پست شماره:
381

صحر گاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد ُبه آن محراب پاکش آرزو کردم برایت پاکی بودنُ پاک ماندن ُ پاک زیستن را
هرگاه شادم دوری تو غمگینم میکند ُ هر گاه غمگینم یاد تو شادم میکند ُ پس هر دو را دوست دارم چون هر دو از تو حکایت میکند .
گریه کردم اشک بر دلم مرحم نشد ُ ناله کردم ذره ای از درد هایم کم نشد ُ در گلستان بسیار بوئیدم ولی ُ از هزاران گل گلی همچون شما پیدا نشد .
عشق یعنی شب نشینی با خدا ُ گفتگو با ناله اما بیصدا ُ پرتاب گلی از سوی دوست ُ هر کجا باشد دلم همراه اوست .
هر چه زدم بی تو دلم وا نشد ُ جز تو کسی باب دل ما نشد ُ هر چه پرستو شدم و پر زدم ُ هم نفسی مثل تو پیدا نشد
ای دوست هرگز نرود یاد تو از خاطر من ُ مگر آن روز که شود خاک زمین منزل من
تا فصل قرار منتظر خوام ماند ُ تا دیدن یار منتظر خواهم ماند ُ اگر مرا دار زنند ُ بر چوبه دار منتظر خواهم ماند
یافتن میلیونها دوست معجزه نیست معجزه توئی که میون میلیونها دوست تکی !
مانند شقایق زندگی می کنیم کوتاه اما زیبا ُ مانند پرستو کوچ میکنیم فصلی اما هدفمند ُ مانند پروانه می میریم دردناک اما عاشق
در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم ُ آید از تربت من بوی وفاداری تو
کاش بدونی نبودنت یا تا ابد ندیدنت هرگز بهونه ای نمیشه برای از یاد بردنت
+
| نوشته شده در: شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
371
شادی را هدیه کن حتی از کسانی که آن را از تو گرفتند . عشق بورز به آنها که دلت را شکستند . دعا کن برای آنها که نفرینت کردند . درخت باش بر غم تبرها ، بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست .
شاید با هم بودن تکرار نشود اما به یاد هم بودن هر لحظه تکرار می شود .

تقدیم به تو که نمی دانم در خاطرت می مانم یا برایت خاطره می شوم . دوستت دارم نه به خاطر آنکه دوستم بداری ، به خاطر آنکه لایق دوست داشتنی .
همیشه فکر می کردم چون گرفتاریم به خدا نمی رسیم ولی چون به خدا نمی رسیم گرفتاریم .
انسان با کسی زندگی نمیکنه که با اون زندگی کنه ؛ با کسی زندگی میکنه که بدون اون نتونه زندگی کنه .

سکوت یعنی :
یه حرف که تو دلمه ... یعنی یه اسم رو لبمه ... یعنی یه شرم که تو چشمامه ... یعنی یه آرزو که تو سینمه ... سکوت یعنی دوستت دارم ...

مالکیت آسمان را به نام کسانی نوشته اند که به زمین دل نبسته اند .
زیباترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است نه در کنار هم بودن ... به یادتم .

+
| نوشته شده در: دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط: Mahdi
|
پست شماره:
179

□□□اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
□□□نگو بار گران بودیمو رفتیم. نگو نامهربون بودیمو رفتیم. آخه اینها دلیل محکمی نیست. بگو با دیگران بودیم و رفتیم .
□□□برو به جهنم ...... ......چون فقط تویی که می تونی جهنمو بهشت کنی
□□□فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدنن.
□□□ای کاش کودک بودم!!! تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود ! ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم . نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه ی مادر همه چیز را فراموش میکردم !!!
□□□ به کودکی گفتند : عشق چیست؟ گفت : بازی. به نوجوانی گفتند : عشق چیست؟ گفت : رفیق بازی. به جوانی گفتند : عشق چیست؟ گفت : پول و ثروت. به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟ گفت :عمر. به عاشقی گفتند : عشق چیست؟ چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست.
□□□در یک روز بارانی با تو آشنا شدم؛ رفتیم، گفتیم، خندیدیم ، چقدر خوش بودیم خیس شدیم! و هنوز باران میبارید که از هم گذشتیم؛ تو به سوئی رفتی و من به دیگر سو خیس شدیم! ..... و حالا وقتی باران می بارد نمی دانم بخندم یا گریه کنم؟ زیرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام را بشویم.
□□□آرزو می کنم: زندگی مال تو….مرگ مال من راحتی مال تو….گرفتاری مال من شادی مال تو…..غم مال من همه مال تو ولی تو مال من.
□□□هر وقت دلت برام تنگ شد متن زیر را بخون : : : : دیدی دلت برام تنگ شد.
□□□دخترک همیشه می گفت:من برای نجابت وفا و زیباییت عاشق تو شدم پسرک برای روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد ...اسب سگ و یک پرنده زیبا! تا دخترک خواست دلیل اینکار را بپرسد.... پسرک رفته بود برای همیشه.

منبع
+
| نوشته شده در: یکشنبه سیزدهم آبان 1386 توسط: Mahdi
|