً روز شنبه بايد يك ساعت ادبيات و يكونيم ساعت زبان انگليسي و دو ساعت رياضي بخوانم و براي روزهاي ديگر هفته با توجه به شرايطم مقدار زماني و يا مقدار درسي كه بايد خوب بفهمم را معين ميكنم.
برنامه را به اجرا ميگذارم. هر شب قبل از خواب بر كارهاي خود نظارت كرده و در مقابل خواستههاي روزانهام، ميزان عملكرد خود را مشخص ميكنم، مثلاً در مثال قبلي، قبل از خواب روز شنبه بررسي ميكنم كه چه قدر ادبيات يا زبان و يا...
خواندهام. ممكن است درس ادبيات نياز به چهل و پنج دقيقه مطالعه باشد و درس زبان نياز به دو ساعت و همينطور براي كارهاي ديگر، آن چه انجام دادهام را صادقانه و با دقت يادداشت ميكنم.
در پايان هفته عملكرد خود را جمعبندي كرده با هدف و خواستههايم و پيشبيني ابتداي هفته مقايسه ميكنم. هدفم از اين كار داشتن برنامه است و عادتكردن به برنامه داشتن.
در مرحله بعد خواستههاي دقيقتر و واقعبينانهتري را پيشبيني نموده و هفته بعد را مصممتر به برنامهام عمل ميكنم. اين عملكرد را بررسي كرده اگر در پايان هفته از آن نسبتاً راضي بودهام و احساس خوبي از عمل كردن به آن داشتم برنامه را صرفاً براي عادت شدن ادامه ميدهم و اگر راضي نبودم سعي ميكنم برنامه هفته بعد را واقعبينانهتر در نظر بگيرم تا به رضايت نسبي برسم. حالا من ديگر برنامه دارم ميخواهم وضعيت خود را بهبود بخشم. بهتر است كم كم خواستههاي پيشبيني شده ابتداي هر هفته را متناسب هدفم كنم تا به هدف برسم.
ميدانم كه از برنامه داشتن مهمتر عمل كردن به آن است. بر خود نظارت دقيق ميكنم، اهدافم را مينويسم و در جايي كه مدام جلوي نظرم باشد قرار ميدهم، خودم خودم را تشويق ميكنم، از خدا مدد ميخواهم، از اعضاي خانواده ميخواهم قبل از برنامهريزي جمعي در خانه برنامه من را هم در نظر داشته باشند.
حالا كه چهار هفته است با برنامه عمل ميكنم با توجه به توانم دو نكته ديگر را وارد برنامهام ميكنم؛ اول خواستههايي كه براي بهترشدن دارم، يعني كمكم برنامهام را سنگينتر و خواستههاي بيشتري را از خود طلب ميكنم. مسلماً اكنون قادر خواهم بود كمي به خودم سختي هم بدهم. دوم عنصر زمان را هم بايد در برنامههايم بياورم، مثلاً مشخص كنم كه از ساعت پنج تا پنج وچهل و پنج دقيقه به مطالعه و يادگيري عربي ميپردازم و حداقل سه هفته اين برنامه را ادامه داده و هر تغييري كه باعث بهبود شرايط من ميشود ايجاد ميكنم.
اكنون من موفق شدهام كه به بهترين شكل ممكن براي خود برنامهريزي درسي انجام دهم و به آن عمل كنم. احساس رضايتي كه به من دست داده را نميتوانم وصف كنم. از خدا بابت اين توفيق شاكرم.
اين زماني است كه ميتوانم از خود انتظار داشته باشم كه نه تنها براي درس بلكه براي بهترين شدنها در زندگي برنامه داشته باشم، براي مطالعات غير درسيام، ديدن فيلم و نشستن پاي كامپيوتر و ارتباط با دوستانم، همه حساب شده است. برنامه اوقات فراغتم برنامه خودسازي است نه... ديگر بيهدف در خيابانها پرسه نميزنم، همين طوري با تلفن حرف نميزنم، كنار كامپيوتر و...
حالا حتي تفريح و سرگرمي من هم براي تقويت قواي ذهني و نشاط روحيام است و توسط خودم انتخاب ميشود و براي همه كارهايم با فكر انتخاب ميكنم كه چه كنم؟
من ميتوانم سر رشته زندگي خويش را در دست بگيرم. من ميدانم تنها راه موفقيت اول خودشناسي و بعد بر اساس آن خودسازي است و داشتن برنامه و عمل كردن به آن و نظارت و كنترل خود يعني قدرتمند شدن و پيروز شدن بر تمام موانع راهم. موفقيت من دليلش: لطف خدا، محبت و همراهي و ياري خانوادهام و معلمانم و همراهي دوستان خوب و عاقلم، اراده، تلاش، پشتكار، مصمم و اميد به آينده و اميد به موفقيت است.

حداقل شرط لازم براي موفقيت در هر زمينهاي يادگيري مداوم است.
هميشه كارهاي خود را بنويسيد و آنها را طبقهبندي كنيد؛ سپس از مهمترين آنها شروع كنيد.
از سلامت جسماني خود به بهترين نحو مراقبت كنيد. نيرو و نشاط براي موفقيت و خوشبختي ضروري است. در مورد تعيين هدفهاي خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دستيابي به آنها انعطافپذير باشيد.
براي رسيدن به هر يك از هدفهاي خود مهلتي تعيين كنيد.
آنچه بيش از هر چيز با موفقيت و خوشبختي همسويي دارد خوشبيني است.
هر موقعيتي را ميتوان مثبت تلقي كرد، به شرط آن كه آن را به عنوان فرصتي براي رشد و پيشرفت در نظر بگيريم.
اگر در هر شخص و در هر شرايطي به دنبال نقاط مثبت باشيد، تقريباً هميشه آن را پيدا خواهيد كرد.
وقتي خدا بخواهد براي شما هديهاي بفرستد آن را در مشكلي ميپيچد. هر چه مشكل بزرگتر باشد، هديه هم بزرگتر است!
هر وقت احساس ترس كرديد، شجاعت را با «شجاعانه عمل كردن» در خود پرورش دهيد.
كليد موفقيت در اين است كه هدف خود را تعيين كنيد و آن گاه طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد و همينطور هم خواهد شد.
هر تجربهاي را به يك تجربه آموزنده بدل كنيد. در هر نااميدي و شكستي، به دنبال درس با ارزش باشيد.

معصومه صفا
منبع
+
| نوشته شده در: یکشنبه سوم آبان 1388 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
358
گفتگويي منتشر نشده با حاج سيد احمد خميني
خبرگزاري فارس: وقتي هم كه من خيلي اصرار كردم ايشان قسم خوردند كه من اين كار را نخواهم كرد و بين من و بقيه افراد هيچ تفاوتي نيست. ايشان ميگفت اگر بمبي به خانه من بخورد و پاسدارهاي اطراف منزل كشته شوند و من در اطاق ضد بمب زنده بمانم ديگر من به درد رهبري نميخورم.

*سوال:جناب حجتاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني در آستانه يازدهمين سالگرد دفاع مقدس قرار گرفتهايم خواهشمند است بفرماييد كه جنابعالي چگونه از شروع تجاوز وحشيانه دشمن به ميهن عزيزمان باخبر شديد و در آن هنگام در مورد سرنوشت جنگ و پايان آن چه احساسي داشتيد؟
ادامه در ادامه مطلب ...
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: شنبه سیزدهم مهر 1387 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
288
سلام خدمت همه برادران و خواهران گلم .
ان شاء الله اگر خدا بخواد فردا عازم مشهد هستم . ان شاء الله از طرف همه شما نایب الزیاره خواهم بود .
التماس دعا




+
| نوشته شده در: چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
281
جنازه دختری که بعد از 127 سال سالم مانده است!
سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند.
عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد.
برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت.
پس از گذشت ۱۲۷ سال، مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.


منبع
+
| نوشته شده در: سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
282
۱.تصاویر جوشش خون از دل زمین در امامزاده فضل بهبهان در ایام محرم
۲.تخریب محل ترویج «خرافه» در بهبهان
محوطه مقابل امامزاده شاه فضل در بهبهان که ادعا شده بود از زمین آن خون جوشیده با لودر تخریب شد.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از البرز، در پی انتشار خبر جوشش خون از دل زمین در محل درب ورودی امامزاده شاه فضل بهبهان، از شنبه شب گذشته جمع کثیری از مردم در این محل تجمع کرده بودند.
ساعت 24 شنبه شب، دو نوجوان در محوطه باز مقابل امامزداه فضل، متوجه این پدیده شده و با خبردار شدن خانواده آنها و اهالی، به سرعت خبر مذکور در سطح شهر منتشر شد و مردم از گوشه و کنار در محوطه مذکور جمع شدند.
برخی آمار غیر رسمی از سوی شاهدان عینی در محل، نشان از تجمع بیش از 7 هزار نفر از مردم بهبهان در مقابل امامزاده فضل دارد.
در پی این تجمع ماموران انتظامی و امنیتی اقدام به پراکنده کردن مردم نموده و پس از آن نیز سازمان تبلیغات اسلامی بهبهان پلاکاردهایی با مضمون تکذیب وقوع معجزه را در خیابانهای این شهر نصب کرد.
به دنبال این تجمع با حضور به موقع فرماندار، امام جمعه و مسوولان امنیتی بهبهان و تخریب قسمتی از زمین که گفته می شود مایعی به رنگ خون از آن جوشیده به تدریج مردم از محل متفرق شدند و اوضاع در این محل به حالت عادی بازگشته است.
حجة السلام «شکرالله سلیمانی» امام جمعه بهبهان نیز در اطلاعیه ای که به طور مشترک از سوی وی و جامعه روحانیت بهبهان صادر شد در این باره اعلام کرد: بروز این پدیده به هیچ عنوان معجزه نبوده و دامن زدن به این قبیل شایعات وهم مذهب است.
گفته می شود شبکه بهداشت خون بودن این مایع را تأیید کرده است ولی آن را مربوط به انسان عنوان نمی کند.
محل مذکور همه ساله در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی شاهد ذبح حیواناتی چون گاو و گوسفند برای ادای نذورات است.
امامزاده شاه فضل بهبهان بنا به روایتی فرزند امام موسی بن جعفر(ع) است و به عنوان یک مکان زیارتی برای مردم این شهرستان مورد توجه بوده است.
تصاویر محل امامزاده را در ادامه مطلب ببینید
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
245
اول قورباغه ی زشت را بخور!

قدیمىها گفتهاند: اگر اولین كارى كه باید هر روز صبح انجام بدهى، این باشد كه قورباغه ی زندهاى را قورت بدهى، در بقیه ی روز خیالت راحت است كه سختترین كار خود را انجام دادهاى .
قورباغه ی شما در واقع بزرگترین و مهمترین كارى است كه باید انجام دهید. همان كارى كه اگر الآن فكرى برایش نكنید، به احتمال زیاد همین طور براى انجام آن تنبلى خواهید كرد. ضمناً كار مورد نظر همان كارى است كه انجام آن در حال حاضر مىتواند بیشترین تأثیر مثبت را در زندگى شما بگذارد.
قدیمىها همچنین گفتهاند: اگر قرار است دو تا قورباغه را بخورى، اول آن یكى را كه زشتتر است، بخور.
جملاتى را كه خواندید، معرفى كوتاهى است از برایان تریسى، نویسنده ی كتاب «قورباغه را قورت بده» ، كه امروزه آوازهاى جهانى دارد و از تئوریسینهاى معروف موفقیت در جهان به شمار مىآید، خود حكایتى عجیب دارد.
از ترك تحصیل در دوران نوجوانى گرفته، تا كارهاى سخت یدى و كارگرى یك كشتى باربرى و فروشندگى دورهگرد اجناس مختلف.
او در سیر زندگى عادى به یك مكاشفه ی شگفتآور بر مىخورد كه زندگى و حیات او را به شدت تحت تأثیر قرار مىدهد. مكاشفهاى كه خود از آن این گونه یاد مىكند:
به خاطر تجربیات ناموفقى كه در زندگى داشتم ، یك نوع احساس ضعف و عدم كارآیى در من شكل گرفته بود. در این مخمصه ی ذهنى گرفتار شده بودم كه فكر مىكردم كسانى كه بهتر از من عمل مىكنند ، واقعاً بهتر از من هستند. آن چه یاد گرفته بودم این بود كه این فكر ضرورتاً درست نیست. آنها فقط كارها را با روش بهترى انجام مىدادند و از نظر منطقى آن چه را كه یاد گرفته بودند ، من نیز مىتوانستم یاد بگیرم.
این براى من در حكم یك مكاشفه بود و من از این كشف هم مبهوت بودم و هم هیجان زده. هنوز هم هستم .
دریافتم كه مىتوانم زندگى خود را تغییر دهم و مىتوانم تقریباً به هر هدفى كه براى خودم تعیین مىكنم، برسم.
همین گونه نیز شد. او ظرف چند سال تبدیل به یك فروشنده ی طراز اول شد. آن گاه چندین شركت را تأسیس و راه اندازى كرد و از دانشگاه معتبرى در رشته ی مدیریت بازرگانى مدرك گرفت.
سپس توانست زبانهاى فرانسه، آلمانى و انگلیسى را یاد بگیرد و آن گاه به عنوان سخنران، مربى یا مشاور با بیش از 500 كمپانى همكارى كند.

جالب است بدانید او در حال حاضر سالانه براى بیش از سیصد هزار نفر سخنرانى مىكند و سمینارهایى برگزار مىكند كه بیش از بیست هزار نفر شركت كننده دارند.
او دستیابى به این موفقیتها را مرهون عواملى مىداند كه در این مقاله به معرفى آنها پرداخته است :
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: یکشنبه دوم دی 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
253
کجاست سردار قادسیه ؟!
سلام
این روزها اولین سالگرد صدام حسین دیکتاتور پیشین عراقه . شخصی که در این دنیا ظلم و جنایات زیادی کرد و الآن مطمئنا" داره در قعر جهنم آب خنک میخوره پیش اجدادش .
کجا رفت آن همه ابهّت و شکوه ؟

چه شد آن همه تعریف و تمجید ؟

به راستی که شایسته این تحقیر ها بود

آیا یک بار اعدام برایش کم نبود ؟

و این هم پایان کار !

حتما" شنیده اید که جنازه صدام هم سالم نموند . حدود یک ماه بعد از اعدام ، اقوام داماد صدام ( همانکه به اردن پناه برد و بعد از بازگشت به عراق به دستور صدام سلاخی شد . ) برای انتقام شبانه به آرامگاه صدام هجوم بردند و جنازه متعفنش رو از خاک بیرون کشیدند و بعد از بول کردن به اون ، جنازه رو جلوی سگهای ولگرد بیابون انداختند.
کجایند آنها که روی دیوارهای خرمشهر نوشته بودند :
آمده ایم که بمانیم !!
"جزيي ترين روايت از اعدام صدام"
روزنامه انگليسي ساندي تايمز در شماره 31 دسامبر در گزارشي به بررسي جزپيات اعدام صدام پرداخت.
به گزارش رجانيوز، «ماري کالوين» گزارشگر ساندي تايمز در اين باره به گفتگو با موفق الربيعي، مشاور امنيت ملي دولت عراق و قاضي منير حداد پرداخته است.
در اين گزارش به جزيي ترين مسائل اعدام صدام حسين، ديكتاتور عراق پرداخته شده است.
« درست قبل از ساعت شش صبح، در زدند. جلادان صدام، نقاب سياه روي صورت هايشان کشيده بودند. صدام، روز گذشته، آخرين دقايق زندگي اش را در مقر اطلاعات نظامي عراق گذراند که روزي محل شکنجه و کشتار هايي بود که به دستورخودش صورت مي گرفت.
وقتي اذان صبح در شهر طنين انداخت، صدام را با پا بند آهني به پاي چوبه دار بردند تا تقاص جناياتي را که بر مردم عراق روا داشته بود، بدهد.
موفق الربيعي، مشاور امنيتي دولت ملي عراق، که شاهد مرگ صدام بود، مي گويد: «ما او را به اتاق چوبه دار برديم و به نظر مي رسيد که صدام از اتفاقي که در شرف وقوع بود، شگفت زده شده است. او به چوبه دار نگاه مي کرد و آنچه را که مي ديد، باور نداشت».
درحالي که جهان با واکنش هاي دوگانه اي بين شادماني و محکوم کردن اعدام صدام نشان داد، الربيعي گفت که ديکتاتور مخلوع، موقع رفتن به پاي چوبه دار، زير لب حرف مي زد: «نترسيد؛ اين جايي است که همه ما مي رويم».
الربيعي يکي از 15 نفري است که در اتاق تاريکي حضور داشت که آخرين جايي روي زمين بود که صدام مي ديد. الرباعي در گفتگوي تلفني از بغداد گفت که ديکتاتور سابق عراق، ابراز پشيماني نکرد.
الرباعي مي گويد: «به او، چه قبل و چه بعد از اعدام، احترام گذاشته شد. ما تمام استاندارد هاي اسلامي و بين المللي را در نظر گرفتيم.»
بعد از جنجال جمعه شب که مقامات عراقي اعلام کردند که مرگ صدام قريب الوقوع است و وکلايش سعي داشتند که از يک دادگاه آمريکايي استيناف بکنند، اما حکم اعدام وي صبح ديروز اجرا شد.
نوري المالکي، نخست وزير عراق، قبل از شرکت در مراسم ازدواج پسرش، حکم اعدام را امضا کرد و شوراي رياست جمهوري هم آن را تاييد کرد.
به زندانبان هاي آمريکايي که مسئول نگهداري از صدام بودند، دستور داده شد تا او را به دولت عراق تحويل بدهند. آنها به او قرص آرام بخش دادند، اما صدام قبول نکرد. الربيعي مي گويد:« ما حدود ساعت 5 ونيم صبح، صدام را از نيروهاي متحد تحويل گرفتيم و او مال ما شد».
درحالي که نيروهاي آمريکايي بيرون در نگهباني مي دادند، صدام به اتاقي سرد و متروک مقر اطلاعات نظامي عراق، برده شد. حتما يادش نرفته بود که نيروهاي امنيتي خودش، تعداد زيادي از مردم را در آن ساختمان ترسناک، شکنجه کرده و کشته بودند. صدام را نيم ساعتي تنها گذاشتند تا با افکار خودش خلوت کند. طبق قانون عراق، محکومان به اعدام حق دارند قبل از اعدام سيگاري بکشند و غدا بخورند.
الربيعي مي گويد: «به دست هايش دستبند زده بوديم و او را نشانديم. آنجا يک قاضي، معاونش، معاون وزارت دادگستري، معاون وزارت کشور، خودم و يک دکتر حضور داشتيم. بعد مشغول انجام تشريفات مربوط به پرونده قطور مدارک و جزئيات دادگاهش براي جناياتي که عليه بشريت انجام داده بود، شديم. قاضي حکمش را خواند. او همچنان در سکوت بود تا اينکه چشمش به يک دوربين فيلم برداري افتاد و شروع کرد به شعار دادن: الله اکبر، مرگ بر فارس ها(!)، مرگ بر اين و آن. دستبندش تنگ بود و آزارش مي داد، به نگهبان ها گفتم دستبند را کمي شل کنند.
مراحل تشريفاتي به پايان رسيد و چهار جلاد نقاب دار جلو آمدند. قد کوتاه و فربه بودند و کت چرم به تن داشتند، بيشتر شبيه قاتلان القاعده در فيلم هاي تروريستي آماتوري بودند تا کساني که ماموريت داشتند حکم رئيس سابق دولت عراق را اجرا کنند. صدام که نسبت به روزهاي پر جلال اش، چروکيده شده بود از آنها بلند قد تر بود.
لباس مرگش را خياط شخصي اش که از اهالي ترکيه است، دوخته بود؛ شلوار سياه، کفش هاي سياه واکس زده، بلوز سفيد، پلوور سياه و اورکت پشمي سياه که او را در مقابل سوز سرما در آخرين دقايق قبل از اعدامش حفظ مي کرد، پوشيده بود. موهايش به سياهي هميشه بود، اما زير چشمانش پف کرده بود.
در محل چوبه دار، جلاد ها دستبندش را باز کردند و دست هايش را از پشت بستند. وقتي به چوبه دار نزديک تر شد، دستمال سياهي به دور گردنش بستند تا از سوختگي طناب، محافظتش کند. وقتي مي خواستند پارچه سياه روي سرش بکشند، زير لب گفت:«اين کار لازم نيست». طناب را از روي سرش رد کردند.
او با حالتي گيج ايستاده بود و يکي از جلاد ها، گره طناب را سمت چپ گردنش، محکم کرد. صدام، حتي در آستانه مرگ هم دوربين هاي ويدئو را فراموش نکرد. قبل از اينکه پايش را به محل چوبه داربگذارد که با نرده هاي قرمز محصور شده بود، او کلماتي قبل از مرگ به زبان مي آورد، با صداي بلند گفت:« الله اکبر» و «فلسطين عربي است».
الربيعي مي گويد: «او درحالي که طناب به دور گردنش پيچيده شده بود، ايستاده بود. جلاد، شروع به خواندن قرآن کرد:" هيچ خدايي بجز الله نيست و محمد رسول خداست" اين جمله دو بار تکرار شد و صدام در يک چشم بر هم زدن، سقوط کرد. جلاد اهرم را کشيده بود و صدام در فاصله سه پايي چوبه دار، در سکوت آويزان مانده بود. ساعت شش و ده دقيقه صبح بود». مرگ صدام سريع بود. خيلي، خيلي سريع و کاملا بدون درد بود و بعد از سقوط بي حرکت بود».
سامي العسکري، نماينده نخست وزير در مراسم اعدام گفت که صداي شکستن گردن صدام را شنيده است.
صدام به مدت ده دقيقه از طناب آويزان بود و 15 نفري که آنجا بودند، شاهد اين صحنه بودند. دکتر ايست قلبي اش را اعلام کرد و بعد، يکي از جلاد ها او پايين آورد و در کيسه سفيدي قرارش داد و از اين صحنه عکس گرفت تا به وفاداران جان سختش اثبات کند که صدام مرده است. تلويزيون عراق، آخرين عکس او را که اززاويه عجيبي گرفته بود و گردنش از کيسه سفيد بيرون افتاده بود، نشان داد.
منير حداد، قاضي دادگاه استيناف هم شاهد مراسم اعدام بود. او گفت: «يکي از حاضران از صدام پرسيده است که آيا از مرگ مي ترسد؟ و صدام در جواب گفته است: چرا بايد بترسم؟ من تمام زندگي ام را در جنگ با کفار و متجاوزين گذرانده ام(!)».
کس ديگري پرسيد:«چرا عراق و ما را نابود کردي؟ تو ما را به قحطي کشاندي و کاري کردي که آمريکا عراق را اشغال کند». جواب صدام اين بود:«من متجاوزين و دشمنان عراق را نابود کردم، و من عراق را از فقر به ثروت رساندم».
منير حداد مي گويد: «صدام حالت عادي داشت و به خودش مسلط بود.» او گفت: «اين پايان کار من است. من زندگي ام را بعنوان يک سياستمدار نظامي با جنگ، آغاز کردم. پس مرگ مرا نمي ترساند. ما به بهشت مي رويم و دشمنان ما به قعر جهنم».
وقتي او را به پاي چوبه دار مي بردند، سربازگارد سعي کرد پارجه سياه روي سرش بگذارد، اما او مخالفت کرد. بعد آيه هايي از قرآن خواند که سربازها مسخره اش کردند. يکي از سربازهاي گارد، اسم مقتدي الصدر، روحاني معروف شيعه، را فرياد زد و صدام با پوزخند گفت:«مقتدي کيست؟»
حداد گفت: «روحاني که آنجا بود از صدام خواست که کلمات قرآن را بخواند و صدام هم همين کار را کرد، اما با استهزا. اين آخرين کلماتش بود و طناب بر گردنش فشرده شد و او به سوي مرگ، سقوط کرد».
لینک مربوط به فیلم کامل اعدام صدام:
( کلیک کنید )
منبع
+
| نوشته شده در: شنبه یکم دی 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
244
سلام
برای اطلاع از تیپ شخصیتی خودتون از روی ۸ تصویر زیر یکی رو انتخاب کنید و بعد روی پیوند زیر عکس کلیک کنید تا نتیجه انتخابتون رو ببینید .
نکته مهم : سعی کنید تصویری رو انتخاب کنید که هم از لحاظ ترکیب رنگ و هم از لحاظ نقش بیشتر از دیگر تصاویر با روحیات شما سازگار باشه .

برای مشاهده نتیجه تست کلیک کنید .
+
| نوشته شده در: سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
243

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
" می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد."
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست."
گنجشک گفت :
"لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:
"ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی."
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.خدا گفت:
" و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!"
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...
+
| نوشته شده در: جمعه بیست و سوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
240
|

|
آنچه میخوانید, متن کامل نامه ای است که چارلی چاپلین, خطاب به دخترش, جرالدین, نگاشته است. بخشهایی از این نامه تابه حال در کتابها و نشریات گوناگون چاپ شده و از جنبه های خاصی مورد بحث قرار گرفته است,اما خواندن متن کامل آن ,شاید خالی از لطف نباشد.درد دلهای یک پدر سالخورده برای دخترش اغلب شنیدنی است ,چه رسد به درد دلهای هنرمند مهمی که تاریخ سینما به او مدیون است.
|
دخترم جرالدين, از تو دورم , ولي يك لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نميشود.تو كجايي؟در پاريس ,روي صحنه تئاتر پرشكوه شانزه ليزه؟اين را ميدانم و چنان است كه گويي در اين سكوت شبانگاهي ,آهنگ قدمهايت را ميشنوم.شنيده ام نقش تو در اين نمايش پرشكوه, نقش آن دختر زيباي حاكمي است كه اسير خان تاتار شده است.

جرالدين, در نقش ستاره باش و بدرخش ,اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي كه برايت فرستاده اند به تو فرصت هوشياري داد بنشين و نامه ام را بخوان. من پدر تو هستم.امروز نوبت توست كه صداي كف زدن هاي تماشاگران گاهي تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولي گاهي هم به روي زمين بيا و زندگي مردم را تماشا كن; زندگي آنان كه با شكم گرسنه در حالي كه پاهايشان از بينوايي مي لرزدو هنرنمايي مي كنند. من خود يكي از ايشان بوده ام.جرالدين دخترم ,تو مرا درست نمي شناسي در آن شب هاي بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه هاي خود را هرگز نگفتم آن هم داستاني شنيدني است.

داستان آن دلقك گرسنه كه در پست ترين صحنه هاي لندن آواز مي خواند و صدقه مي گيرد, داستان من است.من طعم گرسنگي را چشيده ام.من درد نابساماني را كشيده ام.و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقك دوره گرد را كه اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند و سكه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمي كند. با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آنكه بميرند حرفي نبايد زد. به دنبال نام تو نام من است :"چاپلين"
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
229
در روزگاران حضرت موسی (ع) فردی متمکنی بود که اهل معصیت و گناه بود .
مردم از فرط معاصی و . . . آن مرد شکایت به موسی (ع) بردند . حضرت موسی (ع) بر حسب وظیفه نبوتش نزد آن مرد رفت و او را نصیحت کرد که دست از کارهات بردار و . . .
اما اون مرد اصلا توجهی به حرفای حضرت موسی (ع) نکرد . موسی (ع) شکایت نزد پروردگار برد . خدا در جواب به موسی گفت : موسی ! برو به اون بنده من بگو اگه دست از کارهاش بر نداره عذابش می کنم .
موسی نزد آن مرد رفت و فرموده خدا را به او گفت . اما باز آن فرد عاصی بی توجه از کنارحرفای موسی (ع) گذشت.
روز ها می گذشت و او همچنان کارهای گذشته اش را انجام و روز به روز سر حال تر و بر ثروتش افزوده تر میشد . روزی موسی را در بین جماعت دید و با تمسخر به او گفت : موسی ! پس کو اون عذابی که پروردگارت وعده داده بود، من که روز به روز وضعم بهتر و بر ثروتم افزوده تر میشه . پس چرا عذابی بر من نازل نشد ؟
موسی (ع) با دلی شکسته مجددا نزد خدا رفت و گفت : خدایا تو وعده عذاب داده بودی . اما عذاب که بر این مرد عاصی نازل نشد هیچ ، روز به روز متمکن تر و . . . شد .
پروردگار در جواب فرمود : موسی برو به اون بنده من بگو چه عذابی درد ناک تر از این که نمی تونی اسم منو (خدا) ببری . همین عذاب برات بسه .
فکر نکنم عذابی درد ناک تر از این باشه که عاشقی نتونه با معشوقشو حرف بزنه و با اون خلوت کنه .
به نظرتون عذابی درد ناک تر این عذاب هم هست ؟
هرگز نگویمت ز کرم دست من بگیر
عمریست گرفته ای تو، مبادا رها کنی
منبع
+
| نوشته شده در: یکشنبه هجدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
222
سلام
دانشجویانی که تا حالا برای حج عمره دانشجویی ثبت نام نکردن عجله کنن که چهارشنبه ۲۱ آذر ماه آخرین مهلتشه . ۲۴ همین ماه هم تو مجتمع آموزشی جنب بیمارستان بوعلی تو ابتدای خیابان دماوند ساعت دو بعدازظهر مراسم قرعه کشی انجام میشه .
برای ثبت نام روی تصویر کلیک کنید.

قسمت هر کی شد ما هم التماس دعا داریم .
+
| نوشته شده در: پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
218


ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه میگیرد. ضمیر ناخود آگاه نمیتواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم میتواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشهی زیبا و مثبت میتواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشهی منفی و یأسآور میتواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسانها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.
موفقترین انسانها کسانی هستند که توانستهاند در ذهن خود اندیشههای مثبت داشته باشند؛ آنان که میپندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبتنگری را کنار گذاشته و در جنبههای منفی وقایع تمرکز کردهاند.
خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا میدانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانوادههایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
تعریف تفکر مثبت:
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
221
حضرت علی (ع) در خطبه 90 نهج البلاغه به بیاناتی زیبا و تعابیری دقیق ، داستان زمین و آنچه بر آن گذشته را چنین بیان می فرماید :
خداوند زمين را در امواج شديد و با صولت و در درياهاى پر آب فرو برد، در حالى كه موجهاى عظيم آن درياها به هم مى خوردند، و امواج بلند آن كه در حال تدافع يكديگر بودند به هم مى كوفتند و همانند شتران نر در موقع هيجان و مستى كف بهوجود مى آوردند. پس سركشى آب به خاطر سنگينى زمين حالت فروتنى گرفت، و چون زمين به سينه خود به روى آب قرار گرفت اضطراب و هيجان آب فرو نشست و چون با شانه خود مانند حيوانى كه در خاك بغلتد بر روى آب درغلتيد آب آرام گرفت. آب پس از هيجان و اضطراب امواجش آرام و مغلوب شد، و در دهنه خوارى مطيع و اسير گشت. زمينِ گسترده شده در ميان آن آب پرموج ساكن شد، و آب را از نخوت و كبر و از باد دماغ و سركشى و تجاوز بازداشت، و دهان آن را كه پر موج بود بست، و آب از آن همه هيجان و هيبت و جست و خيز به جاى خود نشست.
پس از آنكه هيجان آب از زير اطراف زمين ساكن شد، و كوههاى بلندسركشيده را كه بر دوش زمين قرار داشت بر روى خود حمل نمود، خداوند آبهاى چشمه ها را از بالاى بينى هاى زمين (قله كوهها) به جريان انداخت، و در پهن دشت ها و رودخانه ها سرازير ساخت، و حركات زمين را با كوههاى لنگر انداخته، و به وسيله صخره هاى بزرگ سر به فلك برداشته تعديل نمود. زمين به علّت نفوذ كوهها در پهنه آن، و به خاطر فرو رفتن ريشه كوهها در اعماق آن، و سوار شدن آن صخره هاى بزرگ بر گردن و طبقات زيـرين آن آرامش و استقرار يافت.
خداوند ميان زمين و جوّ را فراخ نمود، و هوا را براى تنفس ساكنان آن مهيّا فرمود، و تمام نيازمنديهاى اهل زمين را از دل زمين بيرون آورد. سپس بلنديهاى زمين را كه بى گياه بود و آب چشمه ها به آن نمى رسيد، و جويبارها وسيله اى براى رساندن خود به آن زمين هاى مرتفع نمى يافتند رها نساخت، بلكه ابرهايى آفريد تا عرصه هاى مرده آن بلنديها را احيا كنند، و گياهش را برويانند. ابرها را پس از پراكندگى قطعاتش و جدايى پاره هايش به هم الفت و التيام داد، تا چون آب درون ابر به جنبشى سخت برآمد، و در حواشى آن برق بدرخشيد، و درخشش برق در ميان قطعات ابر سپيد و انبوه خاموش نشد، خداوند آن ابر پرباران را در حالى كه قطعاتش به هم پيوسته بود فروفرستاد، در حالى كه به زمين نزديك شدند، و بادها بارانهاى آن را پى در پى همچون دوشيدن شير از سينه حيوانات دوشيدند و به شدت به زمين ريختند. زمانى كه ابرها سينه خود را به زمين ساييدند، و آنچه از باران داشتند بر زمين پاشيدند، خداوند در زمين هاى خشك گياه، و در دامن كوهها سبزه روياند، در اين وقت زمين با آرايش مرغزارهاى خود به شادى نشست، و از پرده لطيفى از شكوفه هاى خوشبو و زيبا كه بر خود پوشيده بود، و از نظم دقيق شكوفه ها و بوته هاى باطراوت كه چهره آن را مى آراست به نشاط و بهجت برخاست، و خداوند آن نباتات و گلها را توشه آدميان و روزى چهارپايان قرار داد. و نيز راههاى فراخ در اطراف زمين باز كرد، و براى روندگان نشانه هايى نهاد تا به هر جا كه بخواهند آمد و شد كنند.
هنگامى كه زمين را براى زندگى آماده كرد، و فرمان خود را جارى ساخت، آدم(ع( را از ميان مخلوق خود اختياركرد، و او را اولين نوع از آفرينش انسان قرارداد.
پايگاه استاد حسين انصاريان
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
220
|
بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود . |
|
|
پایگاه شیخ حسین انصاریان " عرفان "
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
217
خنده یک عکس العمل طبیعی و در واقع موهبت الهی است که از بدو
تولد در نهاد آدمی به ودیعه گذاشته شده و در حالت تخلیه احساسهای
شادی و نشاط ٬ غم ٬ عصبانیت یا خستگی های جسمی و روحی
بروز می نماید !

خنده و خوشروئی نشانه آرامش و اعتماد به نفس است ! آیا میدانید :
که انسان تنها موجودی است که می خندد ؟ ! هیچیک از حیوانات و
گیاهان قادر به خندیدن نمی باشند ؟!
خنده باعث میشود که مغز آرام شده ٬ و راحت تر به فعالیت بپردازد و
همراه است با کاهش انواع فشارهای روانی و اضطراب بر جسم وروح
یک فرد خندان !
تجربه نشان میدهد افرادی که بیشتر می خندند طول عمر بیشتری
دارند و کمتر مریض میشوند ! نتیجه می گیریم که خنده درمان خوبی
برای مقابله با انواع بیماریهاست ! و تجربه نشان داده که خندیدن طول
درمان بیماری را کاهش میدهد !
دانشمندان میگویند : یک دقیقه خندیدن برابر است با چهل بار تنفس
عمیق و پانزده دقیقه خنده برابر است با پانزده دقیقه دویدن ٬بر روی یک
نقاله متحرک ! بعبارت دیگر خنده باعث تنفس صحیح و دریافت اکسیژن
بیشتری توسط مغز میشود !

همچنین اطباء معتقدند ٬ هنگام خنده هورمون ها ترشح میشود این
هورمون ها مسکن های طبیعی بدن هستند ! وقتی کسی قهقهه
می زند ٬ قبل از هر چیز عروقش باز میشود ٬ فشار خونش تنظیم می
شود و بدن حالت طبیعی و سالمی پیدا خواهد کرد ٬ و خواص مثبت
خنده بر انسان عارض خواهد شد !
مهمترین نکته ای که میتوان عنوان کرد این است که : حتی اگر خنده
تصنعی و غیر واقعی هم باشد ! باز بصورت هوشمند اثر خواص خنده
را بر بدن خواهد گذاشت !
پس از امروز بیائید همه در مقابل مشکلات و نا ملایمات زندگی از عمق
جان و دلمان بخندیم و شاد باشیم !
امروز خواهم خندید ٬ زیرا چشمانم از گریستن خسته شده اند .

منبع
+
| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
187
در باب « من لم یشکر المخلوق » و جبران محبت!
پسرم ، وحشت از خطر دارم
من مگر چند تا پسر دارم ؟
تو گرفتار فکر و فن نشوی
روی هم رفته، مثل من نشوی
باید آگه ز ماجرا باشی
با مدیریت آشنا باشی
به ریاست اگر شدی منصوب
می شوی بین مردمان محبوب
بعد از آن می شود به ناچاری
سیل تبریک و تهنیت، جاری
می شود در جریده ها اعلان
بغل " کل من علیها فان "
« حضرت مستطاب والای ... »
یا « برادر جناب آقای ... »
که تو ، به به ، چقدر آقایی
« چه سری ، چه دمی ، عجب پایی » !
تو چنان شمع مجلس افروزی
خستگی ناپذیر و دلسوزی
انتخاب شما ربوبی بود
چه قدر انتخاب خوبی بود
دلمان شد به نحو بایسته
شاد از این انتخاب شایسته
تا شود خاطر شما، ارضا
مخلصان : ... شصت و هشت امضاء
آگهی از سر تواضع نیست
عرض تبریک ، بی توقع نیست
گیرم از این قضیه مفتخرند
از زن و بچه تو شاد ترند ؟
پس چرا آگهی نشد تکثیر
از زن و بچه رئیس و مدیر ؟
بگذار آگهی شود به وفور
تا که چشم حسود گردد کور
چون دل دشمنان کباب شود
در دلت کله قند آب شود
پس کسانی که آگهی دادند
ساقدوشان شاه دامادند
رفته ای زیر بار منّت شان
در بیا فوری از خجالت شان !
ابوالفضل زرویی نصرآباد
+
| نوشته شده در: شنبه نوزدهم آبان 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
185

سلام
شب جمعه است و اسیران خاک گوشه چشمی به فرستاده های ما دارن . پس بگو ای دوست :
" اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد "
و بخوان فاتحه ای از سر عشق و وفا برای عزیز در گذشته ات .
+
| نوشته شده در: پنجشنبه هفدهم آبان 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
162
END پاچه خوار!

«نيكولا ساركوزي»، رئيس جمهور فرانسه در ديدار «ايهود اولمرت»، نخست وزير صهيونيستي با وي در پاريس اعلام كرد كه برپايي اسرائيل، معجزه قرن بيستم ميلادي بود!
ساركوزي با اعلام اين مطلب همچنين ايجاد رژيم صهيونيستي اسرائيل را حادثه مهم تاريخي در قرن گذشته ميلادي توصيف كرد.
بر پايه اين گزارش، رئيس جمهوري فرانسه كه روزنامه فيگارو در خبري جنجالي و افشاگرانه وي را «جاسوس موساد» معرفي كرد، خود و كشورش را پاي بند به برقراري امنيت رژيم صهيونيستي دانست و گفت: امنيت اسرائيل، خط قرمز سياستهاي دولت من است.
منبع
+
| نوشته شده در: پنجشنبه سوم آبان 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
161
متن زیر یکی از میلیون ها پیام الکترونیکی وایمیلی است که ممکن است برای شما نیز ارسال شده باشد:
« برنده عزیز،ما خوشحالیم تا شما را به عنوان یکی از ده برنده قرعه کشی Free lotto که در آگوست 2007 برگزار شده معرفی کنیم.
تمامی نشانی های ده برنده ازمیان پنجاه میلیون ایمیل بین المللی به طور اتفاقی انتخاب شده اند ، آدرس شما در کنار 9 آدرس دیگر بعنوان برنده قرعه کشی سالانه Free lottoبیرون آمده و در نتیجه شما موفق به دریافت 90 میلیون دلار آمریکایی شده اید.
جزئیات بعدی به حواله پاداشتان ضمیمه شده است.
I )شماره برنده :34-12-45-59-53-17
II)شماره ایمیل : FL 765/22167
III )شماره کد : FL 09622UK
IV ) شماره فایل : FL 07/53445234342
لطفا در اسرع وقت جهت واگذاری و ترخیص فوری جایزه تان با متصدی طلب ها تماس بگیرید.
دکتر .......ایمیل:..........
مراحل لازم جهت طلب جایزه تان:
1- لطفا شماره تماس خویش را در تمامی مکاتباتتان با متصدی طلب ها ذکر نمایید.
2- برندگان بایستی جزئیات حساب بانکی یا آدرس حساب شان ، جایی که آنها می خواهند جایزه شان پرداخت یا فرستاده شود را به مسئول امور مطالبات بفرستند.
3- برندگان بایستی نام و نام خانوادگی ، آدرس دقیق منزل یا محل کار ، شماره تلفن و وسایل تعیین هویت (پاسپورت بین المللی یا گواهینامه رانندگی ) خویش را از طریق ایمیل به مسئول مطالبات بفرستند تا جایزه شان در اسرع وقت پرداخت شود.
4- لازم است مبلغ 100 دلار بعنوان هزینه انجام کارهای اداری ، بیمه و هزینه های پستی به شماره حساب ...... واریز نمایید.بار دیگر به نمایندگی از طرف تمامی کارمندانمان به شما تبریک و شادباش عرض می نمائیم.ارادتمند شمااسمیت - مدیر جوایز».
شک نکنید تمامی صاحبان آدرس های الکترونیکی که آدرس و ایمیلشان به نحوی در یکی از سایت ها ی دیگر ثبت و حک شده قطعا یکی از این نوع نامه ها در اشکال و قالب های مختلف دریافت کرده اند و چندین روز به خاطر دریافت آن شادمان و مشعوف گشته و گاه دیده ام که افرادی حتی برنامه سور و شیرینی خورانی راه انداخته اند و به محض رویت این نامه ها بدون مشورت با مطلعین و وکلای حقوقی نسبت به پرداخت 100 دلار اقدام کرده و پس از واریز هزینه پرداخت خود را مالباخته و مغموم دیده اند.
آری ارسال این نوع از نامه ها که خود نوعی کلاهبرداری اینترنتی از نوع مشابه شرکت های هرمی است کاربران اینترنتی را تهدید می کند و لازم است تا همه کاربران و دوستان عزیزهوشیار بوده تا شیادان و الیاس های اینترنتی نتوانند به آسانی مبالغ کلانی را از آنها به تاراج برند و کسی نیست به ارسال کنندگان این نامه ها بگوید که اگر شما در گفتار و کلامتان صادق هستید چرا مبلغ 100 دلار درخواستی را از مبلغ کل جایزه کسر نمی کنید تا از مکاتبات و حوالجات بیهوده مجدد جلوگیری بعمل آید. **
وحید کاظم زاده قاضی جهانی
منبع
+
| نوشته شده در: جمعه بیست و هفتم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
156
سی دیهای تکفیر شیعه از سوي برخي وابستگان به وهابيت در معابر پر رفت و آمد شهر زاهدان در معرض فروش قرار داده ميشود.
به گزارش خبرنگار «جهان» از زاهدان، سی دیهای سخنراني هاي علماي وهابي در تکفیر شیعه و كشتن شيعيان در معابر پر رفت و آمد و پیاده روهای شهر زاهدان به فروش ميرسد.
اين سي ديها در مقادير بسيار زيادي حتي در روستاهاي دور افتاده اين زاهدان و با قيمت ناچيزي به فروش ميرسد.
بنابراین گزارش؛ در تمام نقاط استان سيستان و بلوچستان با بودجه وهابيون سعودي مساجدي با شمايل مساجد وهابيون در حال ساخت است.
اين گزارش حاكيست، برخي طلبههای خارجی در سيستان و بلوچستان كه با وهابيون در ارتباط هستند مجوز اقامت در ايران را نيز در اخيار دارند.
تعداد طلبههاي خارجي در مدارس ديني اين استان نزديك به 10 هزار نفر است و بيشتر از كشورهايي چون پاکستان و عربستان سعودي وارد اين استان شدهاند.
در چند سال اخير، وهابيون فعاليتهاي گسترده خود را متوجه ايران و بويژه مناطق مرزي و سني نشين كرده اند و با صرف هزينه هاي كلان، سعي در ايجاد تفرقه در بين شيعيان و اهل تسنن ساكن در اين مناطق دارند و نيز تلاش ميكنند با سوء استفاده از برخي كمبودها در مناطق فقيرنشين، جايگاه اجتماعي خود را ارتقا دهند.
هییییییییس !!! سر و صدا نکنین ، یه وقت چرت برادران اطلاعات و پلیس پاره میشه... !!!
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
154
رییس بنیاد باران گفت: تخلف بزرگ و آشکار در انتخابات وجود نخواهد داشت.
به گزارش الف، آقای سید محمد خاتمی در جمع تعدادی از فعالین رسانه ای جبهه اصلاحات افزود: تخلف آشكار در انتخابات وجود نخواهد داشت، تخلف صورت می گیرد، گر چه این تخلف بزرگ و آشكار نیست.
خاتمی افزود: من به دوستان گفته ام در انتخابات مجلس مشاركت كنند، منتهی آدم های معقول جناح اصلاح طلب، اگر در زیر یك چتر در آیند، مطمئن باشید نتیجه انتخابات متفاوت تر از چیزی خواهد بود كه دوستان الان پیش بینی می كنند. ما الان با دوستان درباره انتخابات جلسات مداوم داریم.
وی در خصوص ورود رهبری به جزئیات انتخابات گفت: ایشان قبلاً در این عرصه ها دخالت نمی كردند، الان هم دخالت نمی كنند، مقام معظم رهبری به این مسایل نگاه مثبت دارند و با این نگاه مثبت بوده كه آقای معین و مهرعلیزاده در انتخابات نهم ریاست جمهوری تایید شدند. رهبری فراتر از این ماجراها است، دوستانی كه می خواهند فضای كشور را برای سوء استفاده آماده كنند از این حرفها می زنند.
آقای خاتمی در مورد پرونده هسته ای اظهار داشت: پرونده هسته ای ایران بسته نشده است. نمی دانم آقای احمدی نژاد كه می گوید، پرونده هسته ای بسته شده منظورش چیست. شاید خواب نما شده باشد. پرونده در شورای امنیت است و ربطی به آژانس ندارد.
وی با اشاره به خاطرات دوران خردسالی اش گفت: زمانی كه من بچه بودم و به كربلا رفته بودیم یك ننه حسنی داشتیم كه وقتی مادرم خواب بود من را از خانه بیرون كرد و چند ساعت من بیرون بودم بعد در را باز كرد داخل شدم، وقتی وارد خانه شدم گفتم "یاجَدّا" ، پای ننه حسن به حوض خورد و شكست. الان هم كاری می كنند كه یك "یاجدا" بگویم.
منبع
خبر مرتبط :اهانت بی سابقه خاتمي به احمدينژاد / پايتان را ميشكنم!
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
153
"نيكلا ساركوزي" رييس جمهوري فرانسه، روز يكشنبه با فشارهاي رو به افزايش مطبوعات اين كشور كه برخي از آنان نيز به اعلام رسمي خبر جدايي وي از سسيليا همسرش در آيندهاي نزديك حكايت دارند، روبهرو شده است.
به گزارش «جهان» و به نقل از خبرگزاري فرانسه از پاريس، پايگاه اينترنتي هفتهنامه "نوول اوبزرواتور"، يكشنبه شب تاكيد كرد كه خبر رسمي جدايي نيكلا و سسيليا روز دوشنبه اعلام خواهد شد.
روزنامه اقتصادي "تريبون" نيز به نقل از يك منبع كاملا موثق خبر داد كه طلاق نيكلا و سسيليا روز چهارشنبه اعلام ميشود.
شايعات جدايي زوج رياست جمهوري فرانسه از روز جمعه در سالنهاي مطبوعات فرانسه پخش شد، اما مورد تاييد رسمي دولت قرار نگرفت.
"كريستوف باربيه" سردبير هفتهنامه "اكسپرس" هم در گفت وگويي با پايگاه اينترنتي "لوپوست.اف.آر"، گفت: ظاهرا در آيندهاي نزديك خبر رسمي جدايي را خواهيم داشت.
سخنگوي كاخ اليزه، قرار است روز دوشنبه در نشست خبري هفتگي خود در اين باره توضيح دهد.
"ديويد مارتينون" سخنگوي رياست جمهوري فرانسه، تاكنون از ابراز عقيده درباره اين خبر خودداري كرده است.
نيكلا ساركوزي و سسيليا در سال ۱۹۹۶ميلادي باهم ازدواج كردند و يك پسر به نام لويي ۱۰ساله، ثمره اين ازدواج است.
ساركوزي همچنين از ازدواج اول خود دو پسر ديگر دارد.
بر پايه اين گزارش، اين در حالي است كه كه تنها يك هفته پيش ماجراي ارتباط نامشروع رييس جمهوري فرانسه با يك زن در برخي مطبوعات فرانسه مطرح شد.
اولين بار، روزنامه فرانسوي "اس -ريپابليكن" شايعهجدايي نيكلا و سسيليا را اعلام كرد.
مارتينون، روز جمعه در حاشيه ديدار رييس جمهوري فرانسه از ناحيه نرماندي، گفته بود: من هيچ توضيحي درباره شايعات مطبوعاتي ندارم.
اين شايعات در حالي پخش شده است كه خانم سسيليا در سفرهاي اخير خارجي ساركوزي، از همراهي وي خودداري كرده است.
سسيليا و نيكلا از روز ۲۰سپتامبر ( ۲۹شهريور) تاكنون ديگر به همراه هم در انظارعمومي مشاهده نشدهاند.
یه عکس با تلویحی طنز آلود از سایت خبری جهان :
حاج یونس سارکوزی! 
خبرنگار «جهان» امروز این عکس را در سایت های فرانسه زبان پیدا کرده که درباره ماجرای درخواست طلاق زن سارکوزی رئیس جمهور فرانسه مطلب نوشته اند. راستی اگر شما جای زن سارکوزی بودید و همسرتان این قدر بی گدار به آب می زد می کرد ، طلاق نمی گرفتید! باز هم صد رحمت به حاج یونس فتوحی خودمان که گرچه عاشق دختری هم سن نوه اش شده بود اما قدری نجابت به خرج می داد!

+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
137
در فضیلت و ثواب عبادت و احیای شب عید فطر احادیث بسیار وارد شده و روایت شده است که آن شب کمتراز شب قدر نیست. برای درک این شب انجام اعمالی به این شرح از ائمه (ع) سفارش شده است:
۱) در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود.
۲) آن شب با نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالی و بیتوته در مسجد احیاشود.
۳) بعد از نماز مغرب و عشاء، نماز صبح و نمازعید فطر با ذکرالله اکبرالله اکبر، لا اله الاالله والله اکبرالله اکبر و لله الحمد الحمد لله علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا گفته شود.
۴) بعد از نماز مغرب و نافله آن، دستها را به سوی آسمان بلند کرده و بگوید: یا ذالمن و الطول یا ذالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل علی محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب احصیته وهو عندک فی کتاب مبین. پس به سجده برود و ۱۰۰ مرتبه در سجده بگوید: اتوب الیالله پس هر حاجت که دارد از حق تعالی بخواهد که انشاءالله بر آورده خواهد شد.
۵) زیارت امام حسین(ع) که فضیلت بسیار دارد.
۶) ذکر یا دائم الفضل علی البریهٔ یا باسط الیدین بالعطیهٔ یا صاحب المواهب السنیهٔ صل علی محمد و آله خیرالوری سجیهٔ واغفرلنا یا ذالعلی فی هذه العشیهٔ، که از اعمال شب جمعه است، ۱۰ مرتبه گفته شود.
۷) ۱۰ رکعت نماز در شب آخر ماه رمضان اقامه میشود که به صورت ۵ نماز ۲ رکعتی، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ۱۰ بار خوانده شود و در رکوع و سجود ۱۰ مرتبه ذکر سبحانالله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر، گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید: یا حی یا قیوم یا ذالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرهٔ و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا.
۸) بعد از نماز مغرب و نافله آن ۲ رکعت نماز به جا آورد، در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یک مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و ۱۰۰ مرتبه ذکر اتوب الیالله گفته شود. پس از آن بگوید: یا ذالمن والجود یا ذالمن والطول یا مصطفی محمد صلیالله علیه وآله صل علی محمد وآله و افعل بیکذا و کذا و به جای کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است که حضرت امیرالمؤمنین (ع)این۲ رکعت را به این کیفیت به جا میآورد پس سر از سجده برمیداشت و میفرمود به حق آن خداوندی که جانم به دست قدرت او است هر که این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا کند و اگر به عدد ریگهای بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد و در روایت دیگر به جای هزار مرتبه توحید ۱۰۰ مرتبه وارد شده است.
۹) ۱۴ رکعت نماز اقامه کند. بعد از هر ۲ رکعت سلام دهد و در هر رکعت بعد از حمد، یک بار آیت الکرسی و ۳ مرتبه توحید خوانده شود. برای هر رکعت، ثواب عبادت ۴۰ سال وعبادت هر که در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطا میشود.
به راستی چه عیدی شیرین تر و چه پیروزیای شکوهمندتر از بازگشت به خویشتن و پیروزی بر طاغوت نفس اماره؟ که فطرت را زیر پای سهمگین خود منکوب کرده است.اللهم انی اسئلـک خیر ماسئلـک به عباد ک الصالحون و اعوذبـک مما استعاذ منه عبادک المخلصون.
منبع
+
| نوشته شده در: شنبه بیست و یکم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
135
طاها ياسين رمضان معاون صدام ديکتاتور سابق عراق که مدتي پيش اعدام شد در نامه اي به محمد يونس الاحمد دبير رهبري _ کشوري حزب سوسياليست بعث عربي که در سوريه اقامت دارد اعلام کرده بود رفتارهاي عزت ابراهيم مرد شماره دو عراق عامل لو رفتن صدام و دستگيري وي بود.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از الخليج چاپ بحرين ، در پايگاه اينترنتي " مقالات عراقي " تصويري از نامه طاها ياسين رمضان منتشر شده است که وي اين نامه را هنگاميکه در زندان بود به محمد يونس الاحمد فرستاده بود .
طاها ياسين رمضان در نامه ديگري که در اين پايگاه اينترنتي منتشر شده با اسم رمز عدنان اين نامه را امضا کرده بود و در ان نوشته بود نزديکان عزت الدوري سبب شدند تا امريکائيها صدام را دستگير کنند.
در اين نامه نوشته شده است زمانيکه صدام در مزرعه نامق الدوري همراه ويژه صدام در منطقه الدور پنهان شده بود سرتيپ کمال الدوري در مقابل دريافت بيست و پنج ميليون دلار جايزه به نيروهاي امريکايي محل اختفاي صدام را اطلاع داده و کار دستگيري وي را تسهيل کرده بود.
علي ندا ، شيخ عشيره البيجات که صدام از اين عشيره بود نيز همين مطلب را گفته است.
علي ندا در پيام شفاهي که از طريق وکلاي صدام به وي در زندان منتقل شده بود تائيد کردکه نامق و کمال الدوري از نزديکان عبد الله الدوري عضو رهبري کشوري حزب بعث مسئول بازداشت صدام بودند.
علي الندا گفته است اين اطلاعات را به عشيره بيجات اعلام کرده است تا از فتنه و انتقامجويي از افراد ديگر جلوگيري شود.
منبع
+
| نوشته شده در: جمعه بیستم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
129
... می دونی میخوام کجا برم ؟... میخوام برای کفتراش یخورده گندم ببرم... اونجا که گنبدش طلاست... با کفتراش پر بزنم... دوسش دارم امامم... در خونشو در بزنم... بعضی شبا تو خونمون... بابا به مادرم میگه... میخوام برم امام رضا... بخدا دلم تنگ دیگه ..........


عکس بالا مربوط به بعد از گلوله باران حرم امام رضا ( ع ) به دست ژنرال لیاخوف روسی است
بقیه عکسها رو در ادامه مطلب حتما" ببینید .
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: جمعه بیستم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
118
سلام
اگه میخواید تو یه مسابقه شرکت کنیداینجاکلیک کنید تا وقتش تموم نشده. 
هر چی برنده شدید نصف به نصف باشه ؟ 

+
| نوشته شده در: دوشنبه شانزدهم مهر 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
96

عاملان ترور قاضي مقدس به دار مجازات آويخته شدند .
به گزارش سرویس اجتماعی خبرگزاری انتخاب دو تن از عاملان ترور قاضی حسن مقدس، "معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي ارشاد"، صبح امروز 11 امرداد 1386 در ساعت 9:40 و مصادف با سالروز ترور قاضی مقدس در مقابل دادسراي ارشاد و در ملا عام به دار مجازات آويخته شدند. گفتنی است دو سال پیش قاضی حسن مقدس پس از خروج از دادسرا توسط این دو تن مورد هدف قرار گرفت، پس از آنکه این دو متهم دستگیر شدند و مراحل دادرسی طی شد هر دو متهم به اعدام محکوم شدند و سرانجام، پس از تاييد حكم توسط ديوان عالي كشور به اعدام محكوم شدند. جرایم ارتكابي این دو فرد به شرح ذیل است:
1 - مجيد كاووسي فر فرزند محمد تقي متهم به محاربه و فساد فيالارض در مباشرت و مداخله از طريق
اول) مباشرت در 3 فقره قتل عمدي، مرحوم حاج حسن مقدس (معاون دادستان تهران)، گروهبان بشير سهامي (محافظ بانك) و هوشنگ تلاشي (ارباب رجوع بانك)
دوم ) مباشرت در 4 فقره ايراد ضرب و جرح عمدي از طريق تيراندازي با سلاح گرم در جريان سرقت مسلحانه
سوم) مشاركت در 5 فقره سرقت مسلحانه از بانك ملي شعبه آهنگ، امامت، نيك نام، حداد عادل و بانك صادرات شعبه صفاي شرقي
چهارم) مشاركت در سرقت مسلحانه 3 دستگاه اتومبيل
پنجم ) مشاركت در سرقت مسلحانه اسلحه سازماني سرباز نگهباني سفارت قرقيزستان
ششم) مباشرت در سرقت سلاح كمري نگهبان بانك صادرات
هفتم) حمل و نگهداري 3 قبضه سلاح غيرمجاز و مهمات
2-حسين كاووسي فر فرزند محسن متهم به محاربه و فساد فيالارض از طريق مشاركت و معاونت با متهم رديف اول در:
اول) ترور حاج حسن مقدس از طريق تسهيل در ترور و همكاري با مباشر در انجام عمليات تروريستي
دوم ) سرقت اسلحه كلاشينكف از نگهبان سفارت قرقيزستان بصورت مسلحانه
سوم) مشاركت در سرقت مسلحانه از بانك ملي شعبه امامتچهارم) مشاركت در سرقت مسلحانه دو دستگاه اتومبيل شخصي
پنجم) حمل و نگهداري 3 قبضه اسلحه غيرمجاز و مهمات مربوطه
این گزارش می افزاید سرانجام مصادف با روز ترور قاضی حسن مقدس این دو فرد به دار مجازات آویخته شدند.
+
| نوشته شده در: پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
84
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمهی بقا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانهی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
**********
شاعر : مرحوم محمّد حسین شهریار
+
| نوشته شده در: پنجشنبه چهارم مرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
70
سلام
خبر کوتاه بود امّا به اندازه کوهی غم وغصّه روی دوش شیعیان گذاشت :
" حضرت آیت اللّه العظمی محمد فاضل لنکرانی مرجع عظیم الشّان جهان تشیّع به ملکوت اعلی پیوست . "
وقتی به اون حدیث معصوم فکر میکنم که فرمود : " هر گاه عالم و دانشمندی از اسلام وفات نماید چنان صدمه و آسیبی بر پیکره دین وارد میگردد که هیچ جبران و التیامی بر آن نخواهد بود. " داغ و سنگینی این واقعه رو بهتر درک میکنم ، اگر بتونم درک کنم .
تو این زمونه که بیشتر از دوران دیگه شیعه به رهبران عالم و متعالی احتیاج داره ، این ضایعه بزرگ به بزرگی تموم دردهای عالم خودنمایی میکنه .
یا بقیه اللّه آجرک اللّه
پیوند خبر
+
| نوشته شده در: شنبه بیست و ششم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
69
سلام
به خاطر امتحانات دانشگاه کمتر برای نت وقت میذارم . به امید خدا از نیمه تیر به بعد با دست پر برمیگردم .
یاعلی
+
| نوشته شده در: چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
67
سلام
طبق قولی که داده بودم چند تا نشونی دیگه از واحد فرآوری اعضای پیوندی بیمارستان دکتر مسیح دانشوری نوشتم . ببخشید که دیر شد . 
***********************************************
از اول اردیبهشت ماه ، شنبه هر هفته ،مي توانيد در موج FM ردیف ۱۲۰.۵ و ۱۰۳.۹ از ساعت ۳۰/۱۲ الي ۳۰/۱۳ ( رادیو سلامت ) با موضوع بحث پیوند اعضا به ما بپيونديد .
شما مي توانيد با تلفنهاي ۲۲۰۲۱۹۵۴ و ۲۲۰۱۲۶۷۹ و يا با پيام كوتاه ۳۰۰۰۰۱۰۲۵ فقط در ساعت مذكور با اين گفتگو در ارتباط باشيد.
) پیوند مربوطه (
جهت مکاتبه پستی
تهران - کدپستی : ١٩٥٦٩، صندوق پستی : ١٥٤/١٩٥٧٥
جهت تماس تلفنی
تلفن ( از ساعت 8:00 الی 14:00) - 9419 2010 (٠٢١) تلفن گویا (جهت دریافت پیام های شما به صورت شبانه روزی ) - 20109966 (٠٢١) دورنما - 2010996 (٠٢١) نشانی پست الکترونیکی : info@iran-ehda.com
لطفاً جهت پاسخ به سؤالات خود در خصوص اهدای عضو، تلفنی با ما تماس حاصل فرمایید. پست الکترونیکی مربوطه فقط جهت دریافت نظرات و پیشنهادات شما هموطنان عزیز و ارجمند می باشد.
+
| نوشته شده در: پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
65
آن قطب اکبر، آن صاحب اسرار و خبر، آن شیخ کامل، آن چپ و راست را شامل، آن آمده از بلاد رفسنجان، آن متمکن بلامکان، آن تشخیص دهنده مصالح نظام، آن شیخ عالیمقام، آن شاه ماهی بحر و بر، آن معروف به اسمشو نبر، آن قطب و مقتدای رندان، آن صاحب پسته های خندان، آن دارنده کرامات معنوی و مادی، آن شیخ کاملا غیرعادی، آن یار جانی، آن رئیس ثانی، آن حاضر به هر مکانی، شیخنا و مولانا و وتدنا علی اکبر هاشمی بهرمانی ثم رفسنجانی، رئیس کارگزاران بود، و سازنده سد زیاران بود و هنرش تبدیل جنگل به اتوبان بود.

از کرامات او یکی آن بود که چون زاده شد، به سه شبانروز باد همی آمد و شتران در بیابان از حمله طوفان بخسبیدند و مرغان آسمان بگریستند، تا شیخی بیامده و طفل را بدید و چون در پیشانی طفل نگریست، صیحه برکشیده و به لمحه ای جان داد و بمرد. و ده شیخ دیگر از یمن و حجاز و شامات و بصره بیامدند و آینه مصری بیاوردند، و جون در آینه بدیدند، هر ده شیخ چهل روز بگریستند، از مصیبت آنک دیده بودند. تا مادرش علت سووال نمود، شیخی گفت: شصت سال بعد زنی با چادری بر کمر درآید و چنان نماید که هیچ زنی با هیچ مردی ننموده باشد. مادرش بپرسید: پس نام آن زن چه باشد؟ شیخ بگفت: فاطی باشد و بدو الهام داخل شود و از کازرون بیاید و هر روز نامه های کثیر نویسد، تا چند سال، پس از عظمت آن مصیبت، آن شیخ نیز بمرد.
نقل است که مستجاب الدعوه بودی و هرچه به صدق دعا کردی، همان شد. پس روزی گفت: خدایا چنان کن که درد گرسنگان بدانم، پس دعایش مستجاب شد و تا ده سال همیشه گرسنه بودی و سنگ و پاره آجر می خوردی از آن سبب. و دعا بکرد: خدایا چنان کن که ظالمان مرا بزنند تا درد کتک خوردگان بدانم. و خدای دعای وی مستجاب نمودی و او را به ده سال بزدند و از کرامت وی آن بود که هر چه کتک می خورد، بر بدن وی هیچ اثر شکنجه نبود. و نقل است که دعا همی کرد که خدایا همی کن تا شخصیت مرا تخریب کنند و در اثر همین دعا بود که مرغان هوا یک میلیون سی دی در احوال او بر زمین بریختند. و فقط همین دعاهای او مستجاب شد، رضی الله عنه.
شیخ اکبر را پنج فرزند بود، محسن و فاطمه و فائزه و مهدی و یاسر، شبی فرزندان نزد شیخ آمدند. پس شیخ محسن گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس گفت: « به روی زمین مباش و در آسمان مرو.» پس شیخ محسن به زیر زمین شد و مترو همی ساخت، ساختنی. پس شیخ فاطمه بدو گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس گفت: به دوای دردمندان بپرداز. پس فاطمه به واردات داروی دردمندان پرداخت و سالها بدین کار بود و شکایت همی شد و الخ. پس فائزه گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس شیخ بگفت: تک چرخ مزن! پس فائزه دوچرخه سوار همی شد و شلوار لی همی پوشید و لندن همی رفت. پس مهدی گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس شیخ اکبر بگفت: مگیر آنچه بتو دهند که پس گیرند و مده چون گرفتی چون پس ندهند. پس مهدی به نروژ همی شد و دیگر هیچ خبری از او هیچ کس ندید. پس یاسر بدو گفت: پدر! مرا نصیحتی کن. پس شیخ اکبر بگفت: با آدمیان حشر و نشر مکن تا آزار کم بینی. پس شیخ یاسر به سوی اسبان رفت و به سوارکاری پرداخت و هیچ کس به گرد او همی نرسید تا سر او فاش کند.
از وی جملات عالی نقل است. پس بگفت: « وقتی از بحران عبور می کردیم عفت خانم برای من چای آورد.»، و گفت: « الاصلاحات هو العظیم»( ترجمه: اصلاحات یکی از کارهایی بود که ما کردیم و دیگران دیدند که ما می کنیم و آنها هم کردند و اینطوری نمی خواستیم بشود، ولی الحمدالله همانطوری که می خواستیم شد.) و فرمود: « درها را زیاد باز نکنید، همین قدر که هوا کمی عوض بشود.» شیخ غلام حسین کرباسچی از شیوخ اصفهان در باب وی بگفت: « تو اون کوه بلندی، که سرتا پا غروره، کشیده سر به خورشید، غریب و بی عبوره...»( ترجمه: شیخ اکبر از بزرگان بود.)
و چون خواست جهان را ترک کند، عزرائیل بر او نازل شد و تا او را بدید گفت: وای! هاشمی! نه.... و بسرعت بگریخت و دیگر بسراغ او نرفت.
منبع
+
| نوشته شده در: شنبه دوازدهم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
64
سلام
امروز صبح تو برنامه صبح بخیر ایران مهمانی از مسئولان ستاد پیوند اعضاء وزارت بهداشت حضور داشت .خانم دکتر میگفت که
از بدن هر انسان 50 عضوش قابل پیوند زدن به بدن افراد دیگر است .اعضائی مانند قلب ، ریه ، کلیّه ، پانکراس ، استخوان ، پوست، قرنیّه چشم و چندین عضو و قسمت دیگه.
حتما" بارها شنیده اید که اعضای یک فرد مرگ مغزی شده ، جان چندین بیمار را از مرگ نجات داده . واقعا" این رویداد جدا از تالّمات روحی و روانی شدیدی که برای نزدیکان فرد متوفّی دارد باعث شادی و مسرّت چندین خانواده دیگر خواهد شد و برای فرد درگذشته باقیات صالحات پر ثوابی بهمراه دارد و دارای ارزش و مباهات والای اخلاقی و انسانیست.
بطور کل دو نوع مرگ وجود دارد : مرگ قلبی که در آن پس از مرگ قلب سایر اندامها نیز به سرعت میمیرند ؛ امّا در مرگ مغزی تنها مغز انسان از کار می افتد و سایر اندامها خصوصا" قلب با مراقبتهای ویژه تا دو هفته نیز زنده خواهد ماند و این همان فرصت طلائی برای پزشکان برای پیوند اعضاء و نجات جان عزیز چندین نفر است .
دکتر میگفت متاسفانه در کشور ما آمار اهدای اعضای افراد مرگ مغزی شده به نسبت سایر کشور ها در حد بسیار پائین و غیر قابل قیاس است .
کشور اسپانیا با متوسط 30% درصد افراد اهدا کننده از یک میلیون نفر در صدر دنیا قرار دارد در حالیکه در کشور ما این رقم در حدود 1/8 % درصد ( یک ممیز هشت دهم درصد ) از یک میلیون نفر است ، یعنی چیزی در حدود 28/2 % کمتر از کشور اسپانیا . 
عواملی از قبیل اطلاع رسانی عمومی ناقص ، تفکرهای سنتی و عدم وجود یک سازو کار منسجم و قانونمند و اورژانسی از جمله چندین مشخصه این عقب ماندگی فاحش است ؛ در حالیکه فکر میکنم ایران از لحاظ میزان تصادفات و مرگهای مغزی نه تنها دارای آمار کمتری از اسپانیا نیست بلکه میتوان گفت که شاید از این کشور در این زمینه پیشی گرفته باشد .
حرفم اینه که اگه میخواهید خدای ناکرده بعد از 120 سال ، پس از مرگ شما اعضایتان اهدا شود همین امروز شفاها"و کتبا" به افراد خانواده و دوستان و همکاران نزدیکمان سفارشات لازم را بکنیم چون باور کنید وقتی آن اتفاق افتاد همه چیز بهم میخورد.
اون خانم دکتر از اونهائیکه دوست دارن اسمشون تو بانک اطلاعاتی پیوند اعضاء قرار بگیره تا در مورد لزوم از اعضاء اونها استفاده بشه خواست تا از یکی از چند طرق زیر اقدام به ثبت نام بکنن.
البته من فقط نشانی سایت رو یادم مونده و بقیه اطلاعات رو سر کار جا گذاشتم ، پس فردا اونها رو هم اینجا مینویسم. پس از ثبت نام تو سایت کارت عضویت رایگان برای شخص ارسال میشه.
نشانی سایت : ( روی جمله زیر کلیک کنید)
واحد فرآوری اعضای پیوندی بیمارستان دانشوری
بابا دیگه منتظر چی هستین
ازآسمون داره میاد یه دسته حوری***** همشون چشم عسلی گوگوری مگوری 
ولی خدائیش جدا از شوخی باید همّتی بلند بکنیم . آمار بالا برای ما افت نداره ؟ برای ما که مسلمونیم و ایرانی هستیم .
ما جوونها حداقل باید به اندازه خودمون مایه بذاریم .
نظرات فراموش نشه
یاعلی
+
| نوشته شده در: جمعه یازدهم خرداد 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
57
حديث 1 :
[1] امام عليه السلام فرمود :[2]در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی که سوار شوند و نه پستانی که بدوشند
1 - قال [ع ] : کن فی الفتنه کابن اللبون لا ظهر فيرک و لا ضرع فيحلب
حديث 2 :
[3] هر کس طمع در درون داشته باشد خود را حقير کرده . [4] و کسیکه ناراحتيهايش را فاش کند به ذلت خويش راضی شده . و کسیکه زبانش را بر خود امير کند شخصيت خود را پايمال کرده است .
2 - و قال [ع ] : ازری بنفسه من استشعر الطمع ، و رضی بالذل من کشف عن ضره ، و هانت عليه نفسه من امر عليها لسانه
حديث 3 :
[5] بخل ننک است و ترس نقصان [6] و فقر شخص زيرک را ازبيان دليلش گنگ مي سازد . و شخصی که فقير است در شهرش غريب است .
3 - وقال [ع ] : البخل عار ، و الجبن منقصه ، و الفقر يخرس الفطن عن حجته ، و المقل غريب فی بلدته
حديث 4 :
[7] ناتوانی آفت است . و شکيبائی شجاعت .و زهد ثروت [8] و تقوی سپر و بهترين همنشين رضايت و خشنودی است .
4 - و قال [ع ] : العجز آفه ، و الصبر شجاعه ، و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعم القرين الرضی
حديث 5 :
[9] علم ميراث گرانبهائی است و آداب لباس فاخر و زينتي است و فکر آئينه ای است صاف .
5 - و قال [ع ] : العلم وراثه کريمه ، و الاداب حلل مجدده ، و الفکرمرآه صافيه
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
56
هيچ باغبانى را سرزنش نمىكنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است، چون باغ بىديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولى براى باغبان نمىماند .
هيچ كس هم با نام «آزادى» ديوار خانه خود را برنمىدارد و شبها در حياطش را باز نمىگذارد، چون خطر رخنهى دزد، جدى است .
هيچ صاحب گنج و گوهرى هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران نمىگذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مىشود .
هر چيز كه قيمتىتر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مىرود .
هر چه كه نفيستر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت، لازمتر .
اگر در شيشهى عطر را باز بگذاريد، عطرش مىپرد .
اگر رشتهى مرواريدت را در كمد و صندوق نگذارى و در آن را نبندى، گم مىشود .
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
50
يك خانواده يهودي در سرزمينهاي اشغالي فلسطين، براي رهايي از دست طوطي خود كه تكبير ميگفت و كلمات عربي بر زبان ميراند، آن را فروخت.به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهيونيستي معاريو، يك خانواده يهودي دو روز پس از خريدن يك طوطي آن را به معرض فروش گذاشتند و اعلام كردند اين طوطي هر روز صبح به زبان عربي سخن ميگويد و نداي "الله اكبر" سر ميدهد.به نوشته اين روزنامه، اين خانواده يهودي، طوطي خود را دو روز پيش از اينكه به معرض فروش بگذارند از شهرك كفرقاسم در منطقه اشغالي 1948 با قيمت ارزان خريده بودند اما پس از بازگشت به منزل خود در عسقلان صبح زود با صداي "الله اكبر" و كلمات عربي طوطي غافلگير شدند.
+
| نوشته شده در: جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 توسط: Mahdi
|
آخرين مطالب